مهاجرت، تبعید و غربت

مهاجرت، تبعید و غربت

هانا آرنت در شرح حال غربت محتوم بشر مدرن می‌نویسد: «عصر مدرن با از جهان‌بیگانگیِ فزاینده‌اش به وضعی انجامیده است که در آن انسان هرجا که می‌رود، تنها با خودش روبه‌رو می‌شود ... تنهایی به تجربه‌ی هر روزه‌ی سده‌ی ما بدل شده، در حالی که در روزگار قدیم، تنهایی جز تجربه‌ای حاشیه‌ای در شرایط نادر اجتماعی نبود.»؛
تاریخ مطلب: شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۵:۳۹  | شماره مطلب: 2495   
فیلم‌های منتخب سال ۲۰۱۹

فیلم‌های منتخب سال ۲۰۱۹

در این ماه فیلم های منتخب جوایز اسکار به مردم معرفی خواهند شد که قاعدتا و بر پایه تجربیات گذشته بیشترآنان از همان گروه منتخبین گلدن گلوب خواهند بود. بهترین های سال در همین ایام به روی پرده رفته است و اکثر این فیلمها که ما تعداد محدودی از آنها را انتخاب و مورد بحث قرار خواهیم داد، هم اکنون در سینما ها در حال نمایش عمومی هستند ... ؛
تاریخ مطلب: شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۵  | شماره مطلب: 2487   
ترجمه ی دو سروده از احمد شاملو به ترکی ی آذربایجانی

ترجمه ی دو سروده از احمد شاملو به ترکی ی آذربایجانی

از زخمِ قلبِ آبائی در سینه‌ی کدامِ شما خون چکیده است؟ پستانِتان، کدامِ شما گُل داده در بهارِ بلوغش؟ لب‌هایتان کدامِ شما لب‌هایتان کدام                 ــ بگویید! ــ در کامِ او شکفته، نهان، عطرِ بوسه‌یی؟ ؛
تاریخ مطلب: شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷ - ۲۲:۲۹  | شماره مطلب: 2404   
در لحن رعایت کردم اما هیچ چیز را سانسور نکردم

در لحن رعایت کردم اما هیچ چیز را سانسور نکردم

لان عملا همه چیز تغییر کرده است. بافت کهن به کلی متلاشی شده است. آن بافت روستایی، الگوی مصرف و آن نوع زندگی به چیزی تبدیل شده که آن صورت فقیرانه را ندارد، اما از مفهوم و معنا تهی شده است که من وضع الان را تأیید نمی‌کنم که بحث مفصلی است. صورت کهن جنبه‌های مثبتی هم دارد؛ پرکاری، زندگی صرفه‌جویانه، معنادار و خودکفایی وجود دارد و حتی یک‌نمه‌ای از پیشرفت در آن دیده می‌شود.؛
تاریخ مطلب: شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷ - ۲۱:۰۱  | شماره مطلب: 2393   
تاریخ مطلب: یکشنبه ۴ آذر ۱۳۹۷ - ۱۲:۲۸  | شماره مطلب: 2382   
کتاب‌خوان؛ ‘تبریز در وحشت’

کتاب‌خوان؛ ‘تبریز در وحشت’

بیراه نیست اگر سال ۱۲۸۸ را سیاه‌ترین سال تبریز در تاریخ معاصر قلمداد کنیم. سالی که این شهر در پی رویارویی مجاهدان مشروطه‌خواه با استبدادطلبان به دو پاره تقسیم شده بود و نیروهای وابسته به محمدعلی شاه نیز از راه رسیدند و با محاصره شهر و فرا رسیدن زمستانی سخت، چنان قحطی عظیم و هولناکی مردم تبریز در حال مقاومت را فراگرفت که روایت‌ها از آن گاه به افسانه شباهت می‌یابند. ؛
تاریخ مطلب: سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷ - ۲۰:۴۷  | شماره مطلب: 2362   
داستان، روشی برای کسب حقیقت است

