شاید ریشهٔ بسیاری از آنچه امروز در بیرون از خود میبینیم، پیش از آنکه در دیگران یا در شرایط جستوجو شود، در خود ما نهفته باشد؛ در طرز فکرمان، در فرهنگ رفتاریمان و بیش از همه، در اصرارمان بر آنچه نیاموختهایم و نخواستهایم بیاموزیم.
پیش از آنکه نگاه خود را به بیرون معطوف کنیم و برای یافتن دلیل، دیگران و شرایط را مورد پرسش قرار دهیم، شاید لازم باشد لحظهای درنگ کنیم و به درون خود بازگردیم؛ به میزان تلاشمان، به انتخابها و رویکردهایمان و به شیوهای که در برابرمسئولیتها و دشواریها ایستادهایم.
باید از تجربههای خود درس بگیریم، آنها را از یکدیگر تفکیک کنیم و بیآنکه از پذیرش سهم خود در آنچه رخ داده است شانه خالی کنیم، این آموختهها را با قواعد مبارزه، پایداری و روح درونیِ پذیرش مسئولیت درآمیزیم.
توسعهٔ فکری از جایی آغاز میشود که انسان به جای جستوجوی مقصر در بیرون، جرئت مواجهه با خویشتن را پیدا میکند؛ جایی که میپذیریم هر تجربه، حتی شکستها و کاستیها، میتوانند بخشی از مسیر آموختن باشند.
آنگاه میتوان از نخستین پلهٔ رشد و توسعهٔ فکری عبور کرد؛ پلهای که نامش «خودشناسی، پذیرش مسئولیت و آمادگی برای آموختن» است.شاید تحول واقعی نیز از همین نقطه آغاز میشود:
از لحظهای که به جای اصرار بر ناآموختهها، تصمیم میگیریم بیاموزیم.
رشید آ.
