کد مطلب : 3479
تاریخ انتشار : دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۲:۳۸
- بازدید

احمد پورمندی؛؛

دوم اسفند، امپراطور لخت و تابستان داغ!

دوم اسفند، امپراطور لخت و تابستان داغ!
بر افراشتن پرچم انتخابات آزاد، از جمله به معنی اعاده حیثیت از نهاد م جلس به مثابه عصاره ملت و نتیجه مهم صد و پنجاه سال تلاش برای دموکراسی و حاکمیت قانون نیز هست. به همان نسبت که حاکمیت مجلس را خوار می کند، مردمان بیشتری به این نتیجه می رسند که تشکیل مجلسی قانونگذار و تصمیم گیر در یک انتخابات آزاد و سالم راهمطلوب و ممکن عبور مسالمت آمیز از بحران ، خلع ید از ولایت مافیا و استقرار جمهوری در کشور است؛

زنده باد جمهوری!عجیب نیست، ولی انتخابات دوم اسفند برنده ای نداشت، در عوض تا بخواهید بازنده داشت. از نگاهی تاکتیکی، البته خامنه ای بزرگترین زمین خورده این انتخابات است و طیف گسترده اپوزیسیونی که فراخوان تحریم داد، می تواند خود را برنده بازی اعلام کند. اما از نگاهی راهبردی، ایران باخت، نهاد مجلس باخت، جمهوریت باخت، حکومت باخت، اصلاح طلب باخت، اصولگرا باخت، اپوزیسیون باخت  و مهم تر از همه مردم ایران باختند .

هسته سخت قدرت، مرکب از روحانیت، بازاریان  و  لمپن ها که پیش از بهمن خاکستری ۵۷ شکل گرفته بود، با سقوط نظام پادشاهی، سهم اصلی قدرت را به رهبری خمینی ،به کف آورد. فقر مطلق دانش حکمرانی ،این هسته را واداشت تا جمعی از روشنفکران دین باور را با شعار ” پیوند حوزه و دانشگاه” در قدرت سهیم کند و نواختن ویالون دوم را به آنها بسپارد تا هم در حکمرانی یاورا و باشند و هم امپراطور قدرت ، لخت در انظار ظاهر نشود .

این ائتلاف ۳+۱ از فردای ۲۲ بهمن ۵۷ تا امروز، علی رغم دگردیسی ها، در کشور حکومت کرده است . جریان “روشنفکر دینی” از “جناح چپ خط امام”، تا “اصلاح طلب”،   و تا “سبز” و “اعتدالی”، تحولاتی را طی کرد و هسته سخت و اصلی قدرت هم  به مرور زمان،  زیر نام “اصولگرائی”، به مجموعه ای به زعامت ” مافیای نفتی-نظامی-رانتی- امنیتی” استحاله پیدا کرد. اما جدای از جنگ و جدال های همیشگی ،ائتلاف۳+۱ پایدار ماند. انتخابات دوم اسفند نقطه عطفی در مناسبات درونی حکومت و در رابطه مردم با حکومت بود و ائتلاف حکومتی را به لرزه در آورده، به نقطه پایان خود نزدیک کرده است

مجلس که یکی از مهم ترین دستآورد های جنبش مشروطه بود، به استثنای دوره های فطرتی نظیر دهه آخر حکومت رضا شاه و محمد رضا شاه، یکی از ارکان حکمرانی در کشور بوده است. در جمهوری اسلامی ،نیرو های خارج از ائتلاف حکومتی، جز در مقاطعی از مجلس اول، هرگز شانسی برای حضور در آن  نیافتند و مجلس مهم ترین مرکز تجلی چالش ها و تعامل ها میان ۳+۱ موسس نظام در دهه آغازین و یک+ یکی بود که به تدریج شکل گرفت ومجلس را به عرصه چالش اصلاح طلبان با “مافیای نفتی-نظامی-رانتی-امنیتی” بدل کرد .اعلام نهائی نتایج انتخابات دوم اسفند تردیدی باقی نگذاشت که اصلاح طلبان، به مثابه یک جریان اجتماعی  سهیم در قدرت،  از ترکیب مجلس حذف شده اند و این نهاد که به تدریج از مقام قانونگذار و ناظر بر امور کشور عزل شده بود، بعد از این نمایش انتخاباتی،  رسما به مرکز تجمع سران و عوامل مافیایی بدل می شود که نبرد بر سر قدرت و ثروت را زیر نام خامنه ای پی خواهند گرفت  و ادبیاتی کاسبکارانه، خرافاتی و لمپنانه خصلت نمی آن خواهد بود . به این ترتیب ،دوران فطرت جدیدی در تاریخ مجلس در ایران آغاز می شود و نهاد مجلس در صف  بازندگان بزرگ انتخا بات دوم اسفند قرار می گیرد.

