هیئت تحریریه نیویورکتایمز:وقتی یک رهبر سیاسی بخواهد یک دموکراسی را به سمت حکومتی اقتدارگرا سوق دهد، معمولاً تلاش میکند منابع مستقل اطلاعات و نظارت را تضعیف کند. این رهبر سعی میکند قضات را بیاعتبار سازد، نهادهای مستقل دولتی را کنار بزند و رسانهها را خاموش کند. رئیسجمهور ولادیمیر پوتین در روسیه چنین کاری را طی ۲۵ سال گذشته انجام داده است. در مقیاسی کمتر، نخستوزیر ویکتور اوربان در مجارستان، نخستوزیر نارندرا مودی در هند و رئیسجمهور رجب طیب اردوغان در ترکیه نیز اخیراً اقدامات مشابهی انجام دادهاند.
تضعیف آموزش عالی معمولاً بخش مهمی از این استراتژی است. پژوهشگران دانشگاهی موظف به کشف حقیقت هستند، و مستبدان در حال ظهور میدانند که حقیقت تجربی میتواند تهدیدی برای اقتدارشان باشد. پوتین گفته است: «جنگها را معلمان میبرند.» او و اردوغان برخی دانشگاهها را تعطیل کردهاند. دولت مودی برخی دانشمندان مخالف را بازداشت کرده و اوربان بنیادهای وفادار به خود را مسئول ادارهی دانشگاهها کرده است.
دونالد ترامپ هنوز به اندازهی این رهبران در تضعیف دموکراسی پیش نرفته است، اما سادهلوحانه خواهد بود که از شباهت اقدامات اولیهی او به روشهای آنها چشمپوشی کنیم. او نهادهای نظارتی دولتی، رهبران نظامی، دادستانها و کارشناسان امنیت ملی را برکنار کرده است. او از رسانهها شکایت کرده و دولتش تهدید به کنترل برخی از آنها کرده است. او همچنین گفته است که قضات قدرتی برای محدود کردن او ندارند و در شبکههای اجتماعی نوشته است: «کسی که کشورش را نجات دهد، هیچ قانونی را نقض نکرده است.»
تضعیف آموزش عالی با کاهش منابع مالی
حملهی چندوجهی ترامپ به آموزش عالی بخشی اساسی از تلاش او برای تضعیف نهادهایی است که واقعیت را بر اساس روایت او شکل نمیدهند. از همه مهمتر، او اقدام به کاهش شدید منابع مالی دانشگاهها کرده یا در حال بررسی آن است. دولت ترامپ کاهش چشمگیری در پرداختهای فدرال برای پوشش هزینههای غیرمستقیم پژوهشهای علمی، مانند اجارهی آزمایشگاهها، برق و دفع پسماندهای خطرناک اعلام کرده است. (یک قاضی فدرال به طور موقت جلوی این کاهشها را گرفته است.) جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، و دیگر جمهوریخواهان بر افزایش شدید مالیات بر صندوقهای وقفی دانشگاهها تأکید کردهاند؛ مالیاتی که ترامپ در اولین دورهی ریاستجمهوریاش وضع کرد. این دو سیاست در مجموع میتوانند بودجهی سالانهی برخی دانشگاههای پژوهشی را بیش از ۱۰ درصد کاهش دهند.
ترامپ به روشهای دیگری نیز آموزش عالی را تحت فشار قرار داده است. وزارت آموزشوپرورش تقریباً نیمی از نیروی انسانی خود را اخراج کرده است، که این موضوع میتواند دریافت کمکهای مالی توسط دانشجویان را دشوارتر کند. حذف تقریباً کامل آژانس توسعهی بینالمللی ایالات متحده منجر به لغو ۸۰۰ میلیون دلار کمک مالی به دانشگاه جانز هاپکینز شد. در تاریخ ۷ مارس، دولت ترامپ به طور خاص دانشگاه کلمبیا را هدف قرار داد و اعلام کرد که ۴۰۰ میلیون دلار کمک مالی این دانشگاه را به دلیل آنچه واکنش ناکافی به یهودیستیزی در پردیس دانشگاه خواند، قطع خواهد کرد.
