کد مطلب : 4543
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۰ - ۲۲:۱۵
- بازدید

کیقباد یزدانی؛

میکیس تئودوراکیس، نمونه بارز هنرمند متعهد

میکیس تئودوراکیس، نمونه بارز هنرمند متعهد
میکیس تئودوراکیس در میان چنین هنرمندانی چهره‌ای برجسته و کم‌نظیر بود. او از نوجوانی با همان شور و هیجانی که ‏به کار هنری می‌پردازد، به نیروهای مقاومت در مبارزه علیه نیروهای اشغالگر آلمان نازی نیز می‌پیوندد. دستگیر، ‏زندانی و شکنجه می‌شود و وقتی از زندان می‌گریزد، بی‌درنگ به جبهه‌ی آزادی‌بخش ملی ملحق می‌شود.؛

به بهانه‌ی خاموشی میکیس تئودوراکیس موسیقی‌دان، هنرمند و نویسنده‌ی یونانی

وقتی امیل زولا نویسنده و روزنامه‌نگار فرانسوی در دهه‌ی نودِ سده‌ی نوزدهم میلادی با مقاله‌اش “من متهم می‌کنم!” به ‏دفاع از دریفوس افسر یهودی ارتش فرانسه که به اتهام جاسوسی و خیانت به حبس و تبعید محکوم شده بود، برخاست، ‏تعهد اجتماعی را وارد کار هنری و نویسندگی کرد. اقدامی که او تاوانش را در سال‌های پایانی زندگی‌اش با تبعید و ‏بیماری پرداخت.‏

چند دهه پس‌تر، ژان پل سارتر فیلسوف و نویسنده‌ی فرانسوی با نگاه “هستی گرایانه”اش (اگزیستانسیالیسم) اراده و ‏اختیار و با آن، تعهد و مسئولیت را سرشت جدایی‌ناپذیر انسان و پیش از هر چیز نویسنده و روشنفکر نامید و خود تا ‏پایان عمرش در برابر مسائل و مشکلات انسانی و اجتماعی بی‌تفاوت نبود، متعهدانه و کنشگرانه عمل کرد و تأثیرات ‏ژرفی بر جریان‌ها و رویدادهای فکری و سیاسی روزگار خود گذاشت.‏

البته که پیش و پس از زولا و سارتر نویسندگان و هنرمندانِ متعهد فراوان بوده‌اند و هستند، اما این دو نویسنده به نماد ‏بارز تعهد اجتماعی در نویسندگی و روشنفکری بدل شدند. نویسندگان و هنرمندانی چون پابلو نرودا، گارسیا لورکا، ناظم ‏حکمت، عزیز نسین، یانیس ریتسوس، برتولت برشت، ماکسیم گورکی، پابلو پیکاسو، جلال آل احمد، بزرگ علوی، ‏احمد شاملو، غلامحسین ساعدی، شجریان و بسیاری دیگر در عمل نشان دادند که خلق آثار وزین و ماندگار ادبی و ‏هنری مغایرتی با تعهد اجتماعی‌شان ندارد؛ می‌شود کار هنری کرد و به مردم و دردها و رنج‌ها و آرزوها و آمال‌هایشان ‏هم متعهد ماند؛ چه‌بسا که همین تعهد اجتماعی و ارتباط زنده و پویا با مردم و مسائلشان سرچشمه‌ی خلاقیت‌های ادبی و ‏هنری‌شان بوده و باعث شکوفایی و ماندگاری آثارشان شده است.‏

میکیس تئودوراکیس در میان چنین هنرمندانی چهره‌ای برجسته و کم‌نظیر بود. او از نوجوانی با همان شور و هیجانی که ‏به کار هنری می‌پردازد، به نیروهای مقاومت در مبارزه علیه نیروهای اشغالگر آلمان نازی نیز می‌پیوندد. دستگیر، ‏زندانی و شکنجه می‌شود و وقتی از زندان می‌گریزد، بی‌درنگ به جبهه‌ی آزادی‌بخش ملی ملحق می‌شود. پس از آزادی ‏یونان از سلطه‌ی اشغالگران و در جریان جنگ‌های داخلی، خود را کنار نمی‌کشد. بازهم به میدان می‌آید و پس از مدت‌ها ‏زندگی پنهانی، دوباره دستگیر، زندانی و تبعید می‌شود، ولی هیچ‌گاه از کار هنری بازنمی‌ماند. در سال ۱۹۶۰ که پس از ‏آزادی به یونان برمی‌گردد، به موسیقی اصیل یونان روی می‌آورد و با اجرای ترانه‌هایش‎ ‎انقلابی فرهنگی در سرزمینش ‏راه می‌اندازد.‏

پس از ترور گریگوریس لامبراکیس،‎ ‎نماینده‌ی مجلس ملی یونان در ماه مه ۱۹۶۳، “سازمان‌ جوانان لامبراکیس” را بنیاد ‏می‌نهد و دیرتر به حزب اتحاد چپ دمکراتیک می‌پیوندد.

