کد مطلب : 2725
تاریخ انتشار : شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۴:۲۷
- بازدید

آشنايی با نوابغ و مشاهير تركمن / دكتر احمد قره داغلی

آشنايی با نوابغ و مشاهير تركمن / دكتر احمد قره داغلی
من در اين مدت باقيمانده عمرم يك آرزو دارم كه اگر اين آرزويم برآورده شود، از همه مردم و از خالق خود بي نهايت ممنون خواهم شد. گفتم كه پدرم مرد بزرگي بود و تمام زندگيش را وقف خدمت به مردم اين ديار نمود. حالا انتظار دارم حداقل همان كساني كه زندگيشان را مديون دكتر هستند و با كمك او تحصيل كرده و به نون و نوايي رسيده اند، حق مطلب را ادا كنند، بعد از گذشت ۱۰۰ سال از تولد دكتر، به ياد آن مرحوم مراسم بزرگداشت صدمين سال تولد وي را در گنبد برگزار نمايند تا روح آن ابرمرد و خدوم تركمن شاد و از آنان راضي باشد.؛

آشنايی با نوابغ و مشاهير تركمن / دكتر احمد قره داغلیبه گزارش پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان ترکمن، این مصاحبه توسط موسي جرجاني در زمان حيات مرحوم حاجي محمد قره داغلي، معلمي كه يادگار دكتر احمد قره داغلي با همان خلقيات انسان دوستانه پدرش تهیه شده  است که در ذیل می خوانید:

امروز يازدهم مرداد ماه سال ۸۸ است. به دنبال بارندگي هاي چند روز گذشته مرداد ماه كم رنگ شده است و باد ملايم و خنكي در خيابان هاي گنبد مي وزد. باز هم به اتفاق آقاي انصاري به سراغ يكي ديگر از معلمان پيش كسوت به گنبد آمده ايم. به سراغ معلمي كه دوران كودكي و كلاس اول و دوم خود را در گميش تژه گذرانده است. كسي كه يادگار مرحوم دكتر قره داغلي است. اهالي گنبد هرگز خدمات وي را براي باسواد شدن فرزندان خود، از ياد نخواهند برد. بله، امروز پاي صحبت يكي ديگر از معلمان ديروز گنبدي مي نشينيم تا حرف هاي او را كه مربوط به سال هاي گذشته است بشنوييم.

من حاجي محمد قره داغلي، فرزند احمد، در سال ۱۳۰۷ در گميش تپه سابق و گميشان فعلي به دنيا آمدم. من كلاس اول و دوم را در دبستان پهلوي درس خواندم و در آن زمان با خداي نظر بروسان، محمد علي بروسان و قربان قليچ جعفري همكلاس بودم. در آن زمان پدرم در تركيه تحصيل مي كرد و من با مادرم زندگي مي كردم. بعد موقعيتي پيش آمد و مادرم براي تحويل گرفتن ارثيه و مايلملك پدربزرگم كه فوت كرده بود، مجبور شد به گنبد كوچ كند و من با مادرم گميش تپه را ترك كرده و در گنبد ساكن شديم. من در مدرسه فردوسي گنبد درسم را ادامه دادم و مدرك ششم ابتدايي گرفتم. من در آن موقع نوجوان ۱۵-۱۴ ساله بودم و سن من براي استخدام در ادارات دولتي كم بود لذا پدربزرگ مادريم كه حسين جان حاجي نوبري نام داشت و تاجر و مغازه دار بود، برايم مغازه بزازي باز كرد و من تا ۲۰ سالگي در آن مغازه كار كردم و در سال ۱۳۲۵ به استخدام اداره فرهنگ آن زمان درآمدم و معلم شدم. در آن سال آقاي بهلكه رئيس اداره فرهنگ گنبد بود.

