کد مطلب : 3227
تاریخ انتشار : سه شنبه ۳ دی ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۳
- بازدید

گلشیرین؛

فقر و تکدی گری

فقر و تکدی گری
موضوع غیر قابل درک ماجرا در این است که چرا همان آخوند سرشناس که با دستخط خود بر فقر و بیچارگی این زنان مهر تایید زده ، چرا خودش مشکل مالی این افراد را حل نمی کند ؟در صورتی که بیشتر ین قشر روحانیون از وضعیت خوبی برخوردارند و بیشتر افراد ثروتمند زکات مال خود را به همین روحانیون پرداخت می کنند .؛

Bildresultat för ‫تکدی گری زنان تورکمن‬‎این روزها شاهد تکدی گری زنان تورکمنی هستیم که در تیپ های مختلف گشت زنی می کنند و هر روز هم بر تعدادشان افزوده می شود. گروهی از این زنان چهار راه ها را قرق کرده اند، با لباسهایی ژنده و چهره های تکیده از آثار اعتیاد.
عده ای دیگر هم هستند که مانند یک مهمان سرزده ، در خانه ها را میزنند و با در دست داشتن یک دست خط از طرف فلان روحانی از زندگی نکبت بار بدون شوهر و بچه ی مریض رو به مرگ و هزینه های سرسام آور دارو و فلان و فلان می نالند . موضوع غیر قابل درک ماجرا در این است که چرا همان آخوند سرشناس که با دستخط خود بر فقر و بیچارگی این زنان مهر تایید زده ، چرا خودش مشکل مالی این افراد را حل نمی کند ؟در صورتی که بیشتر ین قشر روحانیون از وضعیت خوبی برخوردارند و بیشتر افراد ثروتمند زکات مال خود را به همین روحانیون پرداخت می کنند .
تکدی گری مردان و یا زنان در چند دهه پیش جزو شنیع ترین اعمال نزد تورکمن ها محسوب میشد اما به برکت نظام جمهوری اسلامی و ضربه های پی درپی اقتصادی بر پیکر جامعه ، این عمل امری عادی شده است . در واقع همگی ما به نوعی در حال گدایی هستیم. گدایی از سیستم های آموزشی برای کسب نمرات قبولی فرزندان . گدایی امنیت و آرامش از دولت با حمایت و مشارکت در برنامه هایی که صد در صد مخالفش هستیم. گدایی از پلیس راهنمایی و رانندگی بخاطر ننوشتن قبض جریمه که گاهی ماجرا بر عکس می شود و ماموران راهنمایی و رانندگی در قبال ننوشتن قبض جریمه ، وجه از متخلف دریافت می کنند. چشم انتظار واریز یارانه ای که هزینه ی تامین یک روزه ی یک خانواده ی چهار نفره هم نمی شود که از قدیم گفتند دیلاندن گوزلان یامان.

از دید بیشتر ملت ها ما ساکن کشوری هستیم ثروتمند از منابع طبیعی و قدرتمند در امور و تسلحیات نظامی . اما حقیقت این است که ، ما ملتی هستیم تنگدست با رهبرانی مرفه اما با ظاهری ساده که بر ثروث ملی چنگ انداخته و در حالی که خود در وفور نعمات غوطه ورند ،اما لذات و آسایش را در جهانی دیگر به مردم وعده می دهند و مردمانی که حاضر شدند به هر ننگی دامن زنند اما جرات مطالبه ی حقوق خود را ندارند زیرا دریافته اند که اعتراضشان فقط یک جواب دارد و آنهم قطعه ای سرب است بر پیشانیشان که قطعه قطعه ی این سرب می توانست نانی باشد برای شب شان .هر روز تعداد بیشتری از زنان و مردان در زیر چرخ تسمه بریده ی اقتصاد له می شوند و زار می زنند برای زندگی و زنده ماندن. کودکان بسیاری بخاطر هزینه ی سنگین تحصیل ، ترک مدرسه کرده اند و اعتیاد در جامعه چنان ریشه زده که از هر شاخه اش نوعی افیون مرگبار می روید . با این وجود هنوز افرادی هستند که سر سپردگی به گردانندگان این حکومت ، خصوصا مذهبیون و سیاسیون را وظیفه ی خود می دانند..
. دولت بیشترین بودجه را اختصاص به حوزه های دینی می کند و حتی در جوامع کوچکتر و در بین روستانشینان ، بسیاری از ثروتمندان ترجیح می دهند زکات مال خویش را به یک روحانی بدهند تا یک خانواده ی فقیر تا به این طریق جایگاهی در بهشت برای خود ثبت کنند . همان کاری که در قرون وسطا مذهبیون اروپایی به بهانه ی فروش قسمتی از بهشت مردم نادان را سر کیسه می کردند .
مردم در زیر فشار اقتصادی کمر خم می کنند، گورستانهای تاریک تبدیل شده به مکانی که در آنجا زنان بخاطر یک لقمه نان تن شان را عرضه می کنند و هر مکان دنجی شده پاتوق معتادانی که سنشان از تعداد انگشتان دستشان هم تجاوز نمی کند . رشد فزاینده ی این معضلات محصول حکومتی است که سران آن همگی مذهبی و در زمان متوقف شده اند. انها خود را برترین انسانهای روی زمین می پندارند و چنان در این خلسه ی سکر آور محو شده اند که هیچ فریادی نمی تواند آنها را هوشیار کند.

سو

برچسب ها :

ناموجود