کد مطلب : 1854
تاریخ انتشار : جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۲:۳۲
- بازدید

« دایرة المعارف زنده » ( بمناسبت ٨٥- مین سال تولد آتا آولیف ، کمانچه نواز معروف ترکمن )

« دایرة المعارف زنده » ( بمناسبت ٨٥- مین سال تولد آتا آولیف ، کمانچه نواز معروف ترکمن )
در میان ما، کسانیکه در مورد هنر و تمدن و تاریخ ترکمنها اطلاعات جامعی دارند، رو به کاهش است. در مقابل، ما در نگارش و فراگیری از اطلاعات آنان جدیت زیادی بخرج نمیدهیم. بطور مثال، آتا آولیف که در رابطه با تاریخ موسیقی ترکمنها حاوی اطلاعات فراوانی است، در آستانه سن ٧٠ سالگی خود قرار دارد. وقتی با او در مورد تاریخ موسیقی ترکمن و جایگاه باغشی های ترکمن به صحبت می نشینی، در می یابی که او واقعا یک دایرة المعارف زنده است. ما جهت شناساندن این « دایرة المعارف » زنده به خوانندگان خود پای صحبت او نشسته و سئوالاتی را با او در میان گذاردیم. ؛
Bildresultat för ‫کمانچه نوازی‬‎واسیلی لاریونف، نوربردی دده بایف:ترجمه: احمد مرادی:۱۰ بهمن ۱۳۸۸:در میان ما، کسانیکه در مورد هنر و تمدن و تاریخ ترکمنها اطلاعات جامعی دارند، رو به کاهش است. در مقابل، ما در نگارش و فراگیری از اطلاعات آنان جدیت زیادی بخرج نمیدهیم.

بطور مثال، آتا آولیف که در رابطه با تاریخ موسیقی ترکمنها حاوی اطلاعات فراوانی است، در آستانه سن ٧٠ سالگی خود قرار دارد. وقتی با او در مورد تاریخ موسیقی ترکمن و جایگاه باغشی های ترکمن به صحبت می نشینی، در می یابی که او واقعا یک دایرة المعارف زنده است. ما جهت شناساندن این « دایرة المعارف » زنده به خوانندگان خود پای صحبت او نشسته و سئوالاتی را با او در میان گذاردیم.

سئوال: آتا آقا، شما در مورد تاریخ موسیقی ترکمن و نحوه پیدایش آن چه اطلاعاتی میتوانید در اختیار ما بگذارید؟
پاسخ: ظرافت و تکامل سازهای ترکمنی حکایت از ریشه و قدمت دیرینه آن دارد، اما اینکه آن در چه عصری ایجاد گردیده است، کسی نمیتواند آنرا بطور دقیق بیان نماید. اما من فکر میکنم که قدمت سازهای ترکمنی با شکل گیری خلقی بنام ترکمن پیوند دارد. سازهای ترکمنی از سوی استادان بزرگ ترکمن همواره مورد پالایش و تکامل قرار گرفته و در طی سالیان طولانی به درجه عالی کنونی خود رسیده است. البته این امکان وجود دارد که در مورد سازهای ترکمنی در زمانهای معینی کسانی بوده اند که به این امر علاقمندی نشان داده و حتیکتابهایی نیز نوشته باشند. ولی همانطور که واقف هستیم، در ایام هجوم اسکندر مقدونی و چنگیز خان به منطقه ترکمنستان بسیاری از کتابخانه های موجود آنزمان به آتش کشیده شدند. لذا این امکان وجود دارد که کتابهای موجود در باره سازهای ترکمنی جمع آوری شده و آتش زده شده باشند ،زیرا نمی توان باور نمود که در مورد اهمیت والای چنین هنری هیچ کتابی و یا اثری منتشر نشده باشد.

سئوال: آتا آقا، برخیها ادعا میکنند که در زمان حکومت شوروی، سازهای ملی ترکمن مورد محدودیت قرار گرفتند، شما در این باره چه فکر میکنید؟
پاسخ: اگر بخواهم انصافا قضاوت کنم باید بگویم که در آن ایام، موسیقی ترکمن با محدودیتی جدی روبرو نگردید. بر عکس، حکومت شوروی از ما حمایت کرده، بما کار و حقوق ماهیانه داد و برای استادان موسیقی امکان تربیت شاگردان را فراهم آورد. در آن ایام، باغشی ها و نوازندگان ترکمن به کسب عناوین و نشانهای شایسته ای مفتخر گردیدند. منتهی در آن دوره یک چیز به خطا پیش برده شد و آنهم اینکه به بعضی از ترانه ها و آهنگهایی که با دین رابطه داشتند اجازه اجرا در ملاء عام داده نمیشد. بهمین جهت، بسیاری از ترانه ها و آهنگهایی که توسط استادان موسیقی اجرا گردیده بودند ضبط نگردیدند. در بسیاری از این آهنگها الزاما نام خدا و الله از متن آنان حذف گردیدند. بدین ترتیب، موسیقیدانان ما با اینگونه مشکلات روبرو بودند. اما علیرغم این محدودیتها، موسیقی ملی ما هیچگاه ممنوع نگردید، زیرا در میان مقامات حکومتی افرادی وجود داشتند که به وجود موسیقی ملی ترکمن باور داشته و با حمایت آنان بود که هنر موسیقی ما پا بر جا ماند.

