متأسفانه باید اذعان کرد که برای برخی از دوستان، ضرورت شکلگیری یک سازمان یا حزب سیاسی که بتواند مسائل و تحولات جامعه را بهصورت روشمند و مسئولانه مورد بررسی قرار دهد و در نهایت، سیاستها و راهکارهایی متناسب با ساختار فکری، اجتماعی و مطالبات جامعه را به گفتمان سیاسی موجود وارد کند، هنوز به یک ضرورت عینی و یک نیروی تأثیرگذار تبدیل نشده است.
به باور من، یکی از دلایل اصلی این وضعیت را باید در فقدان درک کافی از الزامات و اقتضائات فعالیت حرفهای و مدرن سیاسی جستوجو کرد. فعالیت سیاسی مؤثر، صرفاً به گردهم آمدن افراد، برگزاری نشستها یا انتخاب عناوین و نمادهای سیاسی محدود نمیشود؛ بلکه مستلزم برخورداری از برنامه، تشکیلات منسجم، گفتمان روشن، شناخت دقیق از تحولات جامعه و توانایی تبدیل مطالبات اجتماعی به سیاستهای عملی و قابل دفاع است.
متأسفانه در مورد برخی تشکلهای سیاسی با پیشوند یا پسوند «ترکمن»، این عنوان پیش از آنکه بیانگر یک هویت سیاسی مسئولانه و نماینده حقوق، مطالبات و منافع جامعه ترکمن در چارچوب قواعد و ادبیات سیاسی امروز باشد، گاه به یک عنوان و نماد تبلیغاتی تقلیل یافته است. این در حالی است که جامعه امروز در متن تحولات گسترده ملی، منطقهای و فراملی قرار دارد و هر تشکل سیاسی، اگر بخواهد موجودیتی مؤثر و پایدار داشته باشد، ناگزیر است چارچوب فکری و سیاسی خود را با شناخت این تحولات و تأثیرات متقابل آنها بر جامعه بازتعریف و بهروز کند.
از این منظر، یک تشکل سیاسی نمیتواند صرفاً بازتابدهنده امیال، منافع یا ملاحظات شخصی و گروهی باشد. تشکل سیاسی زمانی میتواند مشروعیت اجتماعی و قدرت تأثیرگذاری پیدا کند که منافع عمومی را بر منافع فردی و گروهی مقدم بداند، از ظرفیتهای متنوع جامعه بهره بگیرد و برای مسائل واقعی جامعه، راهکارهای روشن، عقلانی و قابل اجرا ارائه کند.
به اعتقاد من، جامعه ترکمن بیش از هر زمان دیگری نیازمند شکلگیری یک گفتمان سیاسی مدرن، مسئولانه و آیندهنگر است؛ گفتمانی که ضمن پاسداری از هویت و حقوق فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه ترکمن، خود را در چارچوب مسائل و منافع کلان کشور نیز تعریف کند و بتواند با تکیه بر عقلانیت سیاسی، گفتوگو، مشارکت مدنی و کار تشکیلاتی حرفهای، از یک هویت صرفاً نمادین عبور کرده و به یک نیروی واقعی و تأثیرگذار در عرصه سیاسی و اجتماعی تبدیل شود.
در نهایت، اگر قرار است تشکلی سیاسی با نام و هویت ترکمن شکل بگیرد و استمرار داشته باشد، باید این پرسش اساسی را همواره پیش روی خود قرار دهد که: آیا این تشکل صرفاً برای نمایندگی یک عنوان و هویت سیاسی شکل گرفته است، یا واقعاً میخواهد نمایندهای مسئول، آگاه و اثرگذار برای مطالبات جامعه باشد؟
پاسخ به این پرسش، میتواند نقطه آغاز بازنگری جدی در شیوه فعالیت، ساختار تشکیلاتی و گفتمان سیاسی چنین مجموعههایی باشد.
