کد مطلب : 3858
تاریخ انتشار : دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۹ - ۱۴:۴۱
- بازدید

انجمن اسلامی دانشجویان آزاداندیش دانشگاه علامه؛

گفتگو با دکتر سیدمهدی یوسفی

گفتگو با دکتر سیدمهدی یوسفی
خشونت همانطور که می‌دانیم از خشم متفاوت است و به معنای اعمال فیزیکی و عملی خشم بر اشیا و افراد است. وقتی از خشونت خانگی صحبت می‌کنیم، منظورمان عموماً خشونت یک فرد در برابر شریک زندگی است، اما در عین حال خشونت بر کودکان و والدین، به خصوص سالخوردگان هم مصداقی برای این معنا است.؛

در این نوشته، پرسش‌های ما از دکتر یوسفی و پاسخ‌های ایشان، پیرامون مسئله خشونت خانگی در بحران همه‌گیری کرونا را خواهیم خواند.

به طور کلی خشونت و منحصراً خشونت خانگی چه تعریفی دارد؟

خشونت خانگی، نوعی از خشونت است که در فضای خانه رخ می‌دهد. خشونت همانطور که می‌دانیم از خشم متفاوت است و به معنای اعمال فیزیکی و عملی خشم بر اشیا و افراد است. وقتی از خشونت خانگی صحبت می‌کنیم، منظورمان عموماً خشونت یک فرد در برابر شریک زندگی است، اما در عین حال خشونت بر کودکان و والدین، به خصوص سالخوردگان هم مصداقی برای این معنا است.

_____________________________________

بستر فرهنگ مخصوص هر جامعه چه تأثیری بر خشونت می‌گذارد؟ 

اینکه فرهنگ دقیقاً یعنی چه، خودش بحث مفصلی است. تصور می‌کنم ما عموماً در چنین جملاتی، فرهنگ را به جای جامعه، آن هم جامعه ملی به کار می‌بریم که به نظر من، خودش مشکل‌زا است. اما اگر فعلاً این موضوع را نادیده بگیریم، طبیعتاً جوامع مختلف، ظرفیت‌های متفاوتی برای خشونت دارند. عملاً هیچ جامعه‌ای عاری از خشونت نیست. اما ممکن است در یک جامعه، مثلاً خشونت خانگی رایج‌تر یا افسارگسیخته‌تر باشد و در جامعه دیگر، خشونت دولتی و خیابانی کمتر یا بیشتر باشد و یا مثلاً در ایران شاید خشونت علیه مردان و خشونت علیه والدین کمتر از دیگر انواع خشونت خانگی وجود داشته باشند.

_____________________________________

در زمان بحرانی شبیه به کرونا که جامعه کوچک‌تر می‌شود و همه در قرنطینه به سر می‌بریم، خشونت بیشتر می‌شود؟ آیا نزدیک شدن افراد خانواده به یکدیگر، علت افزایش خشونت است؟