من دو سال اول معلمي را در دبستان روستاي قورچاي خدمت كردم. در همان سال خبر رسيد كه پدرم دكتر قره داغلي از اروپا به تهران آمده است (سال ۱۳۲۶) وي تحصيلات عمومي دانشگاهي را در تركيه و دوره تخصصي جراحي را در برلين آلمان گذرانده بود و حالا براي خدمت به اين مرز و بوم به وطن بازگشته بود در آن زمان افراد تحصيل كرده تعدادشان اندك بود و در بيمارستان هاي كشور به اين قبيل افراد نياز مبرم داشتند. بنابراين عليرغم اينكه وي طالب خدمت در گنبد بود، او را به بيمارستان نمازي شيراز اعزام كردند. در آن موقع من ازدواج كرده بودم و يك فرزند به نام ارازمحمد داشتم كه به اتفاق پدرم با خانواده خود به شيراز رفتم و در دبستان فضيلت شيراز مشغول تدريس شدم. پدرم دائم به دنبال فرصتي بود تا به گنبد بيايد و در اين منطقه خدمت كند اما اينكار مقدور نمي شد تا اينكه بعد از سه سال خدمت در شيراز به رشت منتقل شد و من هم با او به رشت آمدم و كارم را در اين شهر ادامه دادم. ما يكسال رشت بوديم و بعد به نيشابور و در نهايت حدود سال ۱۳۳۲ به گنبد آمديم و پدرم در اين شهر به طبابت پرداخت و من نيز به تدريس مشغول شديم. من در آن سال مدير مدرسه كاووس شدم و در همان موقع در دبيرستان شبانه درس خواندم و مدرك سيكل و بعد با تلاش و جديت زياد ديپلم گرفتم. من چهار سال مدير مدرسه كاووس بودم تا اينكه پدرم دو هزار مترمربع زمين براي ايجاد مدرسه به اداره فرهنگ آن زمان اهدا نمود و بعد در آن زمين مدرسه ساخته شد و در سال ۱۳۲۸ تاسيس گرديد و من اولين مدير اين مدرسه تازه تاسيس شدم و كارم ۲۴ سال ادامه يافت تا اينكه در سال ۱۳۵۷ با همان سمت بازنشسته شدم. من مدير نمونه بودم بنابراين به تقاضاي رئيس فرهنگ وقت، پنج سال ديگر خدمت كردم و بعد با مدرسه و دانش آموزان خداحافظي كردم. من از اينكه با دانش آموزان بودم هيچوقت خسته نمي شدم زيرا مي دانستم كه وظيفه تربيت نسل آينده را به عهده دارم و بنابراين برايم خستگي معنا نداشت و با عشق و علاقه به آينده كشورمان و باسواد شدن كودكان شبانه روز كار مي كردم.

س: درباره پدرت دكتر قره داغلي، اين پزشك انسان دوست برايم صحبت كنيد:

ج: من يكساله بودم كه او براي تحصيل به تركيه مي رود، آنطوري كه مادرم تعريف مي كرد، در آن زمان آنها شش نفر بودند كه براي ادامه تحصيل به تركيه مي روند. همه اينها از خانواده افراد پولدار و متمول گميشان بودند كه اسامي آنها عبارتند از: توراني، شيرمحمدي، ناز بردي جوده اي، يمودي و پدرم احمد قره داغلي. در آن زمان تاجران گميشاني از طريق دريا با آستاراخان و باكو تجارت مي كردند و همه اين افراد به پدران خود مي گويند كه قصد تجارت و خريد محصول يك كارخانه كه اجناس آن ارزان شده است، به باكو مي روند. از قضا آنان به اندازه كافي از پدرانشان پول مي گيرند و بعد از طريق باكو به تركيه مي روند و در آنجا تحصيل مي كنند. آنان بعدها به خانواده هاي خود نامه مي نويسند كه در دانشگاه استانبول تحصيل مي كنند. آنان در تركيه بطور رايگان و شبانه روزي تحصيل مي كنند. پدرم بعد از تمام كردن دوره پزشكي عمومي براي گذراندن دوره تخصصي جراحي به آلمان مي رود. پدرم و دوستانش در طول اين سال ها هرگز به ايران نيامدند و من با مادرم كه آنه بخت نام داشت و دختر يكي از افراد متمول گميشاني بنام حسن جانلي بود، در گنبد تنها زندگي مي كردم تا اينكه پدرم در سال ۱۳۲۶ به ايران بازگشت و بعد من با مادرم از آن حالت سرگرداني در آمديم و با او زندگي كرديم.

س: از خصوصيات اخلاقي و خدمات دكتر قره داغلي چه خاطره اي به ياد داريد؟

ج: دكتر قره داغلي، فردي انسان دوست و عالم بود. به همه احترام مي گذاشت. او در تمام زندگيش سعي مي كرد تا جوانان باسواد شوند. او مي دانست كه مشكل بزرگ تركمن ها بي سوادي آنان است و اعتقاد داشت كه ديگر نمي توان با اسب و شمشير خودنمايي كرد، بلكه دوران تحصيل و علم آموزي فرا رسيده است و بنابراين همه بايد براي علم آموزي تلاش كنيم تا براي فرداي جامعه خود افرادي مفيد باشند. او همه را به درس خواندن دعوت مي كرد. دكتر براي رسيدن به اهداف بلند خود يك هئيت هشت نفره تشكيل مي دهد كه افراد آن سرهنگ مختومي، سرگرد مهشيد، نور خوجه نوبتي و غيره بودند كه من اسامي بقيه اعضا را به ياد ندارم. بعد اعضاي اين هيئت به شناسايي كودكان با استعداد تركمن مي پردازند و شرايط ادامه تحصيل اين نوع كودكان با استعداد و در عين حال فقير را فراهم مي نمايند تا آنان در گنبد درس بخوانند و از بين اين دانش آموزان نيز افراد با استعدادتري را شناسايي كرده و براي تحصيلات دانشگاهي به تركيه مي فرستند. در آن زمان دكتر قره داغلي با مسئولان دانشگاهي تركيه شرايط تحصيل اين گونه دانش اموزان و استفاده آنان از بورسيه تحصيلي را صحبت كرده بود و بعد هر سال ده نفر به تركيه اعزام مي شوند. يكي از كارهاي خوبي كه دكتر انجام داده بود، تشكيل يك صندوق خيريه جهت كمك به دانش آموزان بي بضاعت بود. وي با پول اين صندوق توانست مشكل مالي فراروي كارهاي خيرخوانه خود را برطرف نمايد. او يكي از كارهايش جمع آوري پول براي صندوق از افراد پولدار تركمن بود. اولين سري از دانش آموزان اعزامي، دخترم سولماز قره داغلي بود كه وي مدرك دندانپزشكي دريافت نمود و در تركيه ماند و بعد گوهر و گلنار رفتند و تحصيل كردند. در آن زمان پدرم با دوستانش براي گرفتن رضايت پدر و مادر دانش آموزان اعزامي، به خانه هاي آنان مي رفتند كه در اين بين بعضي ها از اينكه اين اعزام و تحصيل بدون هزينه و رايگان بود استقبال مي كردند و اما بعضي ها نمي توانستند جدايي فرزندان خود را تحمل كنند و قبول نمي كردند. سال ها بعد افراد اعزامي، دكتر و مهندس شده به ايران مراجعت نمودند و خدمت كردند و در بين مردم از جايگاه و احترامي خاصي برخودار شدند و اما آنهايي كه از اين فرصت استفاده نكرده بودند، افسوس مي خوردند و پدر و مادر خود را ملامت مي كردند و گله داشتند كه چرا مانع استفاده از چنين فرصتي شده اند.

