کد مطلب : 1693
تاریخ انتشار : شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ - ۱۵:۳۵
- بازدید

روزنامه های تهران، سالگرد پلاسکو و نقطه صفر

روزنامه های تهران، سالگرد پلاسکو و نقطه صفر
روزنامه های امروز تهران، شنبه ۳۰ دی، سالگرد آتش گرفتن پلاسکو را زمینه ای دیده اند برای طرح حادثه و مهم تر از همه انتقاد از این که کاسبان و مالکان ساختمان منهدم شده پلاسکو هنوز هیچ کمکی دریافته نکرده و هیچ یک از کمک های مسوولان صورت واقعی نگرفته است.؛

مسعود بهنود. روزنامه نگار:  بی بی سی :خطر بی آبی :روزنامه های امروز تهران، شنبه ۳۰ دی، سالگرد آتش گرفتن پلاسکو را زمینه ای دیده اند برای طرح حادثه و مهم تر از همه انتقاد از این که کاسبان و مالکان ساختمان منهدم شده پلاسکو هنوز هیچ کمکی دریافته نکرده و هیچ یک از کمک های مسوولان صورت واقعی نگرفته است.

ادامه بحث ها درباره تجربه ناآرامی های دوهفته پیش در شهرهای مختلف، و انتقاد از نحوه مدیریت کشور از جمله مطالبی است که روزنامه های مختلف به آن پرداخته اند، از جمله در انعکاس بحران آب، آلودگی هوای این چند روزه شهرهای جنوبی کشور و مشکلات برنامه ریزی.

تیتر و طرح محمد طحانی. ابتکارحق نشر عکسابتکار
Image captionتیتر و طرح محمد طحانی. ابتکار

داغمان کم نشد

سیما فراهانی و امیرحسین خواجوی در گزارش اصلی شهروند نوشته اند: نه بغضشان تمامی دارد، نه داغشان کم شده است. هنوز هم مثل روزهای اول اشک می‌ریزند. ماتم در صدای تک‌تکشان موج می‌زند. می‌گویند اوضاع‌ و ‌احوالشان بهتر که نشده، حتی بدتر هم شده‌ است. نمی‌توانند فراموش کنند. خانواده‌های آتش‌نشانان و کارگرانی که در حادثه غم‌انگیز ساختمان پلاسکو زیر آوار جا ماندند، حالا غمگین‌تر از گذشته برای سالگرد از دست دادن عزیزانشان اشک ماتم می‌ریزند. گله دارند.

به نوشته این گزارش:همه‌شان یک پرسش مشترک دارند؛ این‌که مقصر کیست؟ بغض دارند و حالا که سالگرد این حادثه تلخ فرارسیده، دوباره لحظه‌به‌لحظه آن پنجشنبه وحشتناک در ذهنشان تداعی می‌شود. آخرین روز دی‌ماه ٩٥ که کمتر کسی آن را از یاد می‌برد؛ روزی که مردم ایران در غم از دست دادن آتش‌نشانان، کارگران و کسبه ساختمان پلاسکو عزادار شدند. خانواده برخی از این آتش‌نشانان و کارگران، یک‌سال سخت و پر از ماتم را روایت می‌کنند.

گزارش شهروند نقل کرده: نزدیک‌شدن به سالگرد حادثه، زمزمه‌های دوباره مردم و درنهایت حادثه نفتکش سانچی همه و همه؛ لحظه‌های دردناک ریزش آوار ساختمان پلاسکو را برایش یادآوری کرده است. شب‌ها وقتی دخترهایش به خواب می‌روند، تا صبح اشک می‌ریزد. دوباره مثل همان روزهای پر از زجر و دلهره، صحنه‌های ریزش آوار لحظه‌ای از جلوی چشمانش کنار نمی‌رود. درست یک‌سال پیش بود که زندگی ١٤ساله طاهره اکبرزاده با شوهرش برای همیشه به پایان رسید، حالا در این چند روز بیشتر از گذشته غم نبودِ محسن را احساس می‌کند. محسن قدیانی، آتش‌نشان ٣٨ساله‌ای که در دل آتش‌وخاک ساختمان پلاسکو جا ماند و هنگام نجات، سوخت و جان خود را از دست داد.

