کد مطلب : 1384
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ - ۱۹:۱۵
- بازدید

روزنامه‌های تهران، جنگ سرد منطقه، سرنوشت حریری

روزنامه‌های تهران، جنگ سرد منطقه، سرنوشت حریری
فرید مدرسی در مقاله ای در ایران نوشته به نقل از رییس جمهور روحانی در پایان جلسه با روسای دیگر قوا نوشته: همه رسانه‌ها از جمله رسانه ملی، گردانندگان فضای مجازی و تریبون‌های مختلف، باید متوجه باشند که تصمیم و هدف قدرت‌های بزرگ بویژه امریکا و آنچه در منطقه شاهدیم نسبت به ایران، نهایتاً این است که مردم را به آینده ناامید و کم‌امید کرده... لذا همه باید هوشیار باشند که در زمین دشمن بازی نکرده و در این دام نیفتند؛

:روزنامه نگار:بی بی سی :روزنامه‌های امروز صبح تهران، یکشنبه ۲۱ آبان در صفحات اول خود از جلسه مشترک سران سه قوه و رسیدگی به حال مالباختگان صندوق های اعتباری ورشکسته خبر داده و در مقالات خود همچنان تشنج در روابط ایران و سعودی را مهم ترین خبرها دانسته و از دولتمردان خواسته اند علیرغم نظر تندروها با خویشتن داری با تحرکات آمریکا و سعودی روبرو شوند چرا که برنامه جدید در آن کشور قبیله ای عملی نیست.

تیتر و عکس صفحه اول روزنامه ایرانحق نشر عکس Iran
Image caption تیتر و عکس صفحه اول روزنامه ایران

جنگ سرد با هدف نومیدی

این روزنامه نگار ضمن این که سخن رییس دولت را بااهمیت خوانده و نوشته: استراتژیِ امیدزدایی با دو بازویِ قرینه اجرایی می‌شود؛ از یک طرف ناامید کردن جامعه با تقویت بی‌اعتمادی نسبت به مقامات و همزمان «آفریدن امید کاذب»، به ظاهر در حمایت از این مقامات. این استراتژی همچون ویروسی سه‌زمانه گذشته، امروز و آینده را در برمی‌گیرد و همچون موریانه تمامی ستون‌های نظام سیاسی و اجتماعی را از درون تهی و پوچ می‌کند که ناگهان فقط از ستون‌هایی به ظاهر سالم و بانشاط، پوسته‌ای می‌ماند و در یک لحظه فرو می‌ریزد.

انتخاب مسیر درست

داریوش احمدی در سرمقاله بهار با اشاره به برگزارى دو نشسـت سران قواى سه گانه کشور در دوازده روز گذشته آن را اتفاقى بى نظیر خوانده و نوشته: علت برگزاری چنین نشست هایى علاوه بر روحیه تعاملى رییس جمهور روحانى به شـرایط حساس کشـور در این روزها هم باز مىگردد. در شـرایط سخت بیشـتر از هر زمانى به وحدت و همگرایى بین مسئولان ارشـد کشـور نیاز است و نشست سران سه قوه یکى از ابزارهایى است که مى تواند سبب افزایش این همگرایى شود.

نویسنده مقاله با اشاره به گلایه هـا و اعتراضـات مالباختگان موسسـات مالى غیرمجاز که جامعه را در برگرفته نوش. برخى از پرونده ها و معضلاتى که گریبان کشور را گرفته است همچون همین قصه پرغصه مالباختگان کاملا بین بخشـى اسـت و نمى توان یک قوه و یا مرکز مشـخص را مقصـر به وجود آمدن آن و مسـئول حل وفصل آن دانسـت. درباره چنین پرونده هایى مسـیر درسـت، هماهنگى میان سه قوه و توجه به ایـن نکتـه اسـت که بـدون همراهى هر سـه قوه بـا هم امـکان حل چنین معضلات پیچیدهاى وجود ندارد.

بهار در نهایت به این جا رسیده: وجه سـوم مفید بودن چنین نشسـت هایى گفتگوى رودررو و مسـتقیم میان سـران قوا اسـت. واقعیت آن است که براىب هر نوع اختلافى چه داخلى و چه خارجى بهترین انتخاب گفتگوى صریح و رودررو است. در ماههاى اخیر شـاهد بودیم که گفتگوهاى غیرمستقیم و با زبان کنایه و اشاره برخى مسـئولان نظـام بـا یکدیگر جّو سیاسـى کشـور را که مى رفـت پس از انتخابات۹۶ به یک آرامشى برسد به طور بلاوجهى ملتهب کرد.

