کد مطلب : 3550
تاریخ انتشار : شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸ - ۰:۰۵
- بازدید

ر.اجانلی؛

رزم و رنج زن تورکمن

رزم و رنج زن تورکمن
اگر رضا شاه با سرکوب نمودن جنبش خلق تورکمن، روند استقرار حکومت متمرکز را به پایان برد، خمینی استقرار حکومت اسلامی خود را با سرکوب جنبش ملی خلق تورکمن آغاز نمود. نتیجه این سرکوبی تسلط خفقان و تبعیض بر صحرای تورکمن و تورکمن ها بود. طبعا در هر شرایط دشوار اجتماعی کودکان، سالمندان و زنان از محرومیت ها و دردهای بیشتری رنج می برند. و اینگونه بود وضع زنان تورکمن در سال های دهه شصت خورشیدی.؛

Bildresultat för زنان تورکمن سو :ر.اجانلی :زنان تورکمن با تحمل رنج های بیشمار و به قیمت محرومیت های بسیار از موجودیت یکی از عناصر ملی تورکمن به طور پیروزمندانه دفاع کرده اند. از همین روست که بسیاری از مردان تورکمن امروز نیز از زنان و دختران تورکمن می خواهند که به پوشیدن پوشش ولباس تورکمنی ادامه دهند، و در آن پوشش، افتخار تورکمن بودن را می بینند. نگاهی گذرا به مجلات وبسایت ها ی مختلف تورکمنی نشان می دهد که زنی که لباس تورکمنی به تن دارد، به سمبل تورکمن بودن تبدیل گشته است.
قصدم از اشاره به این نکته کوششی در باز شناساندن نقش فعال و پیوسته زنان تورکمن در حفظ و استمرار فرهنگ و هویت ملی تورکمن های ایران است. آنان بی سرو صدا و به دور از هیاهو این مهم را تا به امروز ادامه داده اند، ولی مردان تورکمن آن را به درستی درک نکرده اند.
علیرغم این نقش تاریخی زنان در حفظ فرهنگ ملت تورکمن، تا همین چند دهه پیش نیز دنیای زنان تورکمن دنیای تنگ ، سرد و محدودی بود. دنیایی که در آن افق هایش محدود، زیبایی هایش ناچیز، رنج ها یش بیکران، نابسامانی هایش بیشمار بود. زن بودن قرابت بسیار نزدیکی با برده بودن داشت.
اما از اواخر دهه چهل شمسی به تدریج روند های جدیدی در زندگی زنان تورکمن شکل گرفت. روندی که برغم موانع و دشواری های فراوان آهسته اما پیوسته به پیش رفت و نتایج بسیار امید بخشی را آفرید.
در اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه خیل وسیعی از دختران تورکمن وارد دانشسراهای مقدماتی گردیدند و بلافاصله وارد بازار کار شدند. این گروه از زنان توانستند به عنوان معلمان جوان در مدارس به تعلیم وتربیت نونهالان تورکمن صحرا بپردازند. آن ها علاوه بر یافتن نقش سازنده در آموزش و پرورش کودکان جامعه، از نظر اقتصادی نیز در خانواده خود نقش مستقلی پیدا کردند. این نقش امکانات و چشم انداز های جدیدی را به روی زنان تورکمن گشود. با این وجود زنان جوان تورکمن هنوز در منگنه سنت های دست و پا گیر تورکمنی و خرافات مذهبی که نیازمند نوسازی، بازسازی و پاک سازی بودند از یکسو، تبعیضات سه گانه ـ یکی تورکمن بودن، دیگری زن بودن و سومی ستم عمومی که بر همه شهروندان کشور اعمال می شد ـ از سوی دیگر روبرو بودند.
در دهه پنجاه شمسی نخستین زن دارو ساز تورکمن(عایشه مخدومی) بعد از فارغ التحصیلی برای خدمت به همشهریانش در گنبد داروخانه ای راه می اندازد. شیوه زندگی او کاملا متمایز از شیوه رایج در آن زمان بود. اگر او دانش و آگاهی علمی را نداشت بسیار بعید بود که مورد پذیرش جامعه سنتی تورکمن صحرا قرار گیرد. جامعه ای که یکی از روحانیون بسیار بانفوذ آن تنها چند سال قبل از ورود این خانم دکتر اعلام کرده بود که ” تماشای تلویزیون حرام است.” باوجود همه این کنتراست ها، نخستین حانم دکتر داروساز جای خود را باز نمود و مشوقی شد برای بسیاری از دحتران و زنان جوان تورکمن.
حدودا در همین دوره بود که معدودی از خانواده های تورکمن به همت و کوشش بیدریغ دکتر قره داغلی توانستند فرزندان خود را جهت تحصیل به ترکیه اعزام نمایند. در میان آن ها تعدادی نیز دختر بودند. این دختران نیز به نوبه خود در گشودن افق های جدید تر در میان نسل خود نقش و تأثیر معینی داشتند.