برجها در جامعه کلنگی غریبه اند

مسعود باستانی در روزنامه قانون نوشته: پنجاه و اندی سال پیش، ساختمان پلاسکو مدرن ترین آسمانخراش تهران بود. همان زمان غلاف های فلزی اجزای این ساختمان مرتفع را چنان به هم گره زده بودند که سازندگانش انتظار داشتند ساختمان پلاسکو تا ۲۰۰ سال دیگر برپیشانی خیابان اصلی شهر بدرخشد. گرچه بر اساس نظر کارشناسان، ساختمان پلاسکو بر اثر سهل انگاری انسانی آتش گرفته بود اما فروریختن آن سازه عظیم الجثه، همان حکایت غربت برج ها در جامعه کلنگی است.

یک سال پیش که ساختمان و اهالی آن در قلب حادثه بودند چشم‌های زیادی ناباورانه ، غمگینانه و حیرت زده نگاه‌شان می کردند.آن روزها عنصر بیچارگی در برابر فاجعه در جامعه موج می زد و هر کسی بنابر خلق و خوی خویش عجز نجات نایافتگی را فریاد می کرد.

به نوشته این گزارش: یک سال پیش ابتدا تاخت و تاز آتش بود و رقص البسه های نیمه سوخته در نبرد میان آب و آتش. یک سال پیش ابتدا غم معیشت اهالی پلاسکو بود و این غم به سرعت به غصه نجات جان آنان از خشم آتش تبدیل شد و سرانجام با مرگ اندوهناک کسانی که همیشه سربازان نجات بودند به تسلیت پایان یافت. یک سال پیش گویا همه چیز مهیا شده بود تا ناتوانی ها، چشمان ناظر را به ورطه شرمندگی در برابر خویش بکشاند و هر کس به شیوه ای این همبستگی عزادارانه با فاجعه را تصویر کند.

در ادامه گزارش قانون آمده: ناگهان عزا ملی شد و تهران به جانباختگان پلاسکو که فداکارانه برای نجات همشهریان از دل شعله های آتش ایستادگی کردند، نشان افتخار داد. تصویر و تندیس آتش‌نشانان قهرمان تا اربعین قربانیان برپا بود و ناگهان فاجعه دوم اتفاق افتاد، سوزنده تر و ویرانگرتر از حادثه نخست بغض های درگلو مانده باخروج اشک ها سبک شدند و عجزهای خفته در حادثه، حجاب بر چهره گرفتند؛ زیرا که دیگر کسی نپرسید:چرا آتش نشانان پایتخت به هنگام عملیات اطفای حریق ابزار کافی نداشتند؟ مگر نباید آتش را با فوم مهار کرد؟ مگر نباید تیم اولیه ناجیان به‌طور مستمر با بی سیم با تیم پشتیبانی در تماس باشند؟

ریشه‌یابی به جای برخورد رمانتیک

نیره توکلی در مقاله ای در شرق با اشاره به این که نباید حادثه ها را دراماتیزه و رمانتیزه کرد. نباید آن را به سوز و گداز و شعار تبدیل کرد نوشته: باید براساس اعتمادسازی برای پیشگیری از بحران و مدیریت بحران باشد و شفافیت در اطلاع‌رسانی. خود شفافیت به اعتمادسازی کمک می‌کند و بسیاری از شایعات بی‌اساس را خنثی می‌کند. مثلا اگر درباره فاجعه پلاسکو از لحاظ ریشه‌یابی و برخورد با عاملان آن اقدامات اساسی صورت گرفته بود، عاملان بروز آن، مجازات شده بودند و در موارد مشابه پیشگیری انجام شده بود، اکنون در مورد حادثه نفت‌کش سانچی در فضای مجازی این‌همه شایعات بی‌اساس و غیرکارشناسانه به راه نمی‌افتاد.