از سال ۱۹۶۷، در پی کودتای سرهنگان در یونان، دوباره به زندگی پنهان روی می‌آورد و نخستین بیانیه‌ی خود برای ‏مقاومت مردم علیه رژیم کودتا را منتشر می‌کند. در ماه اوت همان سال دستگیر و پس از گذراندن دوره‌ای سخت در ‏زندان، همراه با اعتصاب غذا و بیماری، با خانواده‌اش به تبعید فرستاده می‌شود‎.‎‏ دوران تبعید برای او، یکی از پربارترین ‏دوران آفرینش‌های هنری‌اش بود. او سرانجام زیر فشار جهانی در آوریل ۱۹۷۰ آزاد می‌شود و به پاریس می‌رود. در ‏آنجا هم به آفرینش هنری می‌پردازد، هم بر دانش هنری‌اش می‌افزاید و هم جنبش مقاومت را یاری می‌دهد. او با اجرای ‏صدها کنسرت و ساختن ترانه و سرود بر بنیادِ شعرهای شاعران برجسته و متعهد یونان و جهان همچون ریتسوس، ‏نرودا و ناظم حکمت صدای فروخورده‌ی مردم خود و ملت‌های زیر ستم را به گوش جهانیان می‌رساند.‏

آنچه او را، اما بیش از هر چیز جهانی کرد، موسیقی متن فیلم‌هایی چون “زوربای یونانی” (۱۹۶۴)، “زد” (۱۹۶۹)، ‏‏”سرپیکو” (۱۹۷۳)، “حکومت نظامی” (۱۹۷۴) و بسیاری دیگر بود که بعضی از آن‌ها را حتی در زندان و تبعید ‏نوشت. موسیقی‌هایی که به نماد مقاومت و آزادی‌خواهی بدل شدند.‏

او حتی پس از سقوط دیکتاتوری سرهنگ‌ها و بازگشت دموکراسی به یونان در سال ۱۹۷۴ که به سرزمین خود ‏بازمی‌گردد، همچنان به‌عنوان نویسنده و هنرمندی متعهد به فعالیت خود ادامه می‌دهد: به‌عنوان نماینده‌ی مجلس و حتی ‏وزیر دولت، منافع مردم را پاس می‌دارد و هم‌زمان به خلق آثار تازه در زمینه‌های مختلف هنری می‌پردازد.‏

تئودوراکیس هنرمندی جهانی بود. قلب او فقط برای مردم سرزمین خود نمی‌تپید. او صلح و آشتی و آزادی و برابری را ‏برای همه‌ی ملت‌ها می‌خواست و با اجرای کنسرت‌هایی به نام “جنبش‌ برای فرهنگ و صلح” برای آن می‌کوشید.‏

او در کنارِ خلقِ بیش از هزار اثر هنری، دفاع از جنبش‌های رهایی‌بخش، دیدار با چهره‌های برجسته‌ی جنبش‌های ‏مقاومت در جهان، دریافت جایزه‌ها و نشان‌های افتخار برای یک‌عمر مقاومت و آزادی‌خواهی را در کارنامه‌ی خود ‏دارد.‏

تئودوراکیس با زندگی‌اش نشان داد که می‌شود و باید میان هنر و تعهد اجتماعی پیوند زد. او نشان داد که هنرمند “مأمور ‏معذوری” نیست که از صاحبان قدرت و ثروت سفارش بگیرد و فقط به حرفه‌ی خود بپردازد. او نشان داد که می‌توان ‏سیاسی بود، اما به بازی‌های سیاسی آلوده نشد. ‏

تئودوراکیس برای میلیون‌ها انسان در سراسر جهان، نماد مقاومت در برابر دیکتاتوری، صدای رسای آزادی و ‏آزادی‌خواهی و نمونه‌ی بارز هنرمند متعهد بود‎.

۱۱ شهریور ۱۴۰۰‏

ايران امروز

برچسب ها :

ناموجود