در هر صورت پدرم تمام عمر خود را در راه پيشرفت و توسعه منطقه و خدمت به مردم، خصوصا افراد كم درآمد و نيز تحصيل و تربيت كودكان و مداواي بيماران گذراند و تمام وجودش را در اين راه صرف نمود. هميشه دعاي خير مردم را به عنوان پاداش و دستمزد خود دريافت مي نمود او چنين كسي بود و مردم گنبد، خصوصا تركمن هاي اين منطقه هرگز خدمات انسان دوستانه او را فراموش نخواهند كرد.

س: حالا در اين دوران بازنشستگي و با اين موهاي سفيد چه آرزويي داري؟

ج- من در اين مدت باقيمانده عمرم يك آرزو دارم كه اگر اين آرزويم برآورده شود، از همه مردم و از خالق خود بي نهايت ممنون خواهم شد. گفتم كه پدرم مرد بزرگي بود و تمام زندگيش را وقف خدمت به مردم اين ديار نمود. حالا انتظار دارم حداقل همان كساني كه زندگيشان را مديون دكتر هستند و با كمك او تحصيل كرده و به نون و نوايي رسيده اند، حق مطلب را ادا كنند، بعد از گذشت ۱۰۰ سال از تولد دكتر، به ياد آن مرحوم مراسم بزرگداشت صدمين سال تولد وي را در گنبد برگزار نمايند تا روح آن ابرمرد و خدوم تركمن شاد و از آنان راضي باشد. اين تنها آرزوي من است و اطمينان دارم كه اين كار شدني است و من از شخص شما آقاي جرجاني كه راه محمد آخوند گرگاني و حاجي رستم صوفي و ديگر بزرگان تركمن را براي رضاي خدا و خلق خدا و در راه پيشرفت و توسعه فرهنگي و ديني مردم منطقه ادامه مي دهيد، با انجام اينكار روح پدرم را زنده كنيد و در اين رابطه من با دوستان و فاميلان خود در خدمت شما هستم. شما با اين كارهايي كه اين روزها انجام مي دهيد و حرمت بزرگان را با تجليل كردن از آنان پاس مي داريد، انتظار دارم كه در حق دكتر نيز از انجام اين كار دريغ نكنيد تا نام دكتر قره داغلي در بين نسل كنوني زنده شود.

بیوگرافی دكتر احمد قره داغلي

فرزند الكه حاجي

نام مادر: بختي

شماره شناسنامه: ۳۰۰۵

تاريخ تولد: ۱۴ / ۳ / ۱۲۸۸

محل تولد: گميش تپه

در سال ۱۳۰۵ به تركيه عزيمت نموده و بعد از ۱۴ سال عازم آلمان شد (بمدت ۶ سال)

و در سال ۱۳۲۶ وارد ايران شد

تا سال ۱۳۲۸ بيمارستان شيراز (سعدي)

۱۳۲۹ رئيس بيمارستان كازرون و ممسني

اواخر سال ۱۳۲۲ جراح بيمارستان نيشابور

از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ جراح بيمارستان گنبدكاووس

در سال ۱۳۵۲ جراح بيمارستان رشت

در اواخر سال ۱۳۵۲ بمدت ۴ ماه در زندان گرگان

در سال ۱۳۵۳ بمدت ۶ ماه به شهرستان يزد و مشهد تبعيد شد

اواخر سال ۱۳۵۴ بازنشسته شد

اول آذر ۱۳۵۶ روز دهم ذيحجه روز عيد قربان وفات يافت.

۳ هزار مترمربع زمين بطور رايگان جهت تاسيس دبستان دكتر احمد قره داغلي سال تاسيس ۱۳۳۸

برچسب ها :

ناموجود