این جامعه شناس به انتقاد نوشته: در زمان هر فاجعه‌ای برخوردها فقط با سوز و گداز همراه است و فقط احساسات مردم، برای سودجویی‌های سیاسی برانگیخته می‌شود و از طرف دیگر به شعارهای بی‌اساس دامن زده می‌شود. با شعارهای بی‌اساس راه بر عوام‌فریبی از همه طرف باز می‌شود؛ عوام‌فریبی از طرف کشورهای خارجی یا دشمنان شناخته‌شده‌ای که در لباس دوست درمی‌آیند؛ عوام‌فریبی از طرف ترامپ که در فجایع روزانه کشور خود و کشتار مردم، به علت آزادی حمل اسلحه، به‌هیچ‌وجه احساس مسئولیت نمی‌کند. و مقاله شرق به این جا رسیده که: تأسف‌بار این است که برخورد مسئولان ما با شهروندان به گونه‌ای است که گفته‌های امثال ترامپ، حتی غیرمعقول‌ترین حرف‌های او، ممکن است خریدار پیدا کند. یا تحلیل‌هایی که مثلا درباره اقتصاد صورت می‌گیرد، بدون آنکه درباره این صحبت شود که چرا اقتصاد به اینجا رسیده است و ریشه‌های مسئله چیست.

کارتون بنیامین آل علی. بهارحق نشر عکسبهار
Image captionکارتون بنیامین آل علی. بهار

آژیر خطر

عبدالحسین طوطیایی در مقاله ای در شرقنوشته: آسمان مهربان مدت‌هاست روی از کشورمان به قهر برگرفته است. دماوند لباس سفید برفی زمستانه هرساله‌اش را از تن کنده و از تابستان‌های داغ‌تر از گذشته خبر می‌دهد. ٩٤ درصد عرصه کشور در معرض خشک‌سالی شدید است. مخزن ٩٨ سد مهم کشور کمتر از ٤٠ درصد پر است؛ این تعداد سد ٣٩ درصد ظرفیت مخازن ١٧٧ سد مهم کشور را دارند. سدهای پنج‌گانه تأمین‌کننده آب تهران ٦١٣ میلیون مترمکعب آب دارند و ٣٢ درصد این سدها پر است.

این پژوهشگر افزوده: میلیون‌ها اتومبیل از بامداد تا بی‌انتهای هر شب در تب‌و‌تاب و آلودن بی‌قرارند. شبکه‌های اجتماعی به‌جای انعکاس این فرابحران، مواردی مانند کمبود و گرانی تخم‌مرغ را به رنگ نیش و مزاح درآورده‌اند و نمایندگان مجلس بر پرسش‌هایی برای استیضاح وزیر جهاد کشاورزی پای می‌فشرند که از جنس دغدغه‌های گذشته است. پیمانکاران شهرداری‌ها شلنگ‌های پرفشار آب را کماکان به سوی چمن‌ها و گل‌های فصلی می‌گیرند تا شاید به بهای خشکی بیشتر، لبخند رضایت را بر چهره ناظران خود بیارایند.

مقاله شرق به این جا رسیده که: صدای محمود احمدی‌نژاد هنوز و در هیجان افزایش ناپایدار درآمد نفت در گوش‌ها طنین دارد که آرزوی ٣٠٠ میلیون جمعیت در این عرصه خشک را داشت. آرزویی که اگر در مجالی تحقق می‌یافت، صدای تشنگی انبوه بیشتری از مردم خود را تا بی‌کرانه‌ها می‌شنیدیم. لطفا و بیش از این در انتظار شنیدن صدای پای بحران حتی با چندین بارندگی پیشِ‌رو نباشیم. بحران اینک با تمام قامتش در خانه همه ما سکنی گزیده است.