بگذارید کمی موضوعات پاسخ‌های قبلی را بازتر کنم. خشونت، عملی‌شدن خشم است. در نتیجه مسئله این نیست که جایی خشونت ذاتاً کم است و جایی ذاتاً زیاد. موضوع بیشتر این است که خشم جایی راحت‌تر بدل به خشونت می‌شود و گاهی بهتر مهار می‌شود. این مهارکردن و افسارزدن است که اهمیت دارد، نه مثلاً چیزی شبیه به اصلاح فرهنگی که عملاً یک شعار بی‌معنا است. وقتی مسائل اجتماعی به فرهنگ منتسب می‌شود، ما عملاً داریم انگشت اتهام را به سمت مردم می‌گیریم که از نظر من، اولاً غلط و دوماً که این دومی مهم‌تر است، عقیم و بی‌ثمر است. وظیفه جامعه‌شناس پیدا کردن متهم نیست، بلکه فکر کردن به سازوکارهای اجتماعی برای بهبود اوضاع است. درنتیجه باید فکر کنیم که چه قید و بندهایی بر روی خشونت وجود دارد و چطور باید آن‌ها را تقویت کرد. حالا اگر به سؤال شما برگردیم، در وضعیت کرونا، بخش مهمی از سازوکارهای کنترل خشونت خانگی، سست می‌شوند؛ خصوصاٌ در کشوری مثل ایران که این قید و بندها صورت حقوقی مؤثری ندارند و بیشتر ذیل مفهوم کلی نظارت اجتماعی قابل فهم هستند. وقتی با بروز کرونا، رابطه با خانواده و دوستان کم می‌شود و احتمالاً این کمرنگ‌شدن رابطه به شکلی نابرابر هم اتفاق می‌افتد، یعنی قربانی، بیشتر از فرد خشونت‌گر در احیای روابطش ناتوان است؛ در این حالت، طبیعتاً قید و بندها برداشته می‌شود و خشونت افزایش می‌یابد. اگر من کودک یا همسرم را نمی‌زنم، بخشی به خاطر این است که ناخودآگاه می‌دانم که آخر هفته قرار است به خانه‌ی پدر همسرم بروم. خب وقتی این رابطه قطع می‌شود، خشونت افسارگسیخته می‌شود. در عین حال اما نکته‌ی دومی که در سؤال شماست هم بسیار مهم است. همواره در محیط بعضی از خانواده‌ها، روابط پرتنشی وجود دارد؛ به خصوص وقتی طلاق و جدایی، یک داغ و ننگ اجتماعی است، احتمال اینکه افرادی در یک خانه زندگی کنند که از حضور هم خشنود نیستند و حتی خشمگین می‌شوند، بالا می‌رود. در واقع ترک خانه و ترک موقتی رابطه‌ی رودررو، خودش یکی از مکانیزم‌های کنترل خشونت خانگی است که با از میان رفتنش خشونت، مجال بروز بیشتری می‌یابد.

_____________________________________

در جامعه‌ای که در حال گذار از سنت به مدرنیته است، چه عواملی باعث بروز خشونت می‌شود؟

خب من تصور نمی‌کنم که جوامعی وجود داشته باشند که در حال گذار از سنت به مدرنیته باشند و به نظرم ما در جوامع مدرن زندگی می‌کنیم. آیا ایرانی‌ها سنتی نیستند؟ چرا حتماً هستند. زندگی مدرن در خود، اشکالی از سنتی‌سازی را دارد و همانطور که می‌شود گفت انگلیس سنتی است، می‌توان گفت ایران هم سنتی است. اما این نافی مدرن بودن نیست، بلکه اتفاقاً شاهدی است برای اینکه جامعه مدرن شده است. سیصد سال پیش ایرانی‌ها هیچ وجهی از زندگی خود را سنتی نمی‌دانستند. پس سنتی بودن، یکی از وجوه مدرن بودن است و گذاری اینجا وجود ندارد.

_____________________________________

شما سیستم سنتی و مردسالارانه در ایران را چقدر در این امر دخیل می‌دانید؟ آیا این مسئله قدمتی تاریخی دارد؟ با توجه به این که در حوزه‌ی ادبیات هم مطالعه داشته‌اید، لطفاً اگر مثالی به نظرتان می‌آید بگویید. 