کارتون فیروزه مظفری، اعتمادحق نشر عکس Etemaad
Image caption کارتون فیروزه مظفری، اعتماد

صلح؛ گزینه برتر منطقه

صادق ملکی در روزنامه ایران نوشته: آرامش از جغرافیای خاورمیانه رخت بسته است. گرچه عربستان با دو بن‌بست یا تنگنای ژئوپلتیکی مواجه است از یکسو با شکست داعش و ادامه مقاومت یمنی‌ها نه تنها نتوانسته است مسلط بر حیاط خلوت خیالی خود شود، بلکه با هدف قرار گرفتن ریاض توسط موشک‌های یمنی خطر نه در مرزها بلکه به نزدیکی کاخ‌های سعودی رسیده است. از سوی دیگر ساختار سنتی و فرسوده قدرت در عربستان که متکی به سازو کار شیخی- قبیله‌ای است دیگر پاسخگوی نیازهای امروز سعودی نیست. سلمان برای غلبه بر این دو معضل همزمان به دو اقدام دست زده است.

به نوشته این مقاله: ولیعهد سعودی که امروز یا فردا بر تخت خواهد نشست، با وادار کردن حریری به اعلام استعفا در ریاض با طرح اتهامات علیه ایران، از یک سو قدرت خود را به رخ می‌کشد و از سوی دیگر لبنان را به‌عنوان آدرس تلافی عدم موفقیت در یمن نشان می‌دهد. همزمان سلمان سعی دارد با بازتعریف ساختارهای عربستان شرایط گذر سعودی از نظامی قبیله‌ای به سیستمی مدرن را فراهم نماید. بخش مهمی از دستگیری های روی داده در عربستان به این هدف صورت گرفته است.

نکته اصلی مقاله ایران چنین است: دور شدن از سلفی گری و گام برداشتن در جهت تحقق دولتی مدرن اگرچه در بخش مهمی از تحقق اهداف ۲۰۳۰ ریاض است، اما این هدفی است که در درون خود می‌تواند در بخش‌هایی اگر ریل روابط تهران و ریاض در مسیر تعامل قرار نگیرد، علیه ایران وارد عمل شود. تهران و ریاض هر دو به‌دنبال توسعه اقتصادی هستند که دستیابی به آن تنها در فضای صلح میسر است. باشد که تهران و ریاض به دام درگیری‌ها گرفتار نشده و جغرافیای جهان اسلام را درگیر جنگی داخلی نکنید.

سرانجام سعودی‌ها

عباس عبدی در سرمقاله اعتماد با پرسش چه برنامه‌ای پشت این اقدامات سعودی‌ها وجود دارد نوشته: برخی‌ها معتقدند طرح مشترک امریکا و اسراییل است. برخی نیز آن را درون‌زا و از سوی محمد بن سلمان می‌دانند. به نظر می‌رسد که اسراییل هیچگاه به قدرتمند شدن یک کشور جهان عرب رضایت نخواهد داد و هر برنامه‌ای که از سوی اسراییل حمایت شود، مآلاً باید به تضعیف بیشتر عربستان منتهی شود. هرچند در ظاهر و در ابتدا همسو باشند.

در ادامه مقاله آمده: اگر برنامه از سوی شخص محمد سلمان باشد با توجه به اینکه شخصی است و پس‌زمینه سیاسی و اجتماعی قدرتمندی او را همراهی نمی‌کند، بنابراین بعید است که حتی در گام‌های اولیه نیز موفق باشد. به ویژه آنکه برنامه‌های شخصی‌محور از این قاعده تبعیت می‌کنند که به نسبت بلندپروازانه هستند و هنگامی که با نخستین مشکلات مواجه شد، همه حامیان آن، خود را کنار می‌کشند و تمام تقصیرات را بر سر رهبر اصلی تغییرات می‌اندازند. نمونه روشن آن شاه ایران بود که در سال آخر حکومتش نزدیکانش نیز از او تبری می‌جستند.

