کد مطلب : 3993
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۹ - ۲۲:۱۲
- بازدید

عبدالستار دوشوکی؛

ضرورت مبرم همگرایی و هم افزایی اپوزیسیون

ضرورت مبرم همگرایی و هم افزایی اپوزیسیون
اپوزیسیون و به خصوص شخصیت‌های دردمند و مستقل باید از ناکامی‌های ‏گذشته خود بیاموزند و سود ببرند و طناب قایق خود را از ساحل عافیت ‏باز کنند و با پشتکار و عزم راسخ و همت بلند به سوی آبهای عمیق ‏برانند. زیرا “در سد سکندر بتوان رخنه فکندن، گر داعیه همت مردانه ‏زند موج”. بزرگ‌ترین ضعف ما در تسلیم شدن ماست زیرا نه بلوط‌ها یک شبه ‏بزرگ می‌شوند و نه الماس‌ها یک شبه شکل می‌گیرند.؛

قبل از انقلاب که ما در مدرسه درس می‌خواندیم اصلا نمی‌دانستیم پنج ‏میلیون ریال چندتا صفر دارد. در حقیقت لازم هم نبود ارقام به این درشتی ‏و تعداد صفرهای آن را یاد بگیریم. اما گویا انقلاب کردیم تا یاد ‏بگیریم. و باید هم یاد بگیریم چون در خبرها آمده است که قیمت خمیر ‏دندان به پنج میلیون ریال رسیده است‎‏، و چند روز پیش قیمت مرغ نیز از ‏مرز ٢٦٠ هزار ریال عبور کرد، آن هم برای ملتی که یارانه ٤٥ هزار تومان ‏در ماه دریافت می‌کند. حتی اگر مبلغ یارانه سه برابر بشود باز هم ‏اکثر مردم هشتشان در گرو نُه‌شان خواهد بود. جمهوری اسلامی در زمینه‌های دیگر نظیر نقض حقوق بشر، سوءمدیریت کرونا، اختلاس، فساد مطلق، ‏سیاست خارجی و حیف و میل بیت‌المال برای گروه‌های تروریستی منطقه ‏کارنامه‌ای بس سیاه‌تر دارد.‏

اسفاء که کارنامه اپوزیسیون برون‌مرزی جمهوری اسلامی چندان درخشنده‌تر ‏و چشمگیر‌تر از به اصطلاح “پوزیسیون” آن نیست. حتی در شرایطی که ملت ‏ایران در مقابل گلوله بپا خاسته بودند. به عنوان مثال در آبان ٩٨ حدود ‏‏١٥٠٠ نفر جان باختند و هزاران نفر زندانی شدند و تنی چند نیز اعدام ‏گشتند، برخی از اپوزیسیون پرمدعا بیش از یک سال وقت صرف کردند، و آن ‏هم برای چانه‌زنی با یکدیگر بر سر واژه‌ها و هژمونی‌طلبی جناحی و ‏برترطلبی گروهی یا فردی. چند روز پیش دکتر اسدی از نیروهای مخالف ‏جمهوری اسلامی درخواست همیاری با یکدیگر را طلب کرده و نوشته بود “بی‌‏‏‌انجمن گسترده ایرانیان آزادی‌خواه، نظام ولایی می‌ماند، ایران می‌سوزد و ‏تاریخ ما را نخواهد بخشید”. در جواب ایشان نوشتم که این استمداد ‏جنابعالی، نه اولین است و نه آخرین خواهد بود. این لحاف چهل تکه و ‏پر از کَنِه و ساس اپوزیسیون گوش‌اش به این حرفها بدهکار نیست. چون از ‏کُن و اساس ناقص است. علت آن هم کاملا مشخص است. بارها در مورد آن ‏نوشته‌ام و سخن گفته‌ام. یک مقاله تحقیقی تحت عنوان “زمينه‌يابی علل ‏ناکامی اپوزيسيون در بستر تاريخ فرهنگ استبدادی و سنتی ايران” را ١٢ ‏سال پیش در سایت‌های مختلف منتشر کردم. متاسفانه علیرغم جنبش سبز، ‏قیام‌های دی ٩٦ و آبان ٩٨ وضع و ذهنیت اپوزیسیون ذره‌ای هم تغییر ‏نکرده است زیرا موانع و علل ناکامی بسیار ریشه‌دار هستند و به‌طرز ‏بیمارگونه‌ای در اذهان اپوزیسیون متعصب، ایدئولوژیک و جناح‌گرا و ‏مطلق‌اندیش نهادینه شده‌اند.‏

