کد مطلب : 1619
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۲
- بازدید

راه‌های حل و خروج از مخمصه کنونی ایران

راه‌های حل و خروج از مخمصه کنونی ایران
نظام جمهوری اسلام بر مبنای انحصار سیاسی و اقتصادی است. پستهای سیاسی به دوستان و آشنایان اختصاص دارد و بخشهای اقتصادی به وابستگان و قدرتمندان سپرده می‌شوند. درآمد نفت از طرق مختلف در خارج از ایران در حسابهای شخصی سرمایه گذاری می‌شوند و به مردم کوچه و بازار سهمی نمی‌رسد. بانک‌ها سپرده‌های مردم را جمع آوری می‌کنند و به وابستگان و قدرتمندان وامهای کلان در مقابل وثیقه‌های پوچ می‌دهند. بانک‌ها اکثرا ورشکسته هستند ولی به رفتار خود در زیر سایه نظام ادامه می‌دهند. بقول آقای لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلام، فساد همه گیر شده است و بآسانی قابل حل نیست.؛

 ايران امروز: پروفسور حمید زنگنه و مزدک لیماکشی :نظام جمهوری اسلامی در گذشته به خواستهای مردم توجه چندانی نکرده و با توسل به انتساب خواسته‌ها به تحریکات حقیقی و مجازی خارجی‌ها به سرکوب ادامه داده است. هر از چند گاهی سر و صدای اصلاحات و تغییرات را راه می‌اندازند ولی می‌دانند که نمی‌توانند مسائل را به نحوی قابل قبول حل کنند چون بقول معروف کارد دسته خود را نمی‌برد. در نتیجه، اعتراضات بیشتر و بیشتر همه گیر و آشیل نظام ضعیف‌تر و ضعیف‌تر شده است.

به نظر می‌رسد که این بار اعتراضات به فرای عده‌ای تحصیل کرده که دسترسی به رسانه‌های مجازی دارند رفته و خطرناک‌تر شده است. نمی‌دانیم که آیا نظام فکر می‌کند که می‌توانند مجددا با دستگیری عده‌ای «آرامش» بر قرار کنند یا حداقل برای حفظ نظام حاضرند که تغییرات اساسی در نظام بوجود بیاورند. بنظر ما تغییرات اساسی که لازم است مسئله قیمت پوست و پیاز نمی‌تواند باشد.

نظام جمهوری اسلام بر مبنای انحصار سیاسی و اقتصادی است. پستهای سیاسی به دوستان و آشنایان اختصاص دارد و بخشهای اقتصادی به وابستگان و قدرتمندان سپرده می‌شوند. درآمد نفت از طرق مختلف در خارج از ایران در حسابهای شخصی سرمایه گذاری می‌شوند و به مردم کوچه و بازار سهمی نمی‌رسد. بانک‌ها سپرده‌های مردم را جمع آوری می‌کنند و به وابستگان و قدرتمندان وامهای کلان در مقابل وثیقه‌های پوچ می‌دهند. بانک‌ها اکثرا ورشکسته هستند ولی به رفتار خود در زیر سایه نظام ادامه می‌دهند. بقول آقای لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلام، فساد همه گیر شده است و بآسانی قابل حل نیست.

بنابراین اگر بخواهند مسائل مملکت را بدون خون ریزی و خرابکاری حل کنند باید از خودگذشتگی و خلوص نیت همه جانبه، بخصوص ار طرف اولیاء نظام جمهوری اسلامی، نشان داده شود. ما اگر بخواهیم کلیه خواست‌ها و منویات مردم را ریز کنیم باید طوماری بی‌انتها تهیه کنیم. بنابراین ما در زیر فقط به خواستهای بنیادی که می‌توانند گشایشی در زندگی سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی ایرانیان باشند بطور سرخطی اشاره می‌کنیم:

شورای نگهبان را حذف کنند که نمایندگان واقعی مردم انتخاب شوند
در حال حاضر مراجع انتخابی حقیقتا منتخب مردم نیستند. نظارت استصوابی شورای نگهبان نهایتا بمعنای انتصاب نمایندگان مجلس، شورای مشورت، و مجلس خبرگان و ریاست جمهوری تبدیل شده است. برای پایان دادن به عدم حضور نیروهایی که طی همه این سال‌ها حذف شدند ضروری است که شورای نگهبان حذف شده و انحصار حضور صرف اصلاح طلبان و اصول گرایان که تا کنون قادر به حل مشکلات کشور نبوده‌اند شکسته شود و نیروهای ملی و دمکراتیک کشور بتوانند در رقابت‌های انتخاباتی شرکت نمایند.