ما درک میکنیم که چرا بسیاری از آمریکاییها به آموزش عالی اعتماد ندارند و احساس میکنند که سهم چندانی از آن ندارند. دانشگاههای نخبهگرا گاهی مانند زمینبازیهای انحصاری برای جوانانی به نظر میرسند که صرفاً در پی کسب مزایای شخصی هستند. مدارس کمتر نخبهگرا، از جمله کالجهای عمومی، اغلب نرخ ترک تحصیل بالایی دارند و دانشجویانشان را با ترکیب سنگینی از بدهی و مدرک نگرفته رها میکنند. در سراسر نظام آموزش عالی، اعضای هیئت علمی ممکن است افرادی دور از واقعیت به نظر برسند، با دیدگاههای سیاسی که به شدت به سمت چپ متمایل است.
ترامپ و مشاورانش از نارضایتی عمومی نسبت به مشکلات واقعی دانشگاهها بهرهبرداری میکنند. اما، مانند رویکرد آنها در زمینهی تجارت، ریختوپاشهای دولتی، سیاست مهاجرتی و هزینههای نظامی اروپا، بسیاری از راهحلهای پیشنهادیشان مشکلات اساسی را حل نخواهند کرد یا مشکلات جدیدی ایجاد خواهند نمود. سیستم آموزش عالی آمریکا، با وجود تمام نقصهایش، مورد تحسین جهانی است و اکنون با فشار مالیای مواجه است که نقاط قوت فراوان آن را تهدید میکند — نقاط قوتی که به نفع همهی آمریکاییهاست.
کاهش بودجه یعنی کاهش تحقیقات
مهمترین این نقاط قوت، رهبری جهانی آمریکا در مراقبتهای پزشکی و پژوهشهای علمی است. استادان آمریکایی همچنان در جوایز نوبل پیشتاز هستند. وقتی افراد ثروتمند و قدرتمند در کشورهای دیگر با بحران پزشکی روبهرو میشوند، اغلب از ارتباطات خود استفاده میکنند تا وقت ویزیت در یکی از بیمارستانهای دانشگاهی آمریکا بگیرند. از این گذشته، برخی از همان جمهوریخواهانی که با کاهش بودجه دانشگاهها را هدف قرار دادهاند، هنگام بیماری خود یا بستگانشان، به متخصصان برجستهی پزشکی این دانشگاهها مراجعه میکنند.
رهبری علمی و پزشکی آمریکا وابسته به سرمایهگذاریهای دولتی است. شرکتهای خصوصی، حتی شرکتهای بزرگ، معمولاً پژوهشهای بنیادی که به پیشرفتهای علمی منجر میشود را انجام نمیدهند، زیرا این تحقیقات بسیار نامطمئن هستند؛ حتی آزمایشهای موفق نیز ممکن است تا دههها به محصولی سودآور نینجامند. کاهش بودجهی برنامهریزیشده توسط ترامپ به اندازهای گسترده است که دانشگاهها را مجبور به کاهش این تحقیقات خواهد کرد. فهرست پیشرفتهایی که ممکن است هرگز محقق نشوند طولانی است، از جمله در زمینهی سرطان، بیماریهای قلبی، ویروسها، چاقی، زوال عقل و سوءمصرف مواد مخدر. همچنین، پیامدهای این کاهش بودجه محدود به بخش پزشکی نخواهد بود. دلیل اینکه سیلیکونولی در کنار یک دانشگاه تحقیقاتی رشد کرد، همین سرمایهگذاری در پژوهش بود.
بخشهای غیرمالیِ حملهی دولت ترامپ به آموزش عالی نیز نگرانکننده است. آخر هفتهی گذشته، مأموران مهاجرت محمود خلیل، یکی از رهبران تظاهرات طرفدار فلسطین در دانشگاه کلمبیا را بازداشت کردند. او دارندهی کارت سبز و همسر یک شهروند آمریکایی است. دولت هیچ مدرکی ارائه نداده که نشان دهد او قانون را نقض کرده است. حتی بسیاری از حقوقدانانی که با دیدگاههای او دربارهی اسرائیل و حماس مخالفند، بازداشتش را نقض خطرناک اصول آزادی بیان میدانند، و ما نیز این نگرانی را داریم. ترامپ بازداشت او را «اولین دستگیری از بسیاری دیگر که در راه است» توصیف کرد، نشانهای که حاکی از آن است که رئیسجمهور قصد دارد جو رعب و وحشت میان دانشجویان مهاجر در دانشگاهها ایجاد کند.