نسل اعتراض و نسل شور هیجان از راه می رسد. از اواخر سال ۱۳۵۶به بعد دختران و زنان جوان تورکمن به شناخت حق وحقوق خود، و برای یافتن آگاهی های اجتماعی در محافل و هسته های مطالعاتی به طور نیمه مخفی و نیمه علنی متشکل می شوند. آنها در برپایی نمایشگاه کتاب در باغ ملی گنبد کاوس، نمایشگاه عکس و فیلم در دانشگاه آزاد، نمایشگاه عکس و کتاب در مدارس فعالانه شرکت می کنند. اعضای این هسته ها به ابتکار خود کلاس های سواد آموزی درمیان زنان روستاهای اطراف گنبد و کلاله براه می اندازتد. در این کلاس ها علاوه بر سوادآموزی پیرامون مسایل و مشکلات زنان و جامعه نیز به بحث می نشینند.
در اعتراض به برکناری رئیس آموزش و پرورش وقت و جایگزینی او با فرد نالایق دیگر برای نخسنین بار در تاریخ تورکمن، زنان جوان تورکمن در صفوف چند ین هزار نفری با پوشیدن لباس های ملی، دست به تظاهرات می زنند و در این اعتراض صنفی به طرح خواست سیاسی نیز از جمله “حق تحصیل به زبان تورکمنی” می پردازند. تب هیجانات انقلابی، شور شورش و اعتراض، طرح خواسته های رادیکال و زدودن سنتهای محافظه کارانه همه را دربر میگیرد. سرانجام استبداد سلطنتی سرنگون می شود.
در شرایط جدید زنان جوان تورکمن به تشکیل نخستین نهاد مستقل خود به نام “کانون زنان تورکمن صحرا” دست می یازند. این کانون در راستای متشکل ساحتن زنان در دفاع از حقوق خود، تشکیل کلاس های سواد آموزی، کمک به افزایش آگاهی های درمانی و بهداشتی زنان بویژه زنان روستائی و تلاش در جهت سازماندهی زنان قالیباف اقداماتی را انجام می دهد.
اگر رضا شاه با سرکوب نمودن جنبش خلق تورکمن، روند استقرار حکومت متمرکز را به پایان برد، خمینی استقرار حکومت اسلامی خود را با سرکوب جنبش ملی خلق تورکمن آغاز نمود. نتیجه این سرکوبی تسلط خفقان و تبعیض بر صحرای تورکمن و تورکمن ها بود. طبعا در هر شرایط دشوار اجتماعی کودکان، سالمندان و زنان از محرومیت ها و دردهای بیشتری رنج می برند. و اینگونه بود وضع زنان تورکمن در سال های دهه شصت خورشیدی.
اما از آنجا که زن تورکمن دارای تحمل وصبر خدای گونه است در برابر ناملایمات و ستم گری ها بی آنکه سر فرود آرد به رزم خستگی ناپذیرش در داخل و خارج از تورکمن صحرا ادامه داد. معدودی از زنان روشنفکر ناگزیر از ترک صحرای تورکمن شدند. در این زمان زن تورکمن تجربه رزم و رنج شصت سال را با خود داشت. امروزه زن تورکمن بسیار آگاه تر و بیناتر به دتیا می نگرد. او در یافته است که شرط اصلی پیکار او جستجوی حقیقت و دستیابی به آگاهی است، و آگاهی به نوبه خود ضرورت آزادی است. با چنین برداشتی زنان تورکمن در یک حرکت نسبتا فراگیر با پیگیری و خستگی ناپذیری به کسب دانش و علم پرداخته اند. ثمرات این روند در سالهای هفتاد قابل رؤیت است. زنان تورکمن تقریبا درهمه رشته ها افراد متخصص و تحصیل کرده به جامعه عرضه کرده اند.
در دهه هفتاد تعداد بسیار زیادی از زنان تورکمن به عنوان دکتر و مهندس، کارشناس امور اجتماعی و اقتصادی، نویسنده و شاعر و روزنامه نگار و کار آفرین و…وارد بازار کار می شوند. و به نوبه خود به افزایش آگاهی و ضرورت یادگیری دانش تاثیر مستقیم می گذارند. فقط در یک عرصه، در دهه نود در عرصه موسیقی و هنر نیز راه خود را باز می کنند.
در دست یابی به آگاهی و مبارزه
رزم زنان تورکمن درصدسال گذشته بویژه در چند دهه اخیر علیه نابرابری و تبعیض آهسته و پیوسته ادامه داشته و دارد. زن تورکمن همواره تلاش نموده است که در جهت کسب آگاهی و خود آگاهی حرکت نماید. اگر او زمانی رنج های خود را با خواندن «چونگور قویا داش آتسانگ چونگر گیدر اجه جان، یادایلره قیز ساتسانگ ییتر گیدر اجه جان.(سنگ در چاه عمیق فرو شود مادرجان، دختر در ایل بیگانه گم می شود مادرجان) ناله می کرد، چندی است لأله های خود را چنین ترنم می کند « یاپ باشیندا آق درک اونی پوداماق گه رگ، یاشاسین منگ جورالام دورمان اوقاماق گه رگ (سپیدار کنارجوی را باید که هرس کرد زنده باشید دوستان باید که پیگیرانه تحصیل کرد). باشد که روزی شاهد برابر حقوقی زنان و مردان در صحرای آزاد و زیبایمان باشیم.

برچسب ها :

ناموجود