اهوازِ غبار آلود؛ در روز هوای پاک

شهروند در گزارشی نوشته: گردوغبار نارنجی، در روز ملی هوای پاک، نفس‌کشیدن را برای مردم اهواز، حمیدیه، آبادان، ماهشهر، خرمشهر، شادگان، شوش، دزفول و هندیجان سخت کرد. درحالی‌ که بسیاری از شهرهای خوزستان در هفته گذشته روزهایی آلوده و غبارآلود را پشت‌سر گذاشته‌اند، دیروز در اهواز شدت گردوغبار به ۶۶برابر حد مجاز رسید و زندگی همه را مختل کرد.

به گزارش این روزنامه: فعال‌شدن کانون‌های داخلی گردوغبار با وجود کاهش بارش در‌ سال‌جاری، به‌ حدی شدت گرفت که بسیاری از مردم را خانه‌نشین کرد، آن‌هم درست در روزی که به نام روز ملی هوای پاک در تقویم ثبت شده و چنین شعاری برایش تعیین کرده‌اند: «قانون هوای پاک؛ قانون نفس.» نفس‌کشیدن برای مردم اهواز از آغاز هفته مشکل شد. اخبار کیفیت هوا در هفته گذشته نشان می‌دهد که کیفیت هوای این شهر در روز یکشنبه برای همه گروه‌های سنی ناسالم عنوان شد.

روز دوشنبه مرکز کنترل و پایش محیط‌زیست کشور هوای اهواز را ناسالم برای گروه‌های حساس گزارش کرد. روز سه‌شنبه شاخص آلودگی هوا به ١٢٢ رسید و در محدوده ناسالم برای گروه‌های حساس قرار گرفت. این روند ادامه پیدا کرد که روز چهارشنبه مرکز ملی پایش و هشدار سریع گردوخاک هواشناسی خوزستان در پی پیش‌بینی وقوع تندباد و طوفان در روز جمعه و ورود توده گردوخاک عراقی به استان در روز شنبه اخطاریه‌ای صادر کرد.

نقشه راه کشور را بد‌کشیده‌ایم

‏محمّد احمدوند در مقاله ای در اطلاعات یادآوری کرده: ۱۰ سال گذشته میانگین ضریب هوشی مردم ایران از ۹۷ به ۸۴ رسیده است، یعنی به مرز «دیرآموزی»؛ می‌شود نتیجه گرفت بسیاری از مردم ایران مشکل یادگیری دارند. سئوال این است چه اتفاقی برای کشور افتاده که شاهد چنین اتفاق نگران کننده‌ای هستیم؟

گزارش دیگری هم حاکی از آن است که در مسابقات بین‌المللی «تیمز» که مهارت خواندن را می‌سنجد، رتبه ایران به شدّت افت کرده. اینکه کتاب و کتابخوانی در کشور ما برای مردم اهمیت ندارد و این‌که تلویزیون و ماهواره و رسانه‌های مجازی وقت و انرژی مردم ما را به هدر می‌دهند درست است، امّا مشکل اساسی جای دیگری است. نویسنده اضافه کرده:واقعیتی که ندیده گرفته‌ایم این است که برای جوامع پیشرفته نخبگان آن جوامع برنامه‌ریزی می‌کنند. در این کشورها نخبه‌های علمی، اقتصادی، هنری، فرهنگی، ورزشی و سیاسی شناسایی، جذب و حمایت می‌شوند و از آنها در برنامه‌ریزی‌های کلان کشوری و منطقه‌ای استفاده می‌شود. این کشورها برای جذب نخبگان کشورهای دیگر هم برنامه ریزی می‌کنند و ضمن حمایت از آنها و ارائة بهترین امکانات به آنها بیشترین استفاده را هم از تراوشات فکری‌شان می‌برند.