مؤثرترین پاسخ به کارزار ترامپ علیه دانشگاهها
مؤثرترین پاسخ به کارزار ترامپ علیه دانشگاهها چیست؟ برای افرادی که خارج از فضای آموزش عالی هستند، اکنون زمان آن است که علناً دربارهی اهمیت دانشگاهها سخن بگویند. دانشگاهها در بهبود سلامت عمومی، رشد اقتصادی و امنیت ملی نقش دارند. در برخی مناطق، آنها بزرگترین کارفرماها هستند. آنها موتور بیرقیب، هرچند ناقص، ارتقای اجتماعی هستند که میتوانند مسیر زندگی خانوادهها را دگرگون کنند.
برای افرادی که در آموزش عالی فعالیت دارند، اکنون زمان آن است که هم در بیان نقاط قوت دانشگاهها جسورتر باشند و هم در اصلاح نقاط ضعفشان متفکرانهتر عمل کنند. در مورد این نقاط ضعف: در سالهای اخیر، تعداد زیادی از استادان و مدیران دانشگاهی بیشتر به عنوان ایدئولوگهای لیبرال عمل کردهاند تا جویندگان حقیقت تجربی. محققان دانشگاهی تلاش کردهاند که بحث دربارهی موضوعات مشروع را خاموش کنند، از جمله محدودیتهای کرونایی، درمانهای تغییر جنسیت و سیاستهای تنوع، برابری و شمول. نظرسنجی سال گذشتهی دانشگاه هاروارد نشان داد که تنها ۳۳ درصد از فارغالتحصیلان سال آخر احساس راحتی میکردند که نظراتشان را دربارهی موضوعات بحثبرانگیز ابراز کنند، در حالی که دانشجویان میانهرو و محافظهکار بیشتر از طرد شدن نگران بودند.
مایکل راث، رئیس دانشگاه وسلین، میگوید: «انزواطلبی آکادمیک آمریکا تکاندهنده است. این امر باعث شده که احساس خشم گستردهای علیه نخبگان دانشگاهی شکل بگیرد.» این انزواطلبی، سیاستهای ترامپ را توجیه نمیکند، اما توضیح میدهد که چرا امروز محافظهکاران کمتری از دانشگاهها دفاع میکنند. دانشگاهها در صورتی که به تعهد خود به بحث آزاد پایبند بمانند، در موقعیت بهتری در بلندمدت قرار خواهند گرفت.
در مورد دفاع از نقاط قوت این بخش، رهبران آموزش عالی آمریکا در مواجهه با حملات ترامپ اغلب محتاط و ساکت بودهاند. هولدن تورپ، شیمیدان و مدیر اجرایی نشریات ساینس، میگوید: «کسانی که به آموزش عالی حمله میکنند، بدون وقفه در حال صحبت هستند. اما کسانی که آن را رهبری میکنند، چندان چیزی نمیگویند.» (مایکل راث که از منتقدان مداوم دولت است، یک استثنا محسوب میشود.) روسای دانشگاهها به نظر میرسد که امیدوارند اگر ساکت بمانند، تهدید از بین برود — یا دستکم، از دانشگاه آنها عبور کند. اما بعید است که این خوشاقبالی نصیبشان شود.
در دوران اول ریاستجمهوری ترامپ، برخی مدیران و استادان دانشگاه اشتباه معکوس را مرتکب شدند و در موضوعات سیاسیای که تخصص چندانی در آن نداشتند، اظهار نظر کردند. رؤسای دانشگاهها نیازی ندارند که مفسر سیاسی شوند. اما وقتی مأموریت اصلی مؤسساتشان مورد حمله قرار میگیرد، باید از آن دفاع کنند. رهبران دانشگاهی میتوانند به نفع خود و کشورشان عمل کنند، اگر از لاک دفاعی بیرون بیایند و با صراحت از پژوهش، علم و دانش دفاع کنند.۱۵ مارس ۲۰۲۵
* (هیئت تحریریه نیویورکتایمز گروهی از روزنامهنگاران بخش دیدگاه است که نظراتشان مبتنی بر تخصص، پژوهش، مباحثه و ارزشهای دیرینه است. این بخش، از تحریریهی خبری مستقل است.)