کد مطلب : 1947
تاریخ انتشار : پنج شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷ - ۲۰:۲۰
- بازدید

بمناسبت ٣٤- مین سال درگذشت بردی کربابایف

بمناسبت ٣٤- مین سال درگذشت بردی کربابایف
بردی کربابایف، بنیانگذار ادبیات معاصر ترکمن، در سال ١٨٩٤میلادی در بخش تجن از استان عشق آباد، در خانواده ای برزگر متولد شد. او ابتدا در مدرسه محل خود و بعد در مدرسه بخارا به کسب علوم قدیم پرداخته و ضمنا با آثار شعرای کلاسیک خاور زمین همچون سعدی، حافظ ، نوایی، خیام، فضولی، آزادی، ماغتئم قلی و سایرین آشنایی کامل یافت. او بویژه فولکلور قدیمی ترکمنها را مورد پژوهش قرارداده و آثار متعددی را نیز جمع آوری نمود. وی در ایام جوانی میل وافری به سرودن شعر بزبان مادری خود داشته و این استعداد و طبع شعر و نویسندگی او بعد از انقلاب اکتبر تکامل یافت. وی در این ایام رمانهای معروف خود « آئغئتلی أدیم » ، «غایغی سئز آتابایف» ، و غیره را به رشته تحریر درآورد و آثار بسیاری را از زبانهای روسی، آذربایجانی، تاجیکی، ازبکی، ترکی به زبان ترکمنی برگرداند. ؛
Bildresultat för ‫بردی کربابایف‬‎احمد مرادی:۳ مرداد ۱۳۸۷:بردی کربابایف، بنیانگذار ادبیات معاصر ترکمن، در سال ١٨٩٤میلادی در بخش تجن از استان عشق آباد، در خانواده ای برزگر متولد شد. او ابتدا در مدرسه محل خود و بعد در مدرسه بخارا به کسب علوم قدیم پرداخته و ضمنا با آثار شعرای کلاسیک خاور زمین همچون سعدی، حافظ ، نوایی، خیام، فضولی، آزادی، ماغتئم قلی و سایرین آشنایی کامل یافت. او بویژه فولکلور قدیمی ترکمنها را مورد پژوهش قرارداده و آثار متعددی را نیز جمع آوری نمود. وی در ایام جوانی میل وافری به سرودن شعر بزبان مادری خود داشته و این استعداد و طبع شعر و نویسندگی او بعد از انقلاب اکتبر تکامل یافت. وی در این ایام رمانهای معروف خود « آئغئتلی أدیم » ، «غایغی سئز آتابایف» ، و غیره را به رشته تحریر درآورد و آثار بسیاری را از زبانهای روسی، آذربایجانی، تاجیکی، ازبکی، ترکی به زبان ترکمنی برگرداند.
بردی کربابایف در سال ١٩٧٤ در هشتاد سالگی دیده از جهان فرو بست. از بردی کربابایف دو منظومه به نامهای « قیزلار دونیاسی » و « داقئلماق » بیادگار مانده است. هر دو این اثر از سرگذشت و سرنوشت حزن انگیز گذشته زنان ترکمن صحبت میکند و محرومیتهای زنان ترکمن در خانواده و جامعه را بیان میدارد. منظومه ها بزبان ساده و عامیانه و به سبک محاوره ای سروده شده اند که خواننده را بی شک مجذوب و شیفته خود مینماید.
اما بزرگترین خدمت بردی کربابایف به ملت ترکمن در کنار خلق آثار بیاد ماندنی اش، شاید در مطالعه و تحقیق و جمع آوری مجموعه اشعار ماغتئم قلی و نشر آن باشد. بردی کربابایف را میتوان تنها فردی بحساب آورد که آشنایی بسیار نزدیکی با ماغتئم قلی داشت. او ماغتئم قلی را با روح اشعار او درک نمود. در رابطه با بیوگرافی ماغتئم قلی، محققینی چون، آ.خودزکو ، آ. وامبری، ای. برزین، و. بارتولد، آ.سامویلویچ، خ.مئراتبردی، ف.کوپرولیزاده، ن.