مقاله اطلاعات با اشاره به آمار چند کشور درباره نخبگان و معیشت آن ها نوشته: در کشورهای پیشرفته نخبگان سیاست‌ها را تدوین و امور را برنامه‌ریزی می‌کنند و سایر اقشار جامعه در سطوح مختلف این سیاست‌ها را اجرا می‌کنند. همان حکایت قدیمی است که آنها از آن خوب درس گرفته‌اند: آدم‌های بزرگ را به کارهای کوچک و آدم‌های کوچک را به کارهای بزرگ نگمارید.

پیشنهادی به سردار سلیمانی

عباس عبدی در مقدمه مقاله ای در اعتماد به فیلمی اشاره کرده که در آن سردار قاسم سلیمانی گفته است در جریان ناآرامی ها وقتی صحنه آتش زدن پرچم ایران را دیده گفته ای‌کاش به‌جای پرچم، من را ده بار آتش می‌زدند. ما برای نشاندن پرچم بر سر قله ده‌ها شهید دادیم تا بتوانیم این پرچم را سرافراز و برافراشته نگه داریم.

نویسنده با ابراز همدلی با سردار سلیمانی پیشنهادی به او داده: بلند شوید و یک ساعت از وقت خود را صرف دیدار با این نوجوان کنید. ظاهرا برحسب اطلاع نیروی انتظامی به سرعت شناسایی و دستگیر شده است. فیلمبردار هم ببرید تا از دیدار شما تصویربرداری کنند. بعید می‌دانم که از آن طرف آب آمده باشد یا به ادعای برخی رابطه‌ای سببی یا نسبی با داماد صدام‌حسین داشته باشد. به احتمال زیاد خانواده او چندان ناآشنا نباشند. آیا آموزش و پرورش، نظام رسانه‌ای و نهادهای دینی که همه در خدمت ارزش‌های رسمی هستند، به او یاد ندادند که به پرچم کشورش که نماد کشور است احترام بگذارد؟ اگر آموزش ندادند، آیا از طریق خانواده و دوستان و جامعه هم متوجه نشد که باید احترام بگذارد؟ چرا نمی‌دانست که شما یا بزرگترهایش برای به اهتزاز در آوردن این پرچم در متر، متر این خاک در کربلای٥ جانفشانی کرده‌اید؟ چقدر اطمینان دارید که پدر یا یکی از نزدیکان او از مجروحان و جانبازان همان کربلای٥ یا سایر عملیات نباشد؟ پس چرا یک جوان باید تا این حد علیه آن ارزش‌ها نه تنها بی‌تفاوت که جری و ستیزه‌گر باشد؟

و خلاصه این که: اگر می‌توانستم، حتما دست چنان جوانی را می‌گرفتم و در اولین فرصت او را از زندان رها می‌کردم. این زندان جای کسانی است که عمر خود را در مقام بی‌تدبیری و اتلاف منابع کشور و پرخاشگری به این و آن گذرانده‌اند و اکنون نیز طلبکار می‌شوند.

وزیر تنهایی

شهرام شهیدی در صفحه طنز شهروند با اشاره به گزارش یکی از خبرگزاری ها درباره مشکل تنهایی ایرانی ها و خبر انتخاب یک معاون وزیر امور تنهایی در دولت بریتانیا نوشته: به‌زودی، چنین وزارتخانه‌ای هم در ایران تأسیس خواهد شد. اولین تکلیف تعریف تنهایی است.

فرد تنها در این قانون عبارت است از: یک نفر -ترجیحا مرد- مجرد که به سن قانونی رسیده و تاکنون از ازدواج به دلایل گوناگون سر باز زده است. وی به علت حضور در پای صندوق رأی هر چهار ‌سال از مقام شامخی برخوردار بوده و بایست در پایان هر دوره چهار ساله مورد تکریم قرار گیرد.