فعالیتهای احزاب سیاسی را آزاد کنند
در حال حاضر وظیفه‌ای که در کشورهای پیشرفته و آزاد بعهده احزاب است بعهده چند نفری که شورای نگهبان را اداره می‌کنند و نهایتا بعهده ولی فقیه است. در نتیجه نمایندگان اصیل مردن راهی سالم به مصادر قدرت ندارند. ریش و قیچی در دست نظام است و مردم کم وبیش رل انتخاب بین جناحهای نظام را دارند. کسی از خارج از نظام راه ورود بدون بیعت به نظام را ندارد. باید این سیستم استحلال شود و احزاب سیاسی قوی و مستقل از نظام وارد میدان سیاست شوند. باید رجل سیاسی تازه نفس وارد سیستم شود و آنرا مردمی واقعی کند.

ارگانهای قوه قضائی را از بیت رهبری مستقل کنند
قوه قضائیه طی این سال‌ها که زیر رهبری دستگاه اداری ولی فقیه بوده است نه تنها نتوانسته با اختلاس گران و دزدان اموال مردم مقابله کند بلکه به مرکزی برای دزدی و اختلاس تبدیل شده است. قوه قضائیه باید مستقل از دستگاه اداری ولی فقیه بشود. همچنین با حذف دادگاه‌های انقلاب و دادگاههای ویژه روحانیت که محرمانه است و در قانون اساسی نیز پیش بینی نشده است همه خطاهای اداری و جنائی آن‌ها همانند دیگران در محاکم عمومی و علنی محاکمه شوند.

انحصار‌ها را حذف کنند
مهم‌ترین صدمه‌ای که سیستم اقتصادی-سیاسی کنونی نظام به ایران وارد آورده، بدون شک، سیستم انحصاری و در نتیجه رانت خواری است که ریشه فساد خانمان سوز مملکت است می‌باشد. انحصار طلبی و انحصار جوئی و در نتیجه رانت خواری اصل رقابت سالم و آزاد را از بین می‌برد. کارگزاران و کارآفرینان بجای رنج و زحمت و نو آفریدن به دنبال پیدا کردن و بدست آوردن یک منبع انحصاری هستند که بتوانند درآمد و ثروت نا‌موجه و فوری و فوتی به جیب خود بزنند و همه متوجه‌اند که این دستاورد مجانی نیست. بنابراین برای این دستآورد باید به متولین نظام نزدیک شد و دهن شیرینی متناسب شأن ووجهه آن‌ها داد و آن‌ها هم سهم دیگران را باید کنار بگذارند و این سلسله زنجیر فساد ادامه دارد تا به منتها الیه مراتب نظام. فساد بنیادین شده که مملکت را فرا گرفته در همه شئون و طبقات نظام غوغا می‌کند. بنابراین فساد بنیادی ایران با دستگیری جنجالی عدهای حل نمی‌شود. باید سیستم انحصاری-رانت خواری را از کل سیستم بطور کلی ریشه کن کرد.

بنیاد‌ها رااز بیت رهبری جدا کنند وبه دولت بدهند که حساب پس بدهند
تقریبا  ۵۰ درصد اقتصاد ایران کم و بیش خارج از عرف شناخته شده و پذیرفته دنیا وابسته به بیت رهبری هستند و نه تنها مالیات نمی‌پردازند بلکه بعنوان منبع تولید درآمد و ثروت برای انتقال به وابستگان بیت رهبری هستند. این بنیاد‌ها تابع قوانین مالی و مالیاتی نیستند. بعلاوه آن‌ها مانع دستیابی مردم کوچه و بازار به منابع اقتصادی مملکت هستند و خصوصا مانع از رقابت سالم و پویائی اقتصادی در سطح مملکتی هستند. این بنیاد‌ها را باید از زیر چتر محافظتی بیت رهبری بیرون آورد تا در بازار به رقابت سالم بپردازند. آن‌ها باید مانند سایر واحد‌های اقتصادی مالیات بپردازند به دولت (مجلس) حساب پس بدهند.

در این مورد باید گفت که نیرو‌های انتظامی مانند بسیج که ورای دولتند و بیشتر برای محافظت بیت رهبری و سرکوبند نیز از این قاعده مستثنی نیستند. این‌ها هم رانت خواری می‌کنند و باید به زیر فرمان ریاست جمهور منتقل بشوند.

رسانه‌ها را از بیت رهبری مستقل کنید
در حال حاضر ملت برای دستیابی به خبرهای موثق و جاری باید به رسانه‌های خارجی مانند صدای آمریکا، بی‌بی سی، و فضای مجازی که دولت دستکاری کنترل می‌کند مراجعه کنند. کنترل رسانه‌ها آن‌ها را غیر قابل اعتماد کرده و مردم را به دامن رسانه‌های خارجی رهانده است. نظام از تهاجم فرهنگی خارجی‌ها که خود موجب آن است اظهار نا‌حوشنودی می‌کند. بنابراین با آزادی، استقلال، و خصوصی سازی رسانه‌ها نظام می‌تواند پخش مستقیم اطلاعات سالم، صحیح، و قابل اعتماد بوسیله شهروندان ایران در ایران را فراهم کند. باین ترتیب هم مردم را ارضا می‌کند و هم از تهاجم فرهنگی که مایه نا‌رضایتی نظام است جلوگیری می‌شود.