آسترویموف، عبدالرحمان نیازی، مهسین فانی، آ. آخوندوف و دیگران آثاری از خود برجای گذاردند که بردی کربابایف با همه آنان آشنایی داشت. او در عین حال مطالبی که در رابطه با بیوگرافی ماغتئم قلی در ژورنال « شورا » تحت نام « تورکیت مجموعه سی » در شهر اوفا بچاپ رسید، همچنین مطالب منتشره در روزنامه محلی تاشکند و « روزنامه ماورای بحر خزر» منتشره در عشق آباد را مطالعه کرده بود. در آن ایام فردی وارد تر و آگاهتراز بردی کربابایف در امر شناخت از ماغتئم قلی وجود نداشت. او با اینکه در اترک و گرگان حضور نیافته بود، اما با وضعیت اقتصادی، معیشتی، فرهنگی و اتنوگرافی این مناطق آشنایی کامل داشت. در واقع میتوان گفت که او از جزئیات همه منابع تاریخی در این رابطه آشنایی داشت.
او همچنین کتاب منتشره از سوی خودزکو را که بزبان انگلیسی بوده و در آن اطلاعاتی پیرامون بیوگرافی ماغتئم قلی آورده شده است هم خوانده بود. این کتاب را نخستین بار سامویلویچ عرضه نمود و از آنجا که کربابایف در شهرهای مسکو، لنینگراد و عشق آباد با افرادی چون بارتولد، سامویلویچ و برتلس در رابطه بود، احتمال دارد که سامویلویچ در یکی از این دیدارها، اطلاعات مربوط به بیوگرافی ماغتئم قلی را به او داده باشد. بردی کربابایف بر مبنای اطلاعات جمع آوری نموده در باره ماغتئم قلی، بیوگرافی او را بصورت یک سیستم درآورد. تنظیم این بیوگرافی از سوی کربابایف که در سال ١٩٤٠ صورت گرفت، به احتمال زیاد نخستین نوشته و اثر علمی و معتبر بشمار می آید، زیرا نوشته های علمایی چون آغالیف بنام « ماغتئم قلینینگ ترجیمه حالی حاقئندا » ( در باره بیوگرافی ماغتئم قلی) در سال ١٩٤٨ و اثر غارریف بنام « ماغتئم قلینینگ ترجیمه حالی حاقئندا» در سال ١٩٥٠ انتشار یافتند.
در سال ١٩٢٤، با دعوت از بردی کربابایف ازسوی روزنامه « سوویت تورکمنستانی » جهت همکاری با آن، وی به عرصه ادبیات گام نهاد. همکاری با این روزنامه و وجود امکانات موجود در آنجا، کربابایف را به ماغتئم قلی بیشتر نزدیک میکند. در سال ١٩٢٥، بردی کربابایف با آثار دستنویس ماغتئم قلی مشغول میگردد. البته این امر بدون علت نبود، زیرا شورای علمی دولتی به بردی کربابایف وظیفه جمع آوری کامل کلیه نوشته های ماغتئم قلی و انتشار آنرا محول میکند. در این باره کربابایف در بیوگرافی خود چنین نوشته است : در سال ١٩٢٦ که هنوز انیستیتوی ادبیات « تورکمن کولت » شکل نگرفته بود، من کلیه آثار ماغتئم قلی را جمع آوری نموده و بچاپ رساندم. در این باره امیر بردی خاطر نشان میسازد که : « شورای علمی دولتی وظیفه جمع آوری و سنجش دستنویسهای مختلف ماغتئم قلی را بوی محول نموده و در عین حال چند نسخه از آثار ماغتئم قلی را یافته و به او داد. در میان آنها از همه مهمتر میتوان به نسخه ای از عوض بای ساکن خیوه، غاراش حان از چلکن و به دستنوشته های غارری قالای من اشاره نمود. ( نگاه کنید به: ماغتئم قلی. آثار، سال ١٩٢٦). » لازم به ذکر است که در میان این مجموعه در عین حال نوشته هایی هم که خود کربابایف آنها را جمع آوری و یادداشت نموده است وجود دارند.