سئوال: آتا آقا، مردم ترکمن شما را بعنوان یک کمانچه نواز ماهر می شناسند، آیا شما کار سازندگی را با کمانچه شروع کردید؟
پاسخ: من از دوران کودکی ابتدا نواختن دوتار را فرا گرفتم. استاد اول من حال مئرات باغشی، پسر سازنده معروف ترکمن دردی باغشی بود. سپس سازنده ای بنام آمانگلدی خئدئر از عشق آباد به روستای ما أنؤو آمد. آنطور که پیداست، او نوازندگی کمانچه را از استادهای بزرگ آموخته بود و منهم با کمک او نواختن کمانچه را یاد گرفتم. پس از آن، در یک دستم کمانچه و در دست دیگرم دوتار بود و من به نواختن هر دوی این آلات ادامه دادم. اما پس از آن عشق و علاقه ام به نواختن کمانچه بیشتر شد، حتی نوآوریهایی در آن ایجاد نموده و سازهایی که قبلا با کمانچه نواخته نمیشدند من شروع به نواختن کردم.

سئوال: البته ما قصد داریم که بر اساس صحبتهای شما در باره باغشی ها و نوازندگان نامدار ترکمن سلسله مقالاتی را بچاپ برسانیم. در اینجا از شما خواهش میکنیم که کمی در باره استادان خودتان بگوئید.
پاسخ: با نخستین استادی که من پس از آمدنم به عشق آباد دیدار کردم، مئللی آقا بود. او برخی از اسرار ظریف نواختن دوتار را بمن آموخت. او در حین آموزش من هیچگاه از کلمه تحقیرآمیز « این نمیشه» و یا نظایر آن استفاده نکرد و اگر سازی را که من می نواختم مورد مطلوبش نبود، با لبخندی آن ساز را خود دوباره می نواخت. او همیشه توصیه میکرد که هنگامیکه کسی در حال نواختن ساز است هرگز وسط سازش نپریده و از کلمات ناشایست و غیرمطلوب استفاده نکنید، این مثل تلنگر زدن به اسب در حال تاخت است. هنگام اقامتم در عشق آباد علاوه بر مئللی آقا، از پورلی آقا نیز بسیار آموختم، او هم هیچوقت به ذوق آدم نمی زد.
سئوال: آتا آقا، شما دیده میشود که با وجود علاقه تان به نواختن کمانچه، اما در ساختن کمانچه همواره دوتار را الگو قرار میدهید.
پاسخ: بله این درست است. سابقا استاهای بزرگی وجود داشتند، ولی تعداد آنها هم حالا در میان ما کم شده است. در میان ما استایی بنام گلدی آقا وجود داشت که کمانچه می ساخت و او هم ساختن کمانچه را از پورلی آقا یاد گرفته بود. بعدها گلدی آقا ساختن دوتار را هم از پورلی آقا یاد گرفت. پس از درگذشت پورلی آقا، گلدی آقا تنها استای معروفی بود که باقی ماند. بعد ما استای معروف کنونی بایرام را پیش گلدی آقا برده و از او خواهش کردیم که ساختن کمانچه و دوتار را به او یاد دهد و بدین ترتیب، بایرام ساختن این آلات موسیقی را فرا گرفته و لقب شا اوستا گرفت.
من روزی به غاریاغدی آلی و صاپار قلی ایشان گفتم که بیائید ما هم ساختن دوتار را یاد بگیریم، اگر اوستای خوبی هم نشدیم، ولی حداقل میتوانیم آنرا به فرزندانمان یاد بدهیم. بدین ترتیب ما سه کمانچه نواز ساختن دوتار را یاد گرفتیم، آندو حتی ساختن کمانچه را هم یاد گرفتند. در حال حاضر فرزندان آنها به کار ساختن دوتار و کمانچه مشغول هستند. پسر منهم آبلی، در حال حاضر به ساختن دوتار مشغول است و بقدری مهارت یافته است که همپای بایرام اوستا است.
همانطور که در بالا اشاره نمودیم، آتا آقا حاوی اطلاعات فراوانی در باره موسیقی ترکمن است. ما فعلا به صحبتهای امروز بسنده کرده و برای آتا آقا سلامتی، و در خلق ترانه ها وآهنگهای جدید و ساختن دوتار، موفقیتهای هر چه بیشتر آرزو می کنیم.

منبع: تورکمن مدنیتی ژورنالی ۱۹

 

 

برچسب ها :

ناموجود