کد مطلب : 3697
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۹ - ۲۱:۰۹
- بازدید

امتداد - گروه اجتماعی؛

ما کارگر ته قبریم

ما کارگر ته قبریم
«به دختر کوچکم که به من وابسته است و می‌خواهد بغلش کنم دائم می‌گویم ممکن است بابا مریض باشه و باید از من دور شه؛ دلم برای بوسیدنش لک زده.» ؛

پدر را کرونا کُشت، مادر و پسر خودکشی کردندامتداد – گروه اجتماعی: در این روزها اگرچه روزنامه‌ها چاپ می‌شوند اما کمتر کسی به دلیل احتیاط ناشی از ویروس کرونا رغبت به خرید نسخه کاغذی دارد.

ما سعی می‌کنیم گزارش‌ها، یادداشت‌ها و مطالب در خور توجهی را که در روزنامه‌ها می‌بینیم به صورت خلاصه منتشر کنیم تا زحمت همکارانمان در روزنامه‌ها بیشتر و بهتر دیده شود.

????امروز ولی‌الله خلیلی در روزنامه همشهری گزارشی از وضعیت تدفین و تغسیل فوت شدگان کرونایی در بهشت زهرای تهران نوشته که بخشی از آن را می‌خوانیم:

????در بهشت‌زهرا سرزمین مردگان تهران قطعه و بخشی مخصوص برای دفن فوت‌شدگان مبتلا به کرونا وجود ندارد و خانواده‌ها می‌توانند عزیزانشان را در هر قطعه‌ای که بخواهند با توجه به دستورالعمل‌های بهداشتی تعیین‌شده دفن کنند. در واقع کارگران تدفین همه کارهای دفن را برعهده دارند و بعد از اینکه پیکر فرد فوت‌شده از غسالخانه کفن‌پیچ به قطعه می‌رسد آنها هستند که به قول خودشان «صفر تا صد» کار را انجام می‌دهند: «ما کارگر ته قبریم، انگار این پایین اصلا گم شده‌ایم و کمتر کسی هم از ما خبر داره»؛ یکی از آنها که ماسک به ‌صورت زده و در کانکس کنار قطعه‌های جدید نشسته تا آمبولانس از راه برسد و برای دفن فرد دیگری او را صدا بزنند این را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «به دختر کوچکم که به من وابسته است و می‌خواهد بغلش کنم دائم می‌گویم ممکن است بابا مریض باشه و باید از من دور شه؛ دلم برای بوسیدنش لک زده.»

????مرد جوان دیگر که ۱۳سال است در بهشت زهرا کار می‌کند، این روزها را سخت‌ترین دوران کاری‌اش در تمام این سال‌ها می‌خواند: «ما روزی چند فوت‌شده کرونا رو دفن می‌کنیم. کار دکترها و پرستارها سخته خدا خیرشون بده کنار مردم هستن ولی کار ما تو بهشت زهرا هم سخت و پرخطره؛ همه‌ش با درد مردم سروکار داریم، حالا هم که ترس و خطر مریضی کرونا به جون همه افتاده؛ بیشتر خانواده‌ها از ترس مریضی به پیکر عزیزشون دست هم نمی‌زنن؛ حق هم دارن ولی ما تو این شرایط داریم کار می‌کنیم، جنازه بلند می‌کنیم، تو قبر می‌ذاریم و دفن رو انجام می‌دیم؛ خدا شاهده استرس دارم نکنه مریض شم و زن و بچه‌ام کرونا بگیرن؛ خانواده‌ام نگرانن ولی خب ما راضی هستیم به رضای خدا.»

????او جلوی کاور سفیدرنگی که بر تن دارد را باز می‌کند، سرش را بیرون می‌کشد تا عرق روی پیشانی‌اش را خشک کند؛ «کارم سال‌هاست همینه، الان آمبولانس که فوت‌شده کرونا میاره رو نگاه کنید خانواده خودش عقب می‌ایستن و حتی به جنازه نزدیک هم نمی‌شن و ما رو صدا می‌کنن برای آوردن فوت شده و دفن. برخی هم که وضعیت روحی خوبی ندارن و زیر فشار بیماری عزیزشون بودن به ما ناسزا می‌گن و می‌خوان که روی جنازه را برای آخرین دیدارشون باز کنیم و هرچی قسم می‌خوریم که اجازه نداریم بازهم باورشون نمی‌شه.» مرد جوان بغض می‌کند: «ما هم خانواده داریم، ما هم دلمون برای این مرده‌های کرونا و خانواده‌هاشون خیلی می‌سوزه که بیشترشون کنار قبرها تنها هستند اما خب ما هم تحت فشاریم و کارمون نسبت به روزهای معمول بیشتر شده. خیلی از کارگرهای اینجا از ۸صبح تا ۶عصر کار می‌کنن ولی قراردادی هستن و حتی شامل سختی کار هم نشدن.»

برچسب ها :

ناموجود