مجلس بر آمده از این انتخابات اما، مجلس آرامی نخواهد بود. کسانی که ده ها برابر حقوق و مزایای چهارساله نمایندگی را خرج انتخابات کرده اند، می خواهند از محل رانت های سیاسی و  اقتصادی، سرمایه گذاری خود را با بهره کافی بازپس بگیرند .

محد ودیت منابعی که زیر فشار تحریم ها و بحران اقتصادی فلج کننده، هردم محدودتر می شود، تحقق اهداف این سرمایه گذاری ها و تحقق اهداف حامیان پشت پرده را دشوار و دشوار تر می کند و در نتیجه جنگ و جدال بر سر  قدرت و تصاحب رانت ها در میان مجلسیان بالا می گیرد  و شعله های  آتش در گیری ها قبل از همه دامن خامنه ای را خواهد گرفت. عدم توانائی در مدیریت رانت،  سر آغاز خارج شدن کنترل خشونت از دست خامنه ایست و این می تواند نظام را تا حد “آغاز پایان”، با مخاطره رو برو کند .

خامنه ای با حذف اصلاح طلبان، خود را از یک سپر دفاعی کارآمد محروم می کند. با این حذف، ا و ناگزیر است همچون  امپراطورعریا نی که تحریم های فلج کننده صدای

شکستن استخوان هایش را در آورده، مستقیما در مقابل مردم قرار بگیرد. امتحان  تاب آوری نظام  در مقابل آتشی که علاوه بر جامعه ، از مجلس هم می تواند شعله بکشد ،ریسک خطرناکی است که خامنه ای به سوی انجام آن روان است .

به احتمال زیاد، خامنه ای در تدارک انتقال قدرت به فرزندش، در سودای سرهم بندی مجلسی در قد و قواره مجتبی بر آمده، تا این انتقال با حد اقل تنش صورت بگیرد. اما همه شواهد نشان می دهد که حل مساله جانشینی، بدون دخالت دادن مردم خشمگین و به جان آمده  و  بدون مشارکت اصلاح طلبان، قطعا  به بن بست خواهد خورد. خامنه ای با این ریسک بزرگ، نصیبی جز یک شکست استراتژیک نخواهد برد .فاز نهائی این شکست،  در دوم اسفند آغاز شده است.

وقتی  حداقل، ۷۵ در صد اهالی پایتخت، مجلس را که نتیجه صد و پنجاه سال تلاش در راه دموکراسی و حاکمیت قانون است، وامی نهند تا به حاکمانی گستاخ ،فاسد و بی تدبیر نه بگویند، این نشانه خوبی برای ایران و مردم ایران نیست. مردم از نهاد های واسطه و حلقه های وصل نا امید شده اند. مردمی که در روند استقرار این نظام جان دادند. هشت سال جنگیدند. با تحریم ها ساختند و همه مصیبت های ناشی از “نظام تبخیر امید” را تحمل کردند، حالا با صدای بلند می گویند که “جنگ شما با دنیا، جنگ ما نیست. بگذار هر چه می خواهد پیش بیاید، بدتر از این نمی شود!” این اندازه نومیدی نسبت به حکومت، در شرایطی که موریانه های فساد ، تبعیض، تحقیر، فقر و استبداد به جان اعتماد، همبستگی ملی و همه سرمایه های اجتماعی افتاده اند  و در حالی که جامعه  در شرایط  تعلیق سیاسی قرار گرفته و تحریم های فلج کننده شیرازه اقتصاد را از هم پاشانده است، اصلا نشانه های خوبی نیستند. مردمی تا این حد نومید نسبت به ساز و کار های گفتگو و تعامل مسالمت آمیز، به سان بشکه های باروتی هستند که هر لحظه می توانند منفجر بشوند. این انفجار اگر رخ دهد ایران و مردم ایران بزرگ ترین قربانیان آن خواهند بود .بعد از آبان ۹۸ ، انتخابات دوم اسفند، جامعه را یک گام بلند دیگر بدین سو رانده است.

