کد مطلب : 1203
تاریخ انتشار : شنبه ۶ آبان ۱۳۹۶ - ۲۳:۳۲
- بازدید

پاسخ همسر احمدرضا جلالی به دادستان تهران

پاسخ همسر احمدرضا جلالی به دادستان تهران
احمدرضا جلالی، استاد، پژوهشگر مدیریت حوادث مترقبه و پزشک که به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده، در ماه آگوست نامه‌ای از داخل زندان با عنوان «چرا من از سوی وزارت اطلاعات بازداشت شدم؟» به طور کامل توضیح می‌دهد که به دلیل همکاری نکردن با وزارت اطلاعات برای جاسوسی به نفع ایران، بازداشت و سپس تهدید به اعدام شده است.؛

نامه احمدرضا جلالی: نپذیرفتم جاسوسی کنم

احمدرضا جلالی، استاد، پژوهشگر مدیریت حوادث مترقبه و پزشک که به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده، در ماه آگوست نامه‌ای از داخل زندان به زبان انگلیسی نوشته که در روزهای اخیر، پس از اعلام حکم دادگاهش در روز ۲۹ مهرماه منتشر شده است. احمدرضا جلالی در این نامه با عنوان «چرا من از سوی وزارت اطلاعات بازداشت شدم؟» به طور کامل توضیح می‌دهد که به دلیل همکاری نکردن با وزارت اطلاعات برای جاسوسی به نفع ایران بازداشت و سپس تهدید به اعدام شده است.

آقای جلالی این نامه را در ماه آگوست نوشته، در روزهایی که قاضی صلواتی از پذیرش وکلای او کارشکنی می‌کرد و هنوز جلسه دادگاهی برای او برگزار نشده بود اما بازجویانش و قاضی صلواتی او را پیش از برگزاری دادگاه بارها تهدید به اعدام کرده بودند و این زندانی به دلیل این تهدیدها مدتی دست به اعتصاب غذا زد.

او در انتهای نامه‌اش با قید تاریخ نوشتن نامه آورده است: «من از فروردین ۲۰۱۶ تا الان که آگوست ۲۰۱۷ است در بازداشت و زیر تهدید اعدام به سر می‌برم. چندین بار درخواست ملاقات با مقامات حقوق بشری در ایران را کردم اما هر بار درخواستم رد شد. همچنین من اجازه ندارم تا با سفیر سوئد در ایران ملاقات کنم. حتی در زمانی که سفرای اروپا از زندان اوین در روز ۲۰ ژولای ۲۰۱۷ ملاقات داشتند، من را به سلول انفرادی ۲۰۹ منتقل کردند تا از هر دیداری با آن‌ها جلوگیری شود.»

احمدرضا جلالی، استاد و پژوهشگر مدیریت حوادث مترقبه که در اردبیهشت ماه ۱۳۹۵ بازداشت شد از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اتهام محاربه از طریق جاسوسی برای دولت متخاصم اسراییل به اعدام محکوم شده است. این حکم روز شنبه ۲۹ مهرماه ۹۶ به وکیل او ابلاغ شد.

این زندانی محکوم به اعدام در ابتدای نامه خود نوشته: «من احمدرضا جلالی از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۸ به عنوان محقق، استاد و برنامه‌ریز در حوزه طبیعت و مدیریت بحران در وزارت بهداشت ایران کار می‌کردم.» او در جملات دیگر توضیح می‌دهد که در سال ۲۰۰۸ در مقطع دکتری در موسسه‌ای در استکلهم سوئد شروع به تحصیل کرده است و پذیرش و امور ویزایش همه به عهده دکتر گانر اوهلن، مدیر دپارتمان اورژانس پزشکی بوه و در دوران تحصیلش گهگاه به ایران برای سخنرانی، ارائه مشاوره برای پروژه‌های تحقیقاتی و برنامه‌های مدیریت بحران سفر می‌کرده است.