طنزنویس پیش بینی کرده که اولین بند قانون تاسیس وزارت تنهایی این باشد: فرد تنها باید ابتدا با تشویق، سپس با ترغیب و پس از آن با تذکر جدی و توبیخ و تهدید و سرانجام با زور بپذیرد که برای جامعه بهتر است نامبرده ازدواج کند. لذا از آن‌جا که مسئول بهشت و جهنم رفتن هر جوان مجردی وزیر تنهایی است، جوان مذکور با قید وثیقه سه ماه آزاد می‌شود که بتواند همسر مناسب خود را اختیار کند و موضوع را جهت رفع نگرانی و نیز درج در بودجه‌ خانوارها ‌سال آینده به وزارتخانه مذکور اعلام نماید.

و در انتهای طنز شهروند درباره بند دو قانون آمده: ورود فرد تنها -‌چه شاد باشد چه غمگین‌- به هر بوستان، شهربازی و سینمایی ممنوع است.

تبصره: اگر صداوسیما کمی سر کیسه را شل کند و همه هزینه‌ها با صداوسیما باشد می‌توان به جایی رسید که هر مرد تنها چند بار از تنهایی در بیاید که بتوانیم بزنیم توی دهان روباه پیر و استعمار سرخورده‌اش و بگوییم ما وقتی بخواهیم چیزی را حل کنیم تا تهش می‌رویم.

کارتون ناهید زمانی. ایرانحق نشر عکسایران
Image captionکارتون ناهید زمانی. ایران

راهبرد تجزیه طلبانه آمریکا

صلاح‌الدین هرسنی در مقاله ای در جهان صنعتنوشته: به نظر می‌رسد هدف اصلی واشنگتن در پروژه حمایت از کردها در شمال سوریه، تاسیس حکومت محلی جدید است به گونه‌ای که وابسته به دولت اسد نباشد. هدف مهم‌تر آمریکا، فرسایشی کردن شرایط شرق سوریه و تبدیل آن به وضعیت شکننده جهت زمینه‌سازی برای بروز و ظهور جریان‌های جدایی‌طلب است‌. به واقع حمایت از کردها و شبه‌نظامیان سوری پاسخی به این نیاز راهبردی و تمایلات تجزیه‌طلبانه آمریکاست.

این مدرس دانشگاه تاکید کرده: تعقیب راهبرد فدرالی و تجزیه‌طلبی آمریکا بدون تبعات برای منطقه نخواهد بود که در بدایت امر ماهیت واکنشی دارد و به همین خاطر است که ائتلاف‌های جدیدی در منطقه در قالب پذیرش ائتلاف ضروری در پاسخ به رفتار‌های آمریکا شکل گرفته است‌. بر این اساس مسکو، آنکارا، تهران و دمشق امروز بدون اراده قبلی خود را در اردوگاهی واحد علیه آمریکا قرار داده‌اند‌.

مقاله جهان صنعت به این جا رسیده که: روسیه اگرچه به دنبال درگیری‌های نظامی مستقیم با آمریکا نیست اما در عین حال نخواهد پذیرفت که دستاوردهای سیاسی و نظامی آن به ویژه نتایج راهبردی سوچی از بین برود‌. ترکیه خواستار پایان دادن به این حمایت از سوی آمریکا شده. ایران نیز با پتانسیل موجود خود سرسختانه به همراهی دمشق درحوزه ژئوپلیتیک آمریکا وارد خواهد شد و قطعا بر ضد آمریکا تلاش خواهد کرد شمال سوریه عرصه‌ای برای نفوذ آمریکا و رفتار‌های تجزیه‌طلبانه آن نشود‌.