“نه” بزرگ مردم به مجلس، ابتدا به ساکن رخ نداده است. این “نه” محصول چهل سال ” آزمون و خطا” و امید بستن به وعده های مدعیان راستین و دروغین اصلاحات است .

مردم در دی ماه ۹۶ و در آبان ۹۸ عیار وعده های اصلاح طلبان را سنجیدند و در عمل سیاسی خود به عجز و ناتوانی آنها و عقیم بودن راهکار حرکت زیر سقف ولایت مطلقه مافیا پی بردند. دست ردی که امروز مردم بر سینه مجلس زدند، قبل از همه دست رد بر سینه اصلاح طلبان و راهکار ائتلافی ورشکسته آنهاست. اصلاح طلبانی که در دوم اسفند مجلس را به ولی فقیه و مافیای تحت فرمانش تقدیم کردند ،همزمان سنگی هم بر گور اصلاح طلبی حکومت -محور خود نهادند. آنها شاید رقت انگیز ترین بازنده دوم اسفند باشند  .

به جز سرنگونی طلبان خشونت طلب ،وابسته و بدون حد و مرزی که ایران و مردم ایران، مساله آنها نیست، هیچ شخصیت و جریان سیاسی مسولی نمی تواند از این وضعیت خشنود باشد. گرچه حکومت هیچ گزینه ای در مقابل مردم نگذاشت و گریزی از تحریم انتصابات حکومتی نبود، اما سیاست ملی، مردمی و دموکراتیک نمی تواند  نگران اوضاع به شدت بحرانی کشور نباشد و نقش مخرب این انتخابات فرمایشی  و”سردارزده” را نادیده بگیرد .

بر افراشتن پرچم انتخابات آزاد، از جمله به معنی اعاده حیثیت از نهاد م جلس به مثابه عصاره ملت و نتیجه مهم صد و پنجاه سال تلاش برای دموکراسی و حاکمیت قانون نیز هست. به همان نسبت که حاکمیت مجلس را خوار می کند، مردمان بیشتری به این نتیجه می رسند که تشکیل مجلسی قانونگذار و تصمیم گیر در یک انتخابات آزاد و سالم راهمطلوب و ممکن عبور مسالمت آمیز از بحران ، خلع ید از ولایت مافیا و استقرار جمهوری در کشور است. این فهم ملی در دوم اسفند گامی بزرگ به سوی تکامل و گسترش برداشت و این را شاید بتوان یگانه پیروزی جدی انتخابات دوم اسفند دانست . تا تحقق این راهکار رهائی بخش و ملی اما ،وقتی سرداران بر صندلی های بهارستان جلوس کنند، کسی به عریانی امپراطور دل نخواهد سوزاند .در سال کرونا، ملخ و موریانه ،بعد از بهار قحطی زده، تابستان داغی در پیش است که در آن، دلال معاملات ملکی سابق هم، به ریش ” آقا” ی عریان و مال باخته خواهد خندید.

آقایان! به تابستان سلام کنید! خود کرده را تدبیر نیست!

احمد پورمندی  ۲۴٫۰۲٫۲۰۲۰

برچسب ها :

ناموجود