احمدرضا جلالی در پارگراف دیگر توضیح می‌دهد: «چند ماه پس از این‌که من مدرک دکترایم را بگیرم، در سال ۲۰۱۲، وقتی در ایران بودم شخصی از مرکز نظامی با من تماس گرفت و خواست در ایران بمانم و در دانشگاه نظامی در حوزه دفاع منفعلانه و موضوعات مبارزه با تروریسم مشغول به کار شوم. من این پیشنهاد را نپذیرفتم و به او گفتم که دوست دارم فوق دکتریم را در حوزه مدیریت بحران در اروپا ادامه دهم.»

طبق آنچه آقای جلالی در نامه‌اش نوشته بین سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۶ پیش از دستگیری او در پروژه‌ها و برنامه‌های آموزشی زیادی در حوزه مبارزه با تروریسم و مدیریت بحران در کشورهای مختلف اروپا فعالیت داشته است.

این پزشک و استاد متهم به محاربه درباره دومین باری که از سوی وزارت اطلاعات و مراکز نظامی به او تماس گرفته شده، می‌نویسد: «در سفرم به ایران در سال ۲۰۱۴، دو نفر از مرکز نظامی و وزارت اطلاعات با من ملاقات کردند. آنها از من خواستند تا برای شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات و داده‌ها (جاسوسی کردن) از اروپا با آن‌ها همکاری کنم. این همکاری شامل حیطه برنامه‌های حساس و پروژه‌های تحقیقاتی درباره مبارزه با تروریسم و مدیریت بحران بود. جواب من منفی بود و به آن‌ها گفتم که من فقط یک دانشمند هستم و نه جاسوس. کمک علمی من به مرکز آکادمیک ایران از عشقم و تعهدم به سرزمین مادریم است. اما اگر شما از من چیز دیگری مانند جاسوسی کردن بخواهید من ترجیح می‌دهم که همکاریم را با ایران قطع کنم. اما آن‌ها از من خواستند تا این ملاقات و پیشنهاد را فراموش کنم و من را مطمئن ساختند که هیچ مشکلی وجود ندارد و من باید همکاریم را با مرکز آکادمیک ایران ادامه دهم.»

احمدرضا جلالی مجددا در سال ۲۰۱۵ برای سخنرانی و شرکت در برنامه‌های آموزشی به ایران دعوت شد که «ناگهان از سوی وزارت اطلاعات بازداشت شدم و متهم به فعالیت تبلیغی علیه نظام شدم. آن‌ها به من گفتند «شما یک سری موضوعات و داده‌های محرمانه درباره زیرساخت‌های حیاتی، پروژه‌‌های ایران درباره سیستم دفاعی و مدیریت بحرانش را جمع‌آوری کردید و آن‌ها را به اسراییل دادید. آن‌ها به من به من گفتند این اتهام را از سال ۲۰۰۸ دارم و به من گفتند «تمام دوران دکتری و فوق دکتری و همچنین ویزا و اقامتم (موقت و همیشگی) ر اروپا (سوئد و ایتالیا» از طریق اسراییل هماهنگ و پیشنهاد شده است و به جایش من باید به نفع آن‌ها جاسوسی می‌کردم.»

احمدرضا جلالی با اظهار این‌که این اتهام را رد کرده نوشته است: «من هرگز ارتباطی و یا همکاری با هیچ سرویس اطلاعاتی نداشته‌ام نه برای اسراییل و نه برای هیچ کشور دیگری. من هرگز به اسراییل سفر نکردم و همچنین هرگز هیچ دوست یا همکاری از کشور اسراییل نداشتم. ده‌ها پروفسور و محقق در سوئد و ایتالیا هستند تا با آن‌ها ارتباط بگیرید و بپرسید.»

این زندانی در ادامه از شکنجه‌هایی که برای اعتراف اجباری شده نوشته است: «تیم بازجویی وزارت اطلاعات برایش مهم نبود که من چه چیزهای را توضیح می‌دهم. آن‌ها من را در یک سلول انفرادی به اندازه‌ سه در پنج در بند ۲۰۹ انداختندو بارها من را شکنجه روحی و جسمی کردند، تهدید و تحقیرم کردند، دروغ به من گفتند و همچنین اجازه دسترسی به وکیل را به مدت هفت ماه نداشتم، چیزی که منجر به اعترافات اشتباه من و ساختن فایلی از دروغ ها و اتهامات بی‌اساس و بدون سند و دلیل از جرم شد.»

