کد مطلب : 2819
تاریخ انتشار : شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸ - ۱۸:۲۲
- بازدید

توپراغیم

توپراغیم
گؤزل اولکأم برمن. سنی گوهـره زحمت چکیب درلر دؤکن توپراغیم برمن بیر پنجأنگــــی آلتیـنا زره آرزولار دارختیم إکن توپراغــــیم؛

گؤزل اولکأم برمن. سنی گوهـره
زحمت چکیب درلر دؤکن توپراغیم
برمن بیر پنجأنگــــی آلتیـنا زره
آرزولار دارختیم إکن توپراغــــیم

سرزمین زیبایم ، ندهم تو را به هیچ گوهری
تویی سرزمینی که در خاکش زحمتها کشیده و عرق ها ریختم
یک پنجه از خاکت را با هیچ طلا و زری معاوضه نکنم
تویی آن سرزمینی که در خاکش درخت آرزوهایم را نشاندم

مقدس سن کیچیلمرین اوپـســمده
یادامارین نیچه ایلغاب چاپســــامدا
سجده قیلیب حقا دیزیم اپســــمده
درگاها ال سریب چؤکؤن توپراغیم

مقدسی تو ، با بوسیدن خاکت تحقیر نشوم
هر چقدر هم که دوان دوان از پی ات رهسپار شوم ، خستگی به خود راه ندهم
اگر که سجده نموده و دست به زانو نشینم
تویی آن سرزمینی که دست دعا به درگاهش برده و در خاکش تعظیم نمایم

آتــــا بابالار میز یاتییندیر سنــده
حقینگ درگاهینا قـول بولان بـنـده
سؤیگینگ مسکن توتوب روحدا هم تنده
آرزو چراغیمــــی یاقان توپراغیـــــم

آبا و اجدادم در تو آرمیده اند
هر بنده ای که عبد راستین درگاه حق شد
عشق و حب خاک وطن در جسم و روحش ریشه دواند
تویی ای خاک مقدس ، روشنای چراغ آرزوهایم

هایباتلی داغلارینگ اول قارا داشــی
آریق لار بولاق لار چشمه لنگ جوشی
آق ساچلی انه لنگ بول چاناق آشــــی
محبت اوجاقین دیکــــن توپراغـــیم

از میان سنگهای سیاه کوههای پر هیبتت
که سرچشمه رودها و چشمه های جوشانند
همانها که برکت سفره های رنگین مادران سفیدموی سرزمینم اند
تویی ای خاک مقدس ، برافرازنده و فروزنده اجاق محبتهایم

وصف ادیب یانگلاتسام دوتارین کیرشین
جنت دی اولکأمینـــگ آبادان دورشیــــن
برمه رین دونیأگه بیر سره قارشیـــــن
قیرآط مینیب یولین سؤکن توپراقــــــیم

اگر که بهر وصفت تارهای دوتارم را به ارتعاش در آورم
و آبادانی سرزمین جنت مکانم را وصف نمایم
بدین خاطر یک وجب از خاک سرزمینم را به تمام دنیا ندهم
تویی ای خاک مقدس ، یادآور روزهایی که راههایت را با اسبان تیزتک در نوردیدم

یاغمیر رحمتیندان قانیب یاتان ســـن
گؤوره سینده الوان گوللربیتن سن
نامیسیم اقراریم.سؤیگی.وطن سن
داماردا قانیمدا آقان توپراغــــــیم

از باران رحمتش سیراب گشته و آرمیدی
و اینچنین گلهای رنگارنگ در دامانت پروراندی
ناموسم ، اقرارم و عشقم تویی ای وطن
تویی خون جاری شده در تک تک رگهایم ای خاک مقدس

یازیندا گؤک دونین بـــزأب گیسه لر
نه گؤزل دیر کشبی اؤوسن مایسالار
طبیغات الوانین دورلــــــی یایـسالار
غرق ایلأر لأله سی چیقان توپراغـــیم

اگر که در بهار آذین بسته و رخت سبز بر تن نمایی
چه زیبایند ساقه های سرسبز و زیبای مزارع گندم و جو
آنگاه که زیبایی رنگهای رنگارنگ طبیعت را می آرایند
غرق در بوی لاله های وحشی سر برآورده از دل خاک شود خاک سرزمینم

هودی دن إمکلأپ اؤسیب اوزانیــــم
مکتب لرده اوقاب یازیـب بوزانیــــم
گؤکجه شاهیر جوشیب یازیب دوزه نیم
اوزاق دان کشبینه باقان تو پراغیـــم

با لالایی هایت ، چهار دست و پا زنان خزیدم و بزرگ شدم
و در مکتب خانه هایت نوشتن و سواد آموختم
گوگجه شاهیر آنچه از تو به جوشش در آمد و سرودی
وصفی بود که از نگاهی دوردست در باب زیبایی خاک سرزمینم سرودم

ناصر مارامایی ( گؤکجه شاهیر )

برچسب ها :

ناموجود