بردی کربابایف اساسا به آثار ماغتئم قلی از زاویه منبع لایزال فکر و هنر می نگریست. او تمام عمر خود را وقف نشر آثار ماغتئم قلی نموده و به همه فراگیری علمی آنرا توصیه می نمود. از نگاه تیز او کوچکترین اطلاعات هم باز نمی ماندند و در هر نقطه ترکمنستان وقتی می شنید که کسی برخی از اشعار ماغتئم قلی را از حفظ میداند، بلافاصله بسراغ او میرفت. در این باره وی در خاطرات خود میگوید: « بنا به خبری که شاعر خلق دردی قلیچ بمن داد، در بخش تاغتا از استان داش حاوض یک کالخوزچی بنام ساپار، ٤٦٠ شعر ماغتئم قلی را از حفظ میداند. »
در سال ١٩٤٦ نمونه های دیگری از آثار ماغتئم قلی یافت گردیدند و بردی کربابایف همواره از نخستین افرادی بود که این آثار را مورد توجه قرار میداد. او یافتن آثار پراکنده ماغتئم قلی را تنها محدود به مناطق ترکمن نشین نکرده و با دید وسیع خود اعتقاد به جستجوی آنها در دیگر کشورها هم داشت. بعنوان مثال، او در این رابطه به بنیادهای شرق شناسی کشورهای آلمان، مجارستان، کاشغر، فرانسه، ترکیه، انگلستان و ایران پیامهایی فرستاده بود. او در عین حال جستجوی پیگیرانه آثار دست نویس ماغتئم قلی را در آستراخان، تاتارستان، قفقاز، ازبکستان، روسیه، قاراقالپاقستان هم رهنمود میداد. انتقال نسخه ای از آثار دست نویس ماغتئم قلی از موزه انگلستان به ترکمنستان، به احتمال زیاد حاصل تلاشهای اوست.
بردی کربابایف با آثار محققان دیگر کشور ها همچون خودزکو، برزین و همچنین با نوشته وامبری بنام سیاحت درویش دروغین آشنا بود. وامبری در جریان سیاحت خود در ترکستان، به نسخه دستنویسی از ماغتئم قلی شامل ٢٦٠ صفحه دسترسی می یابد. وی در سال ١٨٧٩، مقاله ای تحت عنوان « زبان ترکمنی و آثار ماغتئم قلی » را که عبارت از ٣١ شعر کامل و ١٠ شعر ناقص بود در مجله آلمانی بنام « انجمن شرق آلمان » بچاپ میرساند. متن روسی این مقاله در آرشیو آکادمی علوم ترکمنستان موجود میباشد. بردی کربابایف در پروسه تحقیقات خود اینگونه منابع را هم مطالعه نموده بود.
آثار ماغتئم قلی تا قبل از انقلاب اکتبر حدودا ده بار بچاپ رسیدند. در لندن بسال ١٨٤٢، در کازان ( در دوجلد، سال ١٨٦٢)، در تفلیس بسال ١٨٧٢، در لایپزیگ بسال ١٨٧٩، در تاشکند در روزنامه « ولایت ترکستان» بسال ١٩٠٧، در تاشکند بسال ١٩٠٧، در بخارا بسال ١٩١٠، بازهم در بخارا بسال ١٩١١، در آستراخان بسال ١٩١٢، در استانبول بسال ١٩٢١. با اینکه این آثار در اشاعه افکار ماغتئم قلی نقش بسیار حائز اهمیتی داشتند، اما عاری از اشکالات مضمونی نبودند. بردی کربابایف مدتها قبل از برتلس برخی از این آثار را مورد انتقاد قرار داده بود. بردی کربابایف قبل از همه با پژوهشهای علمی- مضمونی خود، وامبری را مورد انتقاد قرار داده و پس از آن به نقد علمی- مضمونی تجارب اوسترواوموف ( ١٩٣٠-١٨٤٨) می پردازد. در تاشکند بسال ١٩٠٧ در روزنامه ای بنام « روزنامه محلی ترکستان » آثاری از ماغتئم قلی از سوی انجمن ادبی بچاپ رسیده بود و اوسترواوموف در این روزنامه مطلبی تحت عنوان « اوُتوز ایکی توُخوم قئصصاسی و ماغتئم قلی » با ١٣٤ شعر از ماغتئم قلی را بچاپ میرساند. بردی کربابایف با خواندن این مطلب آنرا بلحاظ مضمونی مورد ارزیابی قرار داده و این نظر را ارائه میدهد: « اوسترواوموف هم درست همانند