بنابراین برداشت تحلیلی روزنامه اعتماد: از وضعیت عربستان و سیاست‌های توسعه‌طلبانه و نوسازی چنین است که: به احتمال زیاد آن کشور با بحران مواجه خواهد شد. وظیفه سیاستگذاران خارجی کشور این است که خیلی نگران اقدامات عربستان نباشند. لزومی ندارد که درگیر مناقشات عربستان شوند، این رژیم دیر یا زود با وضعیتی مواجه خواهد شد که از رفتار کنونی‌اش پشیمان می‌شود. این تحلیل بیش از اینکه سیاسی باشد، جامعه‌شناختی است.

خواب‌های آشفته

رحیم لاری در مقاله ای در جوان نوشته: حالا یک هفته از استعفای سعد حریری، نخست‌وزیر لبنان می‌گذرد و دیگر کمتر کسی در لبنان است که نسبت به حبس او در ریاض، پایتخت آل سعود، شک و تردیدی داشته باشد. جریان همسو با حریری در لبنان و به خصوص شخصیت‌های مطرح از حزب المستقبل در روزهای اول اعتقادی به این موضوع نداشتند و به همین دلیل هم بود که فؤاد سنیوره، نخست‌وزیر پیشین لبنان، پس از این جریان به دیدار میشل عون، رئیس‌جمهور لبنان، رفت تا به او اطمینان بدهد که حریری در حبس و تحت نظر نیست.

نویسنده مقاله روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران تاکید کرده: محمد بن سلمان، ولیعهد و وزیر دفاع آل سعود، می‌توانست یک هفته قبل با پخش تلویزیونی استعفای حریری لبخندی بزند با این تصور که می‌تواند برنامه‌اش را برای لبنان به راحتی پیش ببرد. حالا معلوم شده که برنامه او یک جابه‌جایی در پست نخست‌وزیری لبنان است به این نحو که برادر سعد حریری، بهاء حریری، جای او را در این مقام بگیرد. سعودی‌‌ها برای پیشبرد این کار حتی خانواده حریری را به ریاض فراخواندند تا با کسب حمایت آنها از این جابه‌جایی مرحله یا مراحل بعد کار را انجام دهند اما واکنش این خانواده چیزی نبود که بن‌سلمان و دیگر سعودی‌‌ها انتظارش را داشتند.

جوان افزوده: سوق دادن لبنان به سوی جنگی علیه حزب‌الله یک وجه دیگر از خواب و خیال بن سلمان برای این کشور بود. اما مجموع این شرایط برخلاف انتظارات بن‌سلمان پیش رفته و اگر میشل عون موضوع را از طریق شورای امنیت و با شکایت از آل‌سعود پیش ببرد، شرایط برای بن سلمان و دیگر حکام آل‌سعود از این هم بدتر خواهد شد.

این تیترهای دو‌قطبی

عبدالجواد موسوی در ستون هفتگی خود در اعتماد نوشته: ظاهرا دوستانی که صراحتا با تیترهای تحریک‌آمیز امنیت این سرزمین را به بازی گرفته‌اند دست‌بردار نیستند. یعنی به جای عذرخواهی و تامل در کار ناپسندشان اصرار دارند به دیگران بقبولانند نه تنها اشتباه نکرده‌اند بلکه مخالفان آن تیتر کذایی در صف مدافعان رژیم آل‌سعود قرار دارند و مدافعان آن تیتر، غیرتمندانی دلیرند که در فضای سوسول‌پسند این روزگار، مظلوم واقع شده‌اند.به نظرم دیگر باید تعارف و اشارت و کنایه را کنار گذاشت و همچین رک و پوست کنده با این مدعیان انقلابیگری دو کلمه حرف حساب زد.

به نوشته این روزنامه نگار: فرض که جمهوری اسلامی یک عده نیرو دارد که فردا‌روزی که لازم شد، می‌توانند منافع غرب و امریکا را در سرتاسر جهان به خطر بیندازند، مگر همچین چیزی را توی مجله و روزنامه می‌نویسند؟ این که لو دادن همه توانمندی‌های بالقوه و بالفعل نظام است! انتشار این حرف‌ها یعنی چه؟ اصلا مگر آدمیزاد نقشه‌ای را که در سر می‌پروراند آشکارا بیان می‌کند؟