درباره این که خشونت محصول سنت و مردسالاری است، با تعریفی که از سنت دادم باید بگویم بسیار زیاد. اما منظورم چیست؟ سیستم سنتی، سنتی است که در صد و پنجاه سال اخیر ساخته شده و پیش از آن وجود نداشته است. از صدوپنجاه سال پیش یا دقیق‌تر صدوهشتاد سال پیش، مدرن‌ترین بخش‌های روشنفکران و روحانیون، ذره ذره موضوعی را طرح کردند به نام سنت و آن را به مردم ایران منتسب کردند. تا پیش از آن، نه چیزی به اسم مردم ایران وجود داشت و نه چیزی با نام سنت. منظورم این نیست که این کلمه وجود نداشت، اما به وضوح معنای آن مطلقاً ارتباطی با آنچه ما امروزه سنت می‌خوانیم نداشته است؛ یعنی به معنای مجموعه‌ای از داشته‌های کهن ملی نبود، بلکه رسم، روش و عادت بود. مثلاً می‌گفتیم که سنت من این است که مثلاً غذا را شور می‌خورم؛ یعنی عادت، همین و نه بیشتر. در نتیجه سنت به معنای مجموعه داشته‌های ملی محصول مدرنیزاسیون و حاصل کار کسانی چون ارنست رنان، متفکر و شرق‌شناس فرانسوی است که از همان آغاز این سنت، خصلتی مردسالارانه داشت. مردسالاری تا پیش از دو قرن پیش نه تنها در ایران وجود نداشت که اساساً ناممکن بود. من این را بیشتر توضیح نمی‌دهم، چون خانم افسانه نجم‌آبادی به تفصیل در کتاب “زنان سبیلو و مردان بدون ریش” نشان داده است که مردسالاری اصلاً تا قبل از پیدایش دوگانه مدرنِ زن/مرد ناممکن بوده است. پس به این معنا مردسالاری امری سنتی است، اما هیچ امر سنتی مربوط به دوران پیش از مدرن نیست و در نتیجه قدمتی ندارد. خب همه‌ی ما می‌دانیم که مثلاً شاه‌عباس، تمامی فرزندان ذکور خود را کور کرد و کشتن و کور کردن شاهزادگان را باب کرد. اما آیا می‌شود که گفت در ایران شاهزاده‌کشی و کورکردن قدمتی تعیین‌کننده دارد؟ به هیچ وجه! چون این عادت همه شاهان ایران نبوده و در همه‌جای دنیا حکامی بوده‌اند که چنین کرده‌اند. در مورد خانواده‌های غیرسلطنتی هم اوضاع همین است. حتماً شواهدی برای هر دو طرف وجود دارد. بستگی دارد ما کدام را در آنچه که به عنوان سنت می‌سازیم، وارد کنیم و چه چیزهایی را وارد نکنیم. مگر در اروپا چنین مواردی نبوده؟ سؤال اصلی این است که چرا آن‌ها این موارد را جستجو و برجسته نمی‌کنند.

_____________________________________

موارد اخیر خشونت خانگی و به خصوص فاجعه اخیر را چطور تحلیل می‌کنید؟ 

پاسخ کوتاه من این است: فجایعی که باید جلوی آنها گرفته شود، اما گروه‌هایی که منفعتشان را در آن نمی‌بینند، مانع از آن می‌شوند. من حتی گاهی می‌بینم کسانی که اسم خودشان را ارزشی می‌گذارند، می‌گویند این خشونت حاصل تلاش برای جلوگیری از خشونت خانگی است؛ واقعاً مضحک است. اینکه کسی مثلاً چنین اتفاقی را به ساخت فیلم خانه پدری ربط بدهد، نشان‌دهنده عمق حماقت است. این‌ها البته از نظر من ارزشی نیستند، چون من برعکس آن‌ها، فکر نمی‌کنم قتل کودکان و تجاوز به آن‌ها از ارزش‌های فرهنگ یا خدایی نکرده دین ما باشد. اما آن‌ها که من بیشتر دوست دارم آن‌ها را ارزشی-غرب‌زده یا ارزشی-تتلیتی بخوانم، کسانی هستند که هر فحشی به ایران و ایرانی از سوی غرب داده شده را دودستی می‌چسبند و کورکورانه، عملاً جاده‌صاف‌کنِ غرب و استعمار می‌شوند و در کل، حرف‌هایشان هیچ تفاوتی با خواننده‌ای که کودکان را به حرمسرایش دعوت می‌کند، ندارد. این‌ها کور و کر هستند، چون هیچ چیزی در ذهنشان نیست، جز شهوتِ خودنمایی اینترنتی و شهوتِ منافع ایدئولوژیک. متأسفانه امروز این آدم‌ها خودشان را ارزشی می‌دانند و با این حساب معلوم است که خون بی‌گناهانی مثل رومینا و دیگران چطور پایمال می‌شود. بعد هم احتمالاً می‌خواهند از سن ازدواج در اسلام حرف بزنند که خود بار دیگر عمق نادانی آنها را نشان می‌دهد؛ یعنی حماقتی که فرق قانون ملی و احکام امضایی اسلام را نمی‌داند. قانون هیچ ارتباطی با حکم اسلامی ندارد، چه برسد به رسوم اعراب. اگر قانون را به کل نمی‌فهمند یا نمی‌پذیرند، کاش جرأت گفتن این حرف را داشته باشند. اما اگر می‌پذیرند، بهتر است دست از مهمل گفتن بردارند. البته برای این که این موضوع را بیشتر توضیح بدهم، احتمالاً باید ساعت‌ها درباره موضوعاتی بدیهی حرف بزنم که برای کسانی که احمق نیستند، خسته‌کننده و برای کسانی که کور و کر هستند بی‌فایده است.