و اما چاره چیست؟ بقول حافظ از پیر میکده پرسیدم که چیست راه نجات، ‏بخواست جام می ‌و گفت عیب پوشیدن. اما واقعیت تلخ این است که به ‏سادگی نمی‌تواند عیوب عیان اپوزیسیون را حتی در زیر آن “دلق مرقع ء ‏مندرس” پوشاند. نگارنده همواره بی‌غم ء غمناک شدن از طعن حسود ‏خودنکویی و نقد اپوزیسیون را در خیرخواهی آن جسته‌ام و به تناوب ‏زمان از شخصیت‌ها، احزاب، سازمان‌ها و فعالان اپوزیسیون درخواست کرده‌ام که بجای بستن چشم‌ها و نفی حقیقت تلخ، باید حوادث تاریخی و بی‌‏عملی خویش را مورد نقد و کالبد شکافی قرار بدهیم. و این نقد را باید ‏از درون شروع کنیم. حتی در مقاطع زمانی مشخصی از شکست مفتضحانه ‏اپوزیسیون شدیدا انتقاد کرده‌ام. بیش از ٨ سال پیش در مقاله‌ای تحت ‏عنوان “کارنامه سی ساله اپوزیسیون: یک گام به پیش دو گام به پس” در ‏سایت بی‌بی‌سی فارسی، جایگاه تاثیر گزاری و کارایی اپوزیسیون را ‏مورد نقد و بررسی قرار دادم و نوشتم “که اپوزیسیون درون ‌مرزی ‏کارنامهء بهتری در راستای شکل‌گیری نهادهای مقاومت مدنی و اتحاد عمل ‏بین نیروها، نسبت به اپوزیسیون برون‌مرزی دارد”. اما در حین حال باید ‏اذعان داشت جمهوری اسلامی از همگرایی و هم‌افزایی نیروهای اپوزیسیون ‏در خارج از کشور و وصل آن با اپوزیسیون داخل وحشت دارد. این ادعای ‏نگارنده نیست، بلکه سخنان وزیر اطلاعات نظام در مجلس شورای اسلامی است ‏که توسط بی‌بی‌سی گزارش شده. به همین دلیل شوربختانه معضل نفوذ ‏‏”پرستوها” و “کلاغ‌ها” و حتی کاسه‌های به ظاهر داغتر از آش در درون ‏صفوف اپوزیسیون یکی از مشکلات عدیده ماست.‏

و اما باز هم سوال همیشگی: راه چاره چیست؟

اپوزیسیون و به خصوص شخصیت‌های دردمند و مستقل باید از ناکامی‌های ‏گذشته خود بیاموزند و سود ببرند و طناب قایق خود را از ساحل عافیت ‏باز کنند و با پشتکار و عزم راسخ و همت بلند به سوی آبهای عمیق ‏برانند. زیرا “در سد سکندر بتوان رخنه فکندن، گر داعیه همت مردانه ‏زند موج”. بزرگ‌ترین ضعف ما در تسلیم شدن ماست زیرا نه بلوط‌ها یک شبه ‏بزرگ می‌شوند و نه الماس‌ها یک شبه شکل می‌گیرند. نمی‌دانم این جمله ‏از گاندی است یا از ماندلا که می‌گوید “پیروزی آن نیست که هرگز زمین ‏نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی”. به همین دلیل اکنون ‏زمان برخاستن دیگری است. نباید اجازه داد جمهوری اسلامی اپوزیسیون را ‏به مشتی نظاره گر و تحلیلگر رسانه‌ای و یا امضاءکننده عریضه و یا ‏مظلوم تظلم‌خواهی از نوع بیانیه و دادخواست‌نامه‌نویس بکند.‏
‏ ‏
‏ زمان آن فرارسیده که دهها شخصیت شناخته شده اپوزیسیون درون‌مرزی و ‏برون‌مرزی (شخصیت؛ و نه حزب و سازمان و جبهه و گروه و تشکل و غیره) ‏فراخوان ملی بدهند. فراخوان برای یک هم‌گرایی و هم‌افزایی تحت هر ‏عنوانی، برای آغاز یک جنبش یا حرکت یا فوروم ملی آن هم با پیشنهاد ‏حداقل مخرج مشترک خواسته‌ها که مورد اجماع و تائید اکثریت قاطع ‏ایرانیان باشد. یعنی آغاز کار باید با شفافیت و عمومیت یک فراخوان ‏ملی از همه ایرانیان شروع شود، و نه از طریق جلسات خصوصی با رفقا و ‏همفکران خویش. حرکت ملی اراده ملی می‌طلبد و نه کارگروه حزبی و ‏جناحی. دریغا که با توجه به تجربه‌های تلخ گذشته شوربختانه بسیاری ‏از شخصیت‌های شناخته شده از شکست هراس دارند و تلاش می‌کنند خود را ‏از نظر سیاسی منزه نگه دارند و هرگز داوطلب انداختن زنگوله بر گردن ‏‏”گربه” نخواهند شد. و چنین خواهد بود که گربه شرور به یکه تازی خود ‏ادامه خواهد داد و ما مثل موش‌های محجوب (اگر نگویم خائف) در حاشیه ‏امن (‏comfort zone‏) خود، به قول شاملو در مردگان خویش نظر می‌بندیم و ‏نوبت خویش را به انتظار می‌کشیم.‏

عبدالستار دوشوکی
مرکز مطالعات بلوچستان لندن
دوشنبه ٢٨ مهر ١٣٩٩‏
doshoki@gmail.com

برچسب ها :

ناموجود