نویسنده مقاله اعتماد تاکید کرده: هیچ‌یک از بخش‌های نظام به این حرف‌ها رنگ تحقق نخواهد بخشید و غالبا از چپ تا راست را اینقدر عقل و کفایت باشد که به حرف‌های مهیج ژورنالیستی وقعی ننهند و سرنوشت یک ملت و یک سرزمین را بازیچه دست چند ماجراجو نکنند. اما مضحک‌ترین بخش ماجرا همین ساختن دوقطبی‌های چندش‌آور و مضحکی است که این دوستان مدعی انقلابیگری در پی آنند. از نظر این مدعیان همه کسانی که با آن تیتر کذایی مشکل دارند عاملان عربستان سعودی‌اند یا دست‌کم خوشگذران‌های لاابالی‌ای که نصف بیشتر سال را در عشرتکده‌های دوبی می‌گذرانند.

تشویق کیهان و تنبیه بقیه

مدیر مسوول محترم روزنامه دوست‌داشتنی کیهان آمده : سلام گلم جسارت ما را بپذیرید که داریم چیزی را به شما ابلاغ می‌کنیم‌. شما خودتان از «خوبای ابلاغ» کشور هستید‌.

نظر به اینکه طی روزهای اخیر به خاطر تیتر کیهان عزیز مبنی بر اعلام هدف بعدی انصارالله یمن که دوبی باشد، جنجال‌هایی از سوی اصلاح‌طلبان هوچی‌گر و به اصطلاح عدالت‌خواه به راه افتاده است، تصمیم گرفتیم که به عنوان قدردانی، شما را به دو روز تعطیلات تشویقی دعوت کنیم‌ اما در رسانه‌ها اعلام می‌کنیم که دو روز توقیف شده‌اید که دلشان خوش بشود و فکر کنند که شما هم از دیگران مستثنی نیستید ولی هستید‌.

در ادامه نامه ابلاغیه مدیر کیهان آمده: از آنجایی که شما و کارکنان زحمتکش این روزنامه سال‌های سال است که بدون استراحتی به مبارزه با اشرافی‌گری پرداخته‌اید و احتمالا خیلی خسته هستید روزهای شنبه و یکشنبه شما را به زور به سفر کیش می‌فرستیم تا مقداری ریلکس کنید‌. هتل رزرو و بلیت هواپیما به اندازه کافی تهیه شده که تا یک ساعت دیگر پیک موتوری خدمت‌تان تقدیم می‌کند‌. حوله و مایو نیز به تعداد کافی برای دوستان در لب ساحل تدارک دیده شده تا از سواحل نیلگون خلیج همیشه فارس لذت کافی و وافی را ببرید‌.

طنزنویس قانون در آخر نوشته: اگر احساس می‌کنید که خستگی‌تان با این دو روز در نمی‌رود، تا هر وقت که دلتان خواست به تعطیلات ادامه دهید‌. ما خودمان از دوشنبه صبح روزنامه را چاپ می‌کنیم، خیال‌تان از بابت همه چیز راحت باشد‌. با احترام و تشکر. اداره تشویق روزنامه کیهان و تنبیه روزنامه‌های دیگر

کارتون مسعود ضیایی زردخشویی. قانونحق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون مسعود ضیایی زردخشویی. قانون

ای کاش حال حیوانات بهتر شود

آساره کیانی در گزارشی در همدلی صحنه ای را توصیف کرده که: ـ فرار کرده رفته توی بوتیک، دو نفر مامور، به زور از پشتِ لباس و خرت و پرت‌ها بیرونش می‌کشند و هُلش می‌دهند توی خیابان؛ گردنش را می‌گیرند و طوری که یک ‌طرف صورتش روی زمین باشد و نفس‌هایش، از لای دهان باز و چشم‌های بسته، به شماره بیفتد. بعد چندتا ضربه با چوب (یا یک میله بلند) می‌زنند به بدنش و بعد همان میله بلند را در جای خاصی از بدنش فرو می‌کنند؛ اولش تقلا می‌کند و حتی خودش را با همان میله به هوا پرتاب می‌کند، شاید رها شود اما همان‌طور روی زمین نگهش می‌دارند و این کار را تا جایی ادامه می‌دهند که از تقلایش کاسته شود.