او در پایان نامه‌اش نوشته است: «من هرگز فعالیتی علیه کشورم نداشتم. من هرگز برای کشور اسراییل یا هر کشور دیگری جاسوسی نکردم. تنها اشتباه من این بود که قبول نکردم تا از اعتماد همکارانم و مسوولان دانشگاه اروپا استفاده و علیه آن‌ها برای وزارت اطلاعات ایران جاسوسی کنم.»

احمدرضا جلالی، استاد و پژوهشگر مدیریت حوادث مترقبه و دارای اقامت سوئد است. او فوق دکتری خود را در رشته مدیریت بحران در دانشگاه پیه مونتو ایتالیا گرفته و پس از آن به همراه همسر و دو فرزنش ساکن کشور سوئد شدند. آقای دجلالی در تاریخ پنجم اردبیهشت ماه ۱۳۹۵ پس از سفر به ایران به قصد شرکت در یک کنفرانس علمی توسط ماموران وزارت اطلاعت دستگیر و روانه زندان اوین شد. او پس از هفت ماه بازجویی در سلول‎های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به بند عمومی منتقل شد. اتهام آقای دجلالی «همکاری با دول متخاصم» عنوان شده است.

این پژوهشگر پیش از بازداشت در پنجم اردبیهشت ماه ۱۳۹۵، بارها برای شرکت در سمینارها و ورک شاپ‎های علمی و تخصصی به دعوت دانشگاه تهران و هلال احمر به ایران سفر کرده و هیچگاه مشکلی برایش فراهم نشده‎ بود.

ویدا مهران‎نیا، همسر احمدرضا جلالی در گفتگویی با کمپین در تاریخ ۱۵ بهمن ۹۵ گفته بود قاضی ابوالقاسم صواتی روز سه شنبه ۱۲ بهمن ماه پس از قرائت کیفرخواست به او اعلام کرده که حکمش «اعدام» است و در روز برگزاری دادگاهش که «چند هفته دیگر خواهد بود» نیز «تغییری در این حکم ایجاد نمی شود.» بیش از ۹ ماه بعد از این تهدیدها او به اعدام محکوم شد.

پاسخ همسر احمدرضا جلالی به دادستان تهران:
این اتهام‌ها تاسف بار است، احمدرضا هیچ‌گاه جاسوس نبوده است

همسر احمدرضا جلالی، زندانی محکوم به اعدام در واکنش به اظهارات دادستان تهران که او را «عامل سرویس جاسوسی موساد» خوانده به کمپین حقوق بشر در ایران گفت: «این اتهام و استدلال‌ها واقعا عجیب و تاسف‌بار است. احمدرضا جاسوس نیست و هیچ وقت با موساد ارتباطی نداشته است. به او اتهام زده‌اند که دولت اسراییل به دولت سوئد برای اقامتش پول داده است. ما چندین بار برگه اقامت در سوئد را برای دولت ایران فرستادیم که مشخص است از چه طریقی احمدرضا به همراه خانواده‌اش اقامت گرفته است اما گویا فایده‌ای ندارد.»

ویدا مهران‌نیا به کمپین گفت: «این اتهام عجیب است و بدتر این‌که ما نمی‌توانیم این طرف کاری بکنیم و احمدرضا هم که در زندان است و هر چه بگوید فایده‌ای ندارد. اتهام را برایش بریده و دوخته‌اند.»

احمدرضا جلالی، پزشک و پژوهشگر مدیریت حوادث مترقبه و دارای اقامت سوئد به اتهام محاربه از طریق جاسوسی برای کشور اسراییل در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اعدام محکوم شده است. این حکم روز ۲۹ مهرماه به وکیل او ابلاغ شده است.

عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران روز سه شنبه دوم آبان ماه یک روز پس از آن‌که حکم اعدام احمدرضا جلالی از سوی همسرش و رسانه‌های سوئد اعلام شد عنوان کرده یکی از عوامل سرویس جاسوسی موساد به اعدام محکوم شده است. دادستان تهران بدون این‌که نامی از احمدرضا جلالی ببرد حکم اعدام کسی که ساکن کشور سوئد بوده را تایید کرده است.

جعفری دولت‌آبادی در توضیح جاسوسی او گفت «با بیش از هشت افسر اطلاعاتی موساد» در ارتباط بوده «و از این طریق اطلاعات مرتبط با فعالیت سایت‌های نظامی، سازمان انرژی اتمی و بسیاری از اطلاعات حساس دیگر را به‌ازای دریافت دستمزد و اخذ اقامت در کشور سوئد به افسران اطلاعاتی موساد انتقال داده است.»

سایت نیچر روز اول آبان ماه اعلام کرد ساعتی پیش ار زسانه‌ای شدن حکم اعدام احمدرضا جلالی، منبعی که نخواسته نامش فاش شود نامه‌ای از احمدرضا جلالی را که در زندان اوین نوشته را در اختیار این سایت قرار داده است. در این نامه احمدرضا دلیل بازداشت خود را رد کردن درخواست جاسوسی برای سرویس اطلاعاتی ایران در سال ۲۰۱۴ عنوان کرده است.

احمدرضا در این نوشته با ذکر این‌که برای اعتراف دروغین بارها تحت شکنجه روحی و جسمی قرار گرفته است، نوشته است: «من هرگز عملی در ضدیت کشورم انجام ندادم. من هرگز جاسوسی برای اسراییل یا هیچ کشور دیگری نکردم. تنها تقصیر من این بود که نخواستم جاسوسی برای سرویس اطلاعاتی ایران را قبول کنم و برخلاف اعتماد همکارانم و دانشگاه‌ها در اروپا اقدام کنم.»

بر اساس این دست نوشته، در ۲۰۱۴ دو نماینده از دستگاه های نظامی و اطلاعاتی ایران از جلالی خواستند که در کشورهای اروپایی برای آنها جاسوسی کند. آن ها اطلاعات خاصی می خواستند که طرح های زیربنایی حساس و اقدامات ضد تروریستی در زمینه حملات شیمیایی، رادیواکتیو و بیولوژیکی و نیز برنامه های عملیاتی حساس را شامل می شد اما با مخالفت او مواجه شدند.

احمدرضا جلالی در زمینه بهبود امکانات بیمارستان‌ها برای ارائه خدمات اورژانس پس از حملات تروریستی، رادیواکتیو، شیمیایی و بیولوژیکی همکاری می‌کرده است. همچنین این زندانی پیش از بازداشت بارها به ایران برای دیدار با خانواده‌اش و شرکت در سمینارها و ورک شاپ‎های علمی و تخصصی به دعوت دانشگاه تهران و هلال احمر به ایران سفر کرده و هیچگاه مشکلی برایش فراهم نشده‎ بود. اما در پنجم اردبیهشت ۱۳۹۵ وقتی به دعوت ایران به قصد شرکت در یک کنفرانس علمی به ایران آمد، بازداشت شد. یعنی یک سال پیش از عدم پذیرش جاسوسی برای کشور ایران به نقل از خودش او به ایران دعوت و بازداشت شده است.

احمدرضا جلالی، پزشک و پژوهشگر مدیریت حوادث مترقبه و دارای اقامت سوئد، فوق دکتری خود را در رشته مدیریت بحران در دانشگاه پیه مونتو ایتالیا گرفته و پس از آن به همراه همسر و دو فرزنش ساکن کشور سوئد شدند. آقای جلالی در تاریخ پنجم اردبیهشت ماه ۱۳۹۵ پس از سفر به ایران به قصد شرکت در یک کنفرانس علمی توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگیر و روانه زندان اوین شد. او پس از هفت ماه بازجویی در سلول‎های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به بند عمومی منتقل شد. اتهام آقای جلالی در ابتدا «همکاری با دول متخاصم» عنوان و پس از آن تبدیل به محاربه از طریق جاسوسی برای کشور اسراییل شد.

برچسب ها :

ناموجود