داستان، روشی برای کسب حقیقت است

درباره گرایش‌های داستان امروز، فکر می‌کنم گرایش‌های متنوعی وجود دارد و داستان‌نویسان جوان و باتجربه‌ها می‌کوشند گرایش‌های متفاوت را بیازمایند. در سال‌های اخیر توجه به تجربه‌های تاریخی بین داستان‌نویسان جوان بیشتر شده. همانطور که قبلا گفتم،‌ داستان در خدمت دانش دیگری نیست،‌ ولی در ارتباط با همه دانش‌هاست و یکی از این دانش‌ها تاریخ است. فکر می‌کنم ایرانیان در سال‌های اخیر نسبت به تاریخ معاصر خود و رفتارهایی که انجام داده‌اند دچار تردید شده‌‌اند؛
تاریخ مطلب: شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷ - ۱۳:۰۷  | شماره مطلب: 2330   
دلم تنگ است برایت هوشنگ. «لامصب» چرا چنین زود و نابهنگام رفتی؟

دلم تنگ است برایت هوشنگ. «لامصب» چرا چنین زود و نابهنگام رفتی؟

کنون که به ابتذال داستان نویسی آکورایمی یکی دو دهه اخیر و به نویسندگان و هنرمندانی می نگرم که خود را ارزان می فروشند، چکمه خونین حاکمان لیس می زنند و دست چرکین دزدان می بوسند، بیش از همیشه دلم برای هوشنگ تنگ می شود ...؛
تاریخ مطلب: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷ - ۲۰:۳۸  | شماره مطلب: 2306   
می‌نویسم؛آتش می‌شوم،آب می‌شوم

می‌نویسم؛آتش می‌شوم،آب می‌شوم

رسطویی جز نوشتن داستان، شعر و بازیگری نیز در کارنامه‌اش دارد. از آثار شاخص او می‌توان به این کتاب‌ها اشاره کرد: آمده بودم با دخترم چای بخورم، بی‌بی ‌شهرزاد، من و سمین و مصطفی، خوف، و نی‌نا. آخرین اثرمنتشرشده ارسطویی رمان «ولی دیوانه‌وار...» است که به تازگی از سوی نشر چشمه منتشر شده است. مناسبت این گفت‌وگو نیز همین کتاب است. هرچند در این گفت‌وگو، مواجهه گفت‌وگوکننده و گفت‌وگو‌شونده متفاوت است؛ یکی گفت‌وگو را تنها طرح پرسش می‌داند که گفت‌وگوشونده به آن پاسخ بدهد، و دیگری گفت‌وگو را «دیالوگ»، که تمرکزش بر رابطه‌ای دیالکتیکی است؛ رابطه‌ای از جنس کلمه که در آن، دوسوی گفت‌وگو به تبادل نظر و فکر خود می‌نشینید.؛
تاریخ مطلب: یکشنبه ۶ آبان ۱۳۹۷ - ۱۳:۱۸  | شماره مطلب: 2295   
علی‌اشرف درویشیان از نگاه همسرش شهناز دارابیان

علی‌اشرف درویشیان از نگاه همسرش شهناز دارابیان

مدتی از او بی‌خبر بودیم، بالاخره فهمیدیم در زندان اوین است. مرتبه دومی که همدیگر را ملاقات کردیم، علی اشرف بسته کاغذی کوچکی که شبیه سیگار پیچیده شده بود را به دستم داد. آنقدر هول شده بودم که تلاش کردم آن را در دهانم پنهان کنم اما جا نمی‌شد، سریع به فکرم رسید که آن را در مشتم بین دستمال کاغذی بگذارم، وقتی به خانه بازگشتم متوجه شدم که نوشته‌های تازه‌اش را به دستم رسانده است.؛
تاریخ مطلب: یکشنبه ۶ آبان ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۷  | شماره مطلب: 2289