اتحادیه‌های کارگری را از دولت و نظام مستقل کنید
در حال حاضر اتحادیه‌های کارگری ایران مستقل نیستند و نظام به آن‌ها اجازه نمی‌دهد که از حق و حقوق آن‌ها طرفداری کند در نتیجه کارگران بیشتر و بیشتر در فقر زندگی می‌کنند و راه و چاره‌ای برای پیشبرد منافع خود ندارند. بنابراین سریع‌ترین مسیر برای احقاق حقوق آن‌ها وجود اتحادیه‌های غیر دولتی و خود کفا است.

بانک مرکزی را از دولت و نظام مستقل کنند
بانک مرکزی دو وظیفه کلی دارد. اول تولید و کنترل میزان نقدینگی و دیگر نظارت به بانک‌ها است. می‌توان گفت که بزرگ‌ترین ظلمی که در حق شهروندان یک مملکت می‌توان کرد همین تزریق بی‌ملاحظه و بی‌حد و حصر پول و ایجاد تورم است. تورم، مالیاتی است بردرآمد و ثروت شهروندانی که قدرت دفاع از درآمد خود را ندارند. تورم یک توزیع نا‌عادلانه‌ای است که از قدرت خرید افراد بی‌بضاعت و مستحق که دارای مستمری و یا حقوق ثابت که با نرخ تورم افزایش نمی‌یابد هستند، کسر کرده و به افرادی که دارای مکنت مالی هستند و آن‌ها که دارای مشاغلی هستند که درآمد آن‌ها با تورم افزایش می‌یابد، می‌دهد. رابین هود برعکس. به طور مثال معلمی که حقوق بگیر است باید برای خانواده خود نان به قیمت بازار بخرد ولی حقوق او به قیمت بازار نیست، بنابراین باید دندان به جگر بگذارد و شاهد ذجه وزاری جگرگوشگان خود از زور گرسنگی شب بارا به صبح برساند. بنابراین تورم می‌تواند در یک «کشور اسلامی» حتی شرعا حرام و نا‌مشروع باشد.

همگان می‌دانند که تورم یک پدیده پولی است و در نتیجه تنها راه کنترل تورم کنترل نقدینگی است که وظیفه بانک مرکزی است. هر روش دیگر منتج به شکست است و تا نقدینگی را کنترل نکنیم تورم رام نخواهد شد.

به عقیده اکثراقتصاد دانان تنها حرکتی که می‌تواند برای همیشه مسئله تورم را از مشغله ملت خارج کند جدا کردن سیاست از تولید نقدینگی است و اینکار را با استقلال کامل بانک مرکزی از دولت و مجلس و سایر ارگانهای دولتی (کل نظام سیاسی) می‌توان عملی کرد.

وظیفه دیگر بانک مرکزی نظارت بر بانک‌ها است. در حال حاضر وام‌ها به کسانی می‌رسد که از روابطی در سیستم بانکی برخوردارند. بنابراین وامهای کلان میلیارد تومانی در قبال وثیقه‌های پوچ و بی‌ارزش بیشتربه آن‌ها که رابطه دارند داده می‌شود و آن‌ها که واقعا می‌خواهند شغلی برای خود دست و پا کنند و نانی به دست آورند که زندگی خود را به راه بیاندازند، دسترسی به منابع بانکی ندارند. بنابراین اکثر بانک‌ها عملا ورشکسته‌اند بدین معنی که ارزش بدهیهای آن‌ها به صاحبان سپرده‌ها بیش از ارزش واقعی وثیقه‌ها هستند و اکر مردم بخواهند پول خود را از این بانک‌ها بیرون بیاورند، این وثسقه‌ها جوابگوی مردم نخواهند بود. توجه باید کرد که این پول بانک‌ها، پول سپرده مردم است که بانک‌ها به آن‌ها وام داده و پول شخصی بانک نیست. بنابراین باید قانونی از مجلس گذراند که بانک‌ها شفاف شوند و همه ماهه اعلام کنند که بدهکاران عمده چه کسانی هستند و چه نوع وامهایی دریافت کرده‌اند و وثسقه‌های آن‌ها کداممند. این عمل ممکن است جلوی همکاری بانک‌ها با سفته بازان را تا حدی بگیرد. ممکن است که متقاضیان کوچک نیز شانسی در گرفتن وام پیدا کنند.

بهر حال وظیفه ما این است که با هم تعامل کنیم و فرهنگ جدید سیاسی برای پیشبرد اهداف مملکت ایجاد کنیم. بامید روزهای بهتر.

 

برچسب ها :

ناموجود