_____________________________________

لطفاً درباره‌ کودک‌همسری هم صحبت کنید. نظرتان درباره قانونی که همین چندوقت پیش در مجلس تصویب شد، چیست؟ به طور کلی نظر شما درباره سیاست‌هایی که در رابطه با این موضوع در ایران انجام شده، چیست؟ آیا قانون‌هایی که تصویب شده را مفید می‌دانید؟

مجلس عملاً هیچ کاری نکرده است. اولاً که قانون مدنی ما، ازدواج کودکان را ممنوع کرده و هیچ مقام و فردی حق ندارد غیر از این حرف بزند. اما مسئله حقوق فراتر از قانون است. قانون مبنای حکم حقوقی است و باید دید در عمل چه چیزی رخ می‌دهد، چگونه حقوق پایمال شده استیفاء می‌شوند و چطور ادله قضایی تدوین و شنیده می‌شوند؟ ما صرفاً با قانون نمی‌توانیم موضوعی را حل کنیم، مسئله اجرای قانون است که همواره در ایران تحت تأثیر نفوذ گروه‌های خودسر و صاحبان منافع نامشروع قرار داشته است.

_____________________________________

ما می‌بینیم که اخیراً وقتی فاجعه‌ای این‌چنینی، شبیه به قضیه هاجره یا رومینا اشرافی اتفاق می‌افتد، مردم به آن واکنش نشان می‌دهند. به نظر شما عمومی‌شدن این ماجرا کمکی به حل آن می‌کند؟ 

????بستگی دارد که حل چه موضوعی را در نظر داشته باشیم. برای حل مسئله رومینا، بسیار دیر شده و مسائل خانواده رومینا با این عمومی‌شدن قطعاً بیشتر خواهد شد. در کل این نگاه و فضولی عمومی است که پدر رومینا را به سمت چنین جنایتی سوق می‌دهد. اما اگر مسئله‌ کلی مدنظر ما است و اگر مسئله جز یک فضولی و پست گذاشتن و وراجیِ مجازی سمت و سوی دیگر هم پیدا کند، آن وقت مسئله خشونت خانگی قطعاً ممکن است بیشتر و بیشتر مهار شود و من هم امیدوارم که خون این آدم‌ها پایمال نشود و ما آنقدر متعهد باشیم و غیرت و حمیت داشته باشیم که بدانیم، نباید خون رومینا، هاجره، آسیه و… را پایمال کنیم. چیزی که به نظر من، سیاهان امریکا بسیار بهتر از ما درک می‌کنند و همه ما واقعاً باید از آنچه در مورد قضیه جورج فلوید رخ داد، مثل یک شاگرد نادان و کوچک، درس بگیریم.

_____________________________________

به نظر شما دلیل مدعی‌العوم شدن دادستانی در این ماجرا چیست؟ با توجه به حساسیت مردم به این قضایا و خدشه‌دار شدن اذهان مردم این اتفاق می‌افتد؟ به نظر شما می‌شود به این روند امیدوار بود یا صرفاً دوره‌ای است؟ 

خب در قضیه‌ رومینا باید مدعی‌العموم طرح دعوی می‌کرد، هم به خاطر وجه عمومی قضیه و هم به خاطر سن رومینا. مطابق قانون، در این موارد مدعی‌العموم باید وارد عمل شود. از نظر من این قانون درستی است، البته همانطور که گفتم بین قانون و استیفای حقوق دره‌ای پرنشدنی است.

برچسب ها :

ناموجود