وامبری همان خطاهای او را تکرار نموده و تحت تأثیر نظرات وامبری ماغتئم قلی را ارزشیابی میکند ». بردی کربابایف کلیه نوشته هایی که در باره ماغتئم قلی بچاپ رسیده بودند مورد مطالعه قرار داده و آنها را به لحاظ مضمون، معنی، کلمه و ریتم مورد بررسی قرار میداد. بطور مثال، در سال ١٩١١ بر اثر تلاشهای میر زاهد پسر میر صدیق از اهالی ماری در سال ١٩١١ در تاشکند در انتشارات مطبوعات عارف جان ، کتابی از ماغتئم قلی تحت نام « اوُتوز ایکی توُخوم قئصصاسی و ماغتئم قلی » بچاپ میرساند که بردی کربابایف این اثر را هم مطالعه کرده بود. در سال ١٩١١ عبدالرحمان نیازی هم مطلبی در رابطه با بیوگرافی ماغتئم قلی در آستراخان نوشت که بردی کربابایف معتقد بود که تا سال ١٩١٢ کسی تا به حال به این اندازه ارزشیابی درستی از ماغتئم قلی ارائه نداده است.
بردی کربابایف در نتیجه ادامه تحقیقات خود، نوشته شیخ محسون فانی بنام « ماغتئم قلی و هفت سال منظومه ترکی» ، منتشره در سال ١٩٢١ در استانبول را مورد تفحص قرار داده و اعتقاد داشت که این اثر به لحاظ علمی- زیبایی شناسی نتوانسته است ماغتئم قلی را توصیف نماید. بردی کربابایف معتقد بود که فانی همان خطاهای سال ١٨٧٩ وامبری را مرتکب شده و از اینرو میتوان به او « وامبری دوم » و یا « کپیه وامبری » نام نهاد.
بردی کربابایف در سال ١٩٢٦، با جمع آوری ٢٨٩ شعر ماغتئم قلی آنرا بصورت یک کتاب جداگانه بچاپ میرساند. در رابطه با ارزش علمی این کتاب، برتلس خاطر نشان میسازد: « در راستای نشر آثار آکادمیکی و علمی، چاپ این اثر در سال ١٩٢٦ از سوی نویسنده نامدار ترکمن بردی کربابایف، نخستین تلاش محسوب میگردد ». این کتاب با گرافیک عربی بچاپ رسید، اما با وارد آوردن تغییراتی در آن و اضافه کردن حروف صدادار بر آنها، این امکان برای خوانندگان ایجاد گردیده است که اشعار ماغتئم قلی را درست همانند زبان محاوره ای امروز ترکمنی تکلم نمایند. این خدمت بردی کربابایف در میان نسل قدیم و جدید جامعه ترکمن تأثیر عمیقی بر جای گذاشت. ناگفته نماند که چاپ اشعار ماغتئم قلی در دوجلد بسال ١٩٥٩ و همینطور چاپ اشعار وی در یک جلد در باکو بسال ١٩٦٠ با گرافیک عربی ، تحت سردبیری بردی کربابایف صورت پذیرفت.
بردی کربابایف در تمام طول فعالیت ادبی خود حتی یکروز هم از پرداختن و اشتغال با آثار مربوط به ماغتئم قلی غافل نبود. او همیشه آثار ماغتئم قلی را مطالعه میکرد، آنها را برای دیگران میخواند ، همواره از اشعار او یادداشت برمیداشت، به اشعار او از زبان باغشیها و راویان گوش میداد ، آثار دست نویس او را جمع آوری مینمود، مقالات زیادی در آن باره نوشته ، در نشستها و کنفرانسها و مراسم ومباحثات متعددی شرکت ورزیده و به همه فراگیری علمی آثار ماغتئم قلی را توصیه مینمود. خدمات ادبی و بویژه جمع آوری و احیای آثار ماغتئم قلی را ملت ترکمن مدیون فرزند خلف و نابغه خود بردی کربابایف بوده و آنرا هیچگاه از یاد نخواهد برد.منابع:

١- ژورنال سوویت ادبیاتی، شماره ١٠، عشق آباد، سال ١٩٨٣

٢- دایره المعارف یکجلدی جمهوری ترکمنستان شوروی، عشق آباد، سال ١٩٨٤.

 

 

برچسب ها :

ناموجود