ساعت صفر

رحیم لاری در مقاله ای در جوان نوشته: گلوله‌باران عفرین از عصر جمعه نمی‌تواند تنها یک حرکت تاکتیکی از طرف آنکارا باشد. چرا که تحرکات اخیر ارتش ترکیه و تقویت یگان‌های آن در حول و حوش عفرین در حالی انجام گرفته که یادآور عملیاتی است که ترکیه در فوریه سال گذشته با نام سپر فرات برای تصرف شهر الباب انجام داد و در آن عملیات، از همین شبه‌نظامیان سوریه در نقش واحدهای زمینی استفاده کرد و ارتش ترکیه هم با آتشباری توپخانه و تانک عملیات پشتیبانی را به عهده گرفت.

به نوشته این روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران: بسیاری از تحلیلگران بر این نظر بودند که قصد اصلی او قطع ارتباط بین عفرین و دو کانتون دیگر کردی در شرق رود فرات است. حالا که داعش از بین رفته، اردوغان مانده و مسئله قدیمی کرد‌‌‌‌ها و یگان‌های پ.گ که به نظر می‌رسد قطع ارتباط بین عفرین و دو کانتون دیگر برای او کافی نیست و می‌خواهد با اشغال کامل عفرین، این منطقه را به طور کامل از واحدهای پ.گ پاکسازی کند.

جوان در نهایت نوشته: اردوغان برای رسیدن به این هدف روی حمایت روس‌‌‌‌‌ها حساب باز کرده و برای همین است که رئیس ستاد متشرک ارتش و رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، راهی روسیه شده‌اند تا همکاری‌های لازم را با روس‌‌‌‌‌ها داشته باشند. از ظواهر امر برمی‌آید که مسکو به درخواست‌ همکاری از سوی آنکارا پاسخ مثبت داده به خصوص در زمینه اطلاعات نظامی.

دوره انتلک‌چوال‌ها و دوره اینفلوئنسرها

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: یک دوره مسیر جامعه را اهل فکر مشخص می‌کردند، الان اهل لایک؛ یعنی قدیم هر کی کتاب و مقاله بیشتر داشت، حرف‌هاش مهم بود، الان هر کی بیشتر لایک و کامنت داشته باشد.قدیم یک هنرمند کلی مطالعه و چندسال روی اثرش کار می‌کرد، الان نهایتا مطالعه بازار و مارکت دارند و روی مخاطب کار می‌کنند.قدیم هنر جامعه را تعالی می‌داد، الان هنر بوی باقالی می‌دهد.

به نوشته این طنزنویس: قدیم هر صدهزار نفر یک انتلک‌چوال بود، الان هر اینفلوئنسر خودش صدهزار نفر دارد. قدیم چهارتا نظریه‌پرداز بود. الان ماشاءالله همه خودپرداز هستند و هرجا لازم باشد نظریه صادر می‌کنند. قدیم معلوم بود کی به کجا وصل است یا از کجا می‌خورد یا آبشخور فکری‌اش کجاست، الان فقط می‌خورند. قدیم مردم کتاب مطالعه می‌کردند، بعد جای کتاب، مطالعه منوی رستوران باب شد. الان مطالعه اینستاگرام و تلگرام جای همه را گرفته.

ستون طنز شرق به این جا رسیده که: قدیم دست تقدیر دو نفر را سر راه همدیگر یا همسایه یا هم‌مسیر همدیگر قرار می‌داد و آن دو از هم خوششان می‌آمد، الان جای دست تقدیر، اکسپلور اینستاگرام چشم ما را به جمال ما روشن می‌کند و می‌گوید بیا با این رفیق شو. قدیم روشنفکرها فکر می‌کردند جامعه وجود خارجی ندارد و فقط اینها عقلشان می‌رسد، (واقعا هم همین‌طوری بود!) الان اینفلوئنسرها فکر می‌کنند روشنفکرها نسلشان منقرض شده و دیگر عقل همه به یک اندازه می‌رسد.

کارتون نازنین جمشیدی. شهروندحق نشر عکسشهروند
Image captionکارتون نازنین جمشیدی. شهروند

برچسب ها :

ناموجود