به نوشته این گزارشگر: در تمام این مدت، مردم دوره‌اش کرده‌اند و جیغ و هورا می‌کشند؛ دورببن‌های موبایل می‌رود روی صورت جوانان برومند و مردان قوی‌هیکل که از این اتفاق خوشحالند؛ کودکانی هم هستند که سعی می‌کنند با شیطنت خودشان را توی کادر دوربین جا بدهند و زبان‌درازی کنند و همراه با خوشحالی بزرگ‌ترهایشان، ولوله کنند. مردان دست می‌زنند و هم‌صدا می‌گویند:«نیروی انتظامی، تشکر؛ تشکر.»

گزارشگر همدلی ادامه داده: داعش هم که به ایران آمده بود، ندیده‌ بودیم این‌طوری با او برخورد کنند؛ در واقع او نه یک نیرو و فرستاده داعش و سایر نیروهای تروریستی منطقه بود نه قاچاقچی و دزد و متجاوز و متعدی به ناموس؛ او حتی یک معتاد متجاهر هم نبود؛ او فقط یک شغال بود. حالا همه منتظرند. حتی آن‌ها که در شیراز با اسید کشته شدند. فعالان محیط زیست باید امیدوار باشند که قانون در مورد حیوان‌ها تنها به شکل تصویب نماند و اجرایی شود.

کارتون مهدی عزیزی. شهروندحق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون مهدی عزیزی. شهروند

یک زمانی دزدی شرف داشت

آیدین سیار سریع در ستون طنزی در صفحات طنز قانون نوشته: یک روز با جمشید نشســته بودیم و به دیوار خیره شده بودیم که جمشید یک سوال کلیشه اى مطرح کرد و پرســید: مــا چرا اینقدر بى پولیــم؟ با تردید نگاهــش کردم و گفتم: چون… نگذاشــت جوابم را کامل کنم و گفت: آفرین! چون بى عرضه ایم. گفتم: البته مى خواستم بگم چون کار نمى کنیم. گفت: کار چیه برادر من؟ کــى کار می کنه؟ اصلا تو این دوره و زمونه پول تو اینه که کار نکنى. گفتم: خب حالا برنامه ات چیه؟ گفت: بریم بانک بزنیم بلکه به نون و نوایى برسیم.

به نوشته طنزنویس: گفتم: بابا می گیرنمون. گفت: خب؟ گفتم: می ندازنمون زنــدون! گفت: خب؟ گفتم: این همــه آزادى اى که الان داریم رو از دســت می دیم. گفت: خب؟ گفتم: باید هر روز تو یه سلول کوچیک صبح رو شــب کنیم. گفت: خــب؟ گفتم: روزى دو وعده غذاى بدمــزه می دن به خورد آدم. گفت: خب ما امروز ناهار چى خوردیم؟ گفتم: بادمجون آبپز با سس منقضى بیژن. جمشــید دیگه هیچى نگفت. گذاشــت خودم به این نتیجه برســم که در زندان کرامت انسانىمان بیشتر حفظ مى شود. گفتم: باشه داداش قبوله. بریم بزنیم. پاشــدیم و هر کدام یک کولــه انداختیم روى دوشمان و بــه نزدیکترین بانــک مراجعه کردیــم. جمعیت زیــادى از زنان و مردان عصبانى پشــت در بانک ایســتاده بودند و با صداى بلند چیزهایى مى گفتند.

طنزنویس قانون افزوده: به جمشــید گفتم: چه خبره گفت: نمی دونم، بریم بپرســیم. رفتیــم و از یکــى از آقایانــى که روبــه روى بانک ایستاده بودند، پرســیدیم: آقا ببخشید، صف دزدى بانکه؟ با بى حوصلگى پرســید: شــما هم واسه این دلــه دزدی ها اومدین؟ صادقانــه گفتیم: بله. گفت: پــس برین ته صف! ما هــم از آنجایى که دزدهاى حرف گوش کنى بودیم، رفتیم ته صف تا نوبتمان شــود. از مردى کــه در انتهاى صف ایســتاده بود، پرســیدیم: آقا ببخشید، خیلى عذر مى خواهیم، شما اینطــورى که بدون نقاب و ماســک و این چیزها اومدید، نمى ترســید دوربین ها بگیرن دردســر شه؟ گفــت: بگیرن. به درک. کار مــا دیگه از این حرفا گذشــته.

راستش من و جمشــید از حرف این مرد بزرگوار خجالت کشــیدیم و ترجیــح دادیم ما هم نقاب هاىمــان را دربیاوریــم و دزدهایــى از جنس مردم باشــیم